امام دهم

 

امام على ابن محمد ( نقى و گاهى به لقب امام هادى ذكر ميشود ) فرزند امام نهم در سال دويست و دوازده در مدينه متولد شده و در سال دويست و پنجاه و چهار ( طبق روايت شيعه ) معتز خليفه عباسى با سم شهيدش كرده است[1] .
امام دهم در ايام حيات خود با هفت نفر از خلفاى عباسى .
مأ مون و معتصم و واثق و متوكل و منتصر و مستعين و معتز معاصر بوده است .
در عهد معتصم , سال دويست و بيست بود كه پدر بزرگوارش در بغداد با سم درگذشت وى در مدينه بود و به امر خدا و معرفى امامان گذشته بامامت رسيد و به نشر تعاليم دينى ميپرداخت تا زمان متوكل رسيد .
متوكل در سال دويست و چهل و سه در اثر سعايتهائى كه كرده بودند يكى از امراءدولت خود را مأ موريت داد كه آن حضرت را از مدينه به سامراء كه آن روز عاصمه خلافت بود جلب كند و نامه اى مهرآميز با كمال تعظيم به آنحضرت نوشته تقاضاى حركت و ملاقات نمود[2] و البته پس از ورود آن حضرت به سامراء , در ظاهراقداماتى به عمل نيامد ولى در عين حال آنچه ميتوانست در فراهم آوردن وسايل اذيت و هتك آنحضرت كوتاهى نميكرد و بارها به منظور قتل يا هتك , امام را احضار كرده و بامر وى خانه اش را تفتيش نمودند .
متوكل در دشمنى با خاندان رسالت در ميان خلفاء عباسى نظير نداشت و بويژه باعلى (ع ) دشمن سرسخت بود و آشكارا ناسزا ميگفت و مرد مقلدى را موظف داشت كه در بزمهاى عيش تقليد آن حضرت را درميآورد و خليفه ميخنديد .
و در سال دويست و سى و هفت بود كه امر كرد قبه ضريح حضرت امام حسين را در كربلا وهمچنين خانه هاى بسيارى كه در اطرافش ساخته بودند , خراب و با زمين يكسان نمودند و دستور داد كه آب به حرم امام بستند و دستور داد زمين قبر مطهر را شخم و زراعت كنند تا بكلى اسم و رسم مزار فراموش شود[3] .
در زمان متوكل وضع زندگى سادات علوى , كه در حجاز بودند به مرحله رقت بارى رسيده بود چنانكه زنهاى ايشان ساتر نداشتند و عده اى از ايشان يك چادر كهنه داشتند كه دراوقات نماز آن را بنوبه پوشيده نماز ميخواندند[4] و نظير اين فشارها را به سادات علوى كه در مصر بودند نيز وارد ميساخت .
امام دهم به شكنجه و آزار متوكل صبر ميفرمود تا وى درگذشت و پس از وى منتصر و مستعين و معتز روى كار آمدند و به دسيسه معتز آنحضرت مسموم و شهيد شد .

 


[1] اصول كافى ج 1 ص 497-502 .
ارشاد مفيد ص 307 .
دلائل الامامة ص 216-222 .
فصول المهمة ص 259-265 .
تذكرة الخواص , ص 362 .
مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 401-420 .
[2] ارشاد مفيد ص 307-313 .
اصول كافى ج 1 ص 501 , فصول المهمة ص 261 تذكره الخواص ص 359 .
مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 417 .
اثبات الوصيه ص 176 .
تاريخ يعقوبى ج 3 ص 217 .
[3]  مقاتل الطالبيين ص , 395 .
[4]  مقاتل الطالبيين ص , ص 395 و 396 .
ارشاد مفيد ص 315 .
دلائل الامامة ص 223 .
فصول المهمة ص 266-272 .

فهرست