The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

صبح عاشورا

السلام عليك يا ابا عبد الله الحسين

صبحي سهمگين

صبح روز عاشورا، صبح روز رستاخيز عظيمي است كه بشريت در هولناك‌ترين مواقف و هراس انگيزترين ايستگاه‌ها قرار گرفت و با حوادثي رو به رو شد كه فرشتگان آسماني را هم به شگفتي انداخت.

صبحي است سخت رهيب؛ مخاطراتي كه در پي دارد و امتحاناتي كه براي انسان پس از آن پيش مي‌آيد، چنان شكننده است كه شكست ناپذيري در برابر شدايد آن، جلوة امر محال و غير ممكن را دارد. اگر آن سختي‌ها بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها فرود مي‌آمد، تحمل آن را نداشتند و اگر توان همة افراد بشر را يك نفر داشته باشد باز هم توان غلبه بر شدايد و مصائب اين روز از صاحب آن، عجيب و حيرت‌انگيز است.

جلوه‌گاه ايستادگي

استقبال از اين روز، تنها در تاريخ انسانيت، از يك نفر صادر شده است[1] و نه پيش از او سابقه داشته و نه بعد از آن اتفاق مي‌افتد؛ يك نفر كه از نظر ظاهري يك تن بود، اما از نظر معنا و بصيرت در معنويت و شخصيت، يك عالم و عالم‌ها و بيش از آسمان‌ها و زمين و بهشت و آنچه در آنهاست بود، و همان مثال حقيقي و اكمل «الصورة الانسانية هي أكبر حجج الله علي خلقه ، وهي الكتاب الذي كتبه بيده وهي الهيكل الذي بناه بحكمته، وهي مجموع صور العالمين وهي المختصر من العلم في اللوح المحفوظ»[2] بود، بزرگ مردي كه در اين روز و در اين ميدانِ پر از آنچه در نظر همه وحشتناك، هول‌انگيز و غير قابل تحمل است، ايستاد.

آن كس كه اصالت و شرف انسان، اوج عظمت خود و ارزش انسان در تمام عوالم خلقت را به همة مخلوقات و ممكنات نشان داد و آياتي مانند

«لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم»[3] و «فتبارك الله احسن الخالقين»[4] و «اني اعلم ما لاتعلمون»[5]را تفسير نمود، حسين است؛ حسين انسانيت، حسين ملائكه، حسين انبيا، حسين ابراهيم و موسي و مسيح، حسين محمد و علي و فاطمه، حسين حسن، حسين اسلام، حسين قرآن، حسين صبر و استقامت، حسين حق و عدالت، و در نهايت حسين خدا و حسين و حسين.

صبح مصيبت‌ها

صبح روز عاشوراست؛ صبحي كه آبستن مصايب جانكاهي است‌كه حسين عليه‌السلام و اهل بيت و اصحابش بايد به استقبال آنها بروند و از دين، قرآن و شرف آل محمّد صلوات الله عليهم و شرف همة انسان‌هاي شريف، دفاع كنند و در اين روز، يگانه راهي را كه طي كردن آن براي نخبگان در طول قرن‌ها ميسّر نمي‌شود، با عزت و سرافرازي طي نمايند.

صبح عاشوراست؛ انبوه لشكر ظلم و ضد انساني، لشكري كه براي انجام بزرگ‌ترين جنايات آماده شده بودند، گروه معدود و به ظاهر اندك از نخبگان عالم وجود را محاصره كرده بودند.

عاشورا جلوه‌گاه توكل

حسين عليه‌السلام و اصحابش با تصميم قاطع و عزمي راسخ، به تمام دنيا، مردم آيندة جهان، فرشتگان و همه، اعلام وجود مي‌نمايند، و الله اكبر از آن عظمت ايمان و عظمت هدف و مقصد!

