The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

پيام‌هاي عاشورايي

  صراط مستقيم حسين عليه السلام

 

أعظم الله أجورنا بمصابنا بالحسين عليه‌السلام و جعلنا و ايّاكم من الطالبين بثاره مع وليّه الامام المهدي من آل محمد عليهم السلام

قال الله تعالي: إنّ الّذين قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون[1]

شكست‌ ناپذيران عرصه كربلا

تاريخ رجال بزرگ عالم بشريت، مردان خدا، انبيا، اوليا، از مواقف بسيار هولناك و وحشت زا و روزها و هنگامه هاي بسيار خطرناكي كه براي آنها پيشامد نموده، حكايت مي‌كند كه حفظ موضع، مقام، استقامت و انجام وظيفه در آن شرايط موحش، نه تنها كار انسان هاي عادي نيست؛ بلكه بسياري از تَهَمْتنان، شيردلان و صاحبان عزم و ارادة آهنين نيز در اين مواقف به زانو درآمده و در موضع و مقامي كه بايد بر سر آن بايستند پايدار

نمي‌مانند. اين مواقف گاه تا حدي بلاخيز و مصيبت‌زاست كه در عرف اكثريت، استقامت بر آن محال و ترك آن مُجاز شمرده مي‌شود.

كساني كه در اين مواقف ايستادند و انجام وظيفه نموده، از شرف انسانيت و ايمان و عقيدة خود به خدا دفاع كرده، خطرات را تحمل نموده و در امواج بليات و تلاطم اقيانوس‌هاي مصائب و فشارها غرق نشدند، از نوادر عالم خلقت مي‌باشند.

آنان شكست ناپذير، شكيبا و مقاوم بر جاي مي‌مانند و جز در مقابل خداي عظيم در برابر احدي سر تسليم فرود نمي‌آورند و هيچ گونه فشار، محروميت و مصيبتي روحيه آنها را دستخوش تلاطم نمي‌كند.

نه بيم از زوال مقامات بلند و ظواهر و مظاهر فريبندة جهان ـ كه بسياري فريفته و دلباختة آن هستند ـ آنها را به عوض كردن مسيرشان وادار مي‌سازد و نه ترس از شدايد، رنج‌ها و سختي‌ها، در صبر و مقاومتشان سستي ايجاد مي‌كند؛ كوه‌هاي سخت از هم مي‌پاشند اما اين رجال الهي متزلزل نمي‌شوند.

رجال لاتلهيهم تجاره و لا بيع عن ذكر الله و اقام الصلوه و ايتاء الزكوه يخافون يوماً تتقلّب فيه القلوب و الأبصار[2]

من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم

من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلاً[3]

مقصد تربيتي انبيا

يكي از مقاصد مهم بعثت انبيا و تربيت هاي وحياني، پرورش همين روحية مقاومت در برابر اموري است كه تسلط آنها بر بشر موجب هلاكت، خسران، زيان معنوي و واقعي و سقوط او مي‌گردد. همه بايد مقاوم تربيت شوند و همه بايد بر غرايز و خواسته هاي حيواني و مشتهيات جسماني مسلط شوند تا در برابر نفس اماره، شهوت، حب جاه، حب مال، حب دنيا و جنود جهل مغلوب نشوند و در اين ميدان و رزمگاهي كه همواره برپاست غالب و پيروز باشند.

پيروزمندان عرصة بندگي

در اين ميان، چنان كه گفته شد انبيا، اوليا و ائمه هدي عليهم السلام از همگان گوي سبقت ربوده‌اند و پيروزمندانه مواقف خود را حفظ نموده و عوامل سلبي يا ايجابي در اراده و عزم آنها اثري نبخشيده است. موقف ابراهيم خليل، موساي‌كليم، عيساي مسيح ومواقف عظيم حضرت خاتم الانبيا صلي الله عليه و آله ومواقف اميرالمؤمنين عليه‌السلام و حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام و ساير ائمه هدي عليهم السلام، همه سرمشق، آموزنده، فوق العاده و از مظاهر بزرگ اوج عظمت مقام انساني و برتري آنها بر فرشتگان و ملائكه است.

راه حسين عليه‌السلام صراط مستقيم

در اين ميدان ظهور، موقف حسين عليه‌السلام و استقامت و پايداري آن حضرت، بي‌مانند است؛ ‌آن موقف پر از مصيبات و عوامل بازدارنده‌اي كه همه ـ حتي بر حسب زيارت ناحية مقدسه ـ