امام دوم

 

امام حسن مجتبى عليه السلام (آنحضرت و برادرش امام حسين (ع ) دو فرزند اميرالمؤمنين على (ع ) بودند از حضرت فاطمه (ع ) دختر پيغمبر اكرم (ص ) و پيغمبر اكرم بارها ميفرمود كه حسن حسين فرزندان منند و بپاس همين كلمه على (ع )بساير فرزندان خود ميفرمود : ( شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند[1]  .
امام حسن (ع ) سال سوم هجرت در مدينه متولد شد[2]  و هفت سال و خرده اى جد خود را درك نمود و در آغوش مهر آنحضرت بسر برد و پس از رحلت پيغمبراكرم (ص ) كه با رحلت حضرت فاطمه سه ماه يا شش ماه بيشتر فاصله نداشت تحت تربيت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .
امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود بامر خدا و طبق وصيت آنحضرت , بامامت رسيد و مقام خلافت ظاهرى را نيز اشغال كرده نزديك به ششماه باداره امور مسلمين پرداخت و در اين مدت معاويه كه دشمن سر سخت ( على ) و خاندان او بود و سالها بطمع خلافت ( در ابتدا بنام خونخواهى خليفه سوم و اخيرا بدعوى صريح خلافت ) جنگيده بود بعراق كه مقر خلافت امام حسن (ع )بودلشكر كشيد و جنگ آغاز كرد و از سوى ديگر سرداران لشكريان امام حسن را تدريجا با پولهاى گزاف و نويدهاى فريبنده اغوا نمود و لشكريان را بر آنحضرت شورانيد[3] .
بالاخره آن حضرت بصلح مجبور شده خلافت ظاهرى را با شرائطى ( بشرط اينكه پس از درگذشت معاويه دوباره خلافت بامام حسن (ع ) برگردد و خاندان و شيعيانش از تعرض مصون باشند ) بمعاويه واگذار نمود[4] .
معاويه باين ترتيب خلافت اسلامى را قبضه كرد و وارد عراق شده و در سخنرانى شرائط صلح را الغاء نموده[5]  و از هر راه ممكن استفاده كرده سختترين فشار و شكنجه را بر اهل بيت و شيعيان ايشان روا داشت .
امام حسن (ع ) در تمام اين مدت امامت خود كه ده سال طول كشيد در نهايت شدت واختناق زندگى كرد و هيچگونه امنى حتى در داخل خانه خود نداشت وبالاخره در سال پنجاه هجرى بتحريك معاويه بدست همسر خود مسموم و شهيد شد[6] .
امام حسن (ع ) در كمالات انسانى يادگار پدر و نمونه كامل جد بزرگوار خود بودو تا پيغمبراكرم (ص ) در قيد حيات بود , او و برادرش در كنار آنحضرت جاى داشتند و گاهى آنان را بر دوش خود سوار ميكرد .
عامه و خاصه از پيغمبر اكرم (ص ) روايت كرده اند كه درباره حسن و حسين عليهما السلام فرموده :[7] اين دو فرزند من امام ميباشند خواه برخيزند و خواه بنشينند ( كنايه است از تصدى مقام خلافت ظاهرى و عدم تصدى آن ) و روايات بسيار از پيغمبر اكرم (ص ) و اميرالمؤمنين على (ع ) در امامت آنحضرت بعد از پدر بزرگوارش , وارد شده است .

 

 


[1] مناقب ابن شهر آشوب ج 4 , ص 21 و 25 .
ذخائرالعقبى ص 67 و 121 .
[2]  مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 28 .
دلائل الامامة تأ ليف محمد بن جرير طبرى چاپ نجف سال 1369 هجرى ص 60 فصول المهمة , ص 133 .
تذكرة الخواص , ص 193 .
تاريخ يعقوبى چاپ نجف سال 1314 هجرى ج 2 ص 204 .
اصول كافى ج 1 ص 461 .
[3]  ارشاد مفيد ص 172 .
مناقب ابن شهر آشوب ج 4 , ص 33 .
فصول المهمة ص 144 .
[4]  ارشاد مفيد ص 172 .
مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 33 .
الامامة و السياسة تأ ليف عبدالله بن مسلم بن قتيبه ج 1 ص 163 .
فصول المهمة ص 145 .
تذكرة الخواص , ص 197 .
[5] ارشاد مفيد ص 173 .
مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 35 .
الامامة و السياسه ج 1 ص 164 .
[6] ارشاد مفيد ص 174 .
مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 42 .
فصول المهمة ص 146 .
تذكرة الخواص , ص 211 .
[7] ارشاد مفيد ص 181 .
اثبات الهداة ج 5 ص 129 و 134 .

فهرست