حسين عليه‌السلام اگر چه وجودش مالامال از توجه خاص به خداوند متعال بود و اگر چه دلش در حد كمال، محكم و استوار بود و مي‌دانست كه در آن معركه، كه دشمن همه گونه شرارتي را مرتكب مي‌شود، نه خودش و نه اصحابش شكست نمي‌خورند، و با روحيه و قوّت ايمان به خدا در خط خود و صراط مستقيم فداكاري در راه دين و استقبال از شهادت، دشمن را بيچاره مي‌نمايند، اما با اين همه، مرد موحد و بندة خاص و خالص خدا همه چيز و همة نيروها را از او مي‌داند و فقط او را حي و قيوم مي‌شناسد، از اين رو با ابتهال تمام، از خدا طلب كمك كرده و وثوق و اعتماد خود به پروردگارش را اعلام مي‌نمايد، و چنان دعا و ابتهال مي‌كند كه زبان و بيان ما از تقرير اين شور و شوق و توجه حسين و اصحابش به خدا عاجز است.

دعاي حسين عليه‌السلام چه بود؟

حسين عليه‌السلام در اين روز آنچه را كه به ظاهر براي انسان عزيز است و همه براي حفظ آنها دعا مي‌كنند، در ورطة خطر قطعي مي‌بيند. او دعا مي‌كند، اما دعايش نجات ظاهري از اين ورطه و امتحان بزرگ نيست؛ دعا نكرد كه خدايا! جوانانم و برادرانم را از اين قتل و شهادت و اهل بيت را از اسارت، نجات بده و آنها و اصحابم را باقي بدار، يا شير خوارم را مورد ترحم اين اشرار قرار بده؛ نه! او اين گونه دعا نمي‌كرد و هيچ يك از اصحاب و ياورانش هم اين گونه دعا نمي‌كردند؛ آنها همه به شهادت مي‌انديشيدند؛ آنها از اينكه انصار خدا، انصار رسول خدا و انصار حق مي‌باشند به خود مي‌باليدند.

در انديشه شهادت

و چيزي كه به فكر آنها خطور نمي‌كرد، نجات از مرگ بود. آنها همه مستغرق در بحار توجه به خدا و نيل به فوز شهادت بودند، دعايشان اين بود كه در شهادت و ايثار جان درراه خدا هرچه بيشتر، خالصانه وموفق‌تر عمل نمايند و فداكارتر باشند ودر برابرضربات‌تيرها وشمشيرها ونيزه‌هاي دشمن، شايق‌تر ايستادگي نمايند؛‌كشته شدن درراه خدا وشهادت، فوزعظيمي بود كه به چشم خويش مي‌ديدند و با اختيار و اشتياق تمام به سوي آن مي‌شتافتند.

پرواز روح

دعاي حسين عليه‌السلام در اين روز، دعايي است كه اوج پرواز روح آن حضرت را به نمايش گذاشته، و ارتباط خاص و خالص او با خدا را بيان مي‌كند. نكته‌هاي بزرگي كه در اين دعا و در اين موقعيت نهفته، بسيار آموزنده و سازنده است؛ اين بالاترين مقام ربط و قرب آنان به خداست؛ انساني كه تمام وجودش معناي «انّ صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله ربّ العالمين»[6] است دعا اين است:

اللهمّ انت ثقتي في كلّ كرب وانت رجائي في كلّ شدّة وانت لي في كلّ امر نزل بي ثقة و عدة، كم من همّ يضعف فيه الفؤاد، وتقلّ فيه الحيلة، ويخذل فيه الصديق، ويشمت فيه العدو، انزلته بك و شكوته اليك رغبة مني اليك عمن سواك، ففرجته عني وكشفته وكفيتنيه، فانت ولي كلّ نعمة، وصاحب كلّ حسنة، ومنتهي كلّ رغبة[7]

چند نكته از يك دعا

در اين دعا، كه جمله‌هاي توحيدي آن را بزرگان علما و اهل معرفت و ارتباط با حقايق عالي و معاني متعالي بايد شرح بدهند و برهان قدرت ايمان، وثوق، اعتماد و اميد امام عليه‌السلام به خداست، به نكته‌هاي بزرگي اشاره شده است.

اول: توحيد در مقام وثوق و اعتماد و اتكا؛ امام عليه‌السلام در اندوه‌ها تنها خدا را پشتيبان و تكيه‌گاه خود مي‌داند و به احدي غير از خدا اعتماد و اتكا ندارد.

دوم: توحيد در مقام رجا و اميد؛ كه در اين مرتبه و مقام نيز حسين عليه‌السلام در هر شدت و سختي به او و حسن قضاي او اميدوار است.

سوم: خدا را ستايش مي‌نمايد كه در همة حالات و همة همّ و غم‌ها، هموم و غموم او را برطرف ساخته و غصه‌هايي كه دل را ضعيف مي‌نمايد و راه چاره در آنها بسته مي‌شود و در آن دوست، شخص را وامي‌گذارد و دشمن، شماتت مي‌نمايد، بر طرف فرموده است. در اينجا و در اين موقف هولناك نيز از خدا مي‌خواهد كه به او توان حفظ آن موقف را عطا كند و او را در تحمل اين همه مصيبت‌ها و بليات ياري فرمايدكه تا پايان راه، همة اين مدارج و معارج را خودش و اهل بيت و اصحابش با عزمي خلل ناپذير طي نمايند، و مشتاقانه، يكايك گردنه‌هاي خوفناك اين وادي را پشت سر گذاشته وپيش بروند؛ وبروند تا به جايي برسندكه ديگراين عقل‌هاي محدود ما از درك اوج آن عاجز است، و همة قله‌هاي عظمت را فتح نمايند.

و دعاي حسين عليه السلام مستجاب شد

اين دعا و اين ابراز اعتماد و وثوق به بهترين وجهي مستجاب شد، و حسين به آنچه اراده كرده بود و مي‌خواست، رسيد؛ همة مقاصدش حاصل شد و همة حوائج حقيقي و خواسته‌هايش برآورده گرديد؛ همة ياران و اصحابش قله‌هاي بلند تقرب به خدا را فتح نمودند و بركات كار آنها تا روز قيامت، شكوفا و زنده و پايدار است و آية شريفة

ضرب الله مثلاً كلمة طيبة كشجرة طيبة اصلها ثابت وفرعها في السماء[8]

در طول قرون و اعصار تا روز قيامت، تفسير شد.

والســلام علي الحسين وعلي اولاد الحسين وعلي اصحاب الحسين و رحمة الله وبركاته[9]


[1]. البته بزرگاني مثل ساير خمسه النجباء عليهم السلام نيز واجد همين قدرت روحي و توان عظيم ايماني بودند اما اجراي اين برنامة عظيم و ايستادن در موقف تاريخي و بي نظير به عهدة حسين عليه‌السلام و بر دوش آن حضرت افتاد.

[2]. صورت انسانيّت بزرگترين حجت هاى خدا بر خلق او است و آن كتابى است كه خدا با دست تواناى خود آن را نوشته و آن هيكلي است كه به حكمت خود آن را بنا كرده و آن مجموع صورت جهان‌ها و عوالم است و آن مختصر علومى است كه در لوح محفوظ است»؛ حديث معروف است و صدر آن به اين متن در تفسير صافي، در تفسير آيه2 سوره بقره نقل شده است: «الصورة الانسانية هي أكبر حجة الله علي خلقه وهي الكتاب الذي كتبه الله بيده»

[3]. سورة تين، آية 4؛ به تحقيق كه ما انسان را به بهترين صورت و نظام آفريديم.

[4]. سورة مؤمنون، آية 14؛‌ پس بزرگ است خدايي كه بهترين آفرينندگان است.

[5]. سورة بقره، آية 30؛ من حقايقي را مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد.

[6]. سورة انعام، آية 162؛ نماز و تمام عبادات من وزندگي ومرگم براي خداوند؛ پروردگار جهانيان است.

[7]. مقتل الحسين، ابي مخنف الازدي؛ اي خدا! پناه من در هر غمي تو هستي و اميد من در هر سختي تو هستي. در هر چه بر من روي آورد تو پناه و ياري كننده من هستي. چه بسيار از غم‌هايي كه دل را به تپش در مي‌آورد و چاره را كم مي‌كند و رفيق را درمانده و دشمن را خشنود مي‌كند به تو واگذار نمودم و شكايت آن را به تو كردم براي رغبتي كه فقط به تو داشتم نه به غير تو، و تو آن غم را دفع كردي. پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبي هستي و منتهاي هر آرزويي تويي.

[8]. سوره مباركه ابراهيم آيه 24؛ خداوند كلمة طيبه را به درخت پاكيزه‌اي تشبيه كرد كه ريشة آن ثابت و شاخه‌هاي آن در آسمان است.

[9]. نگاشتة صبح عاشوراي 1428 هـ ق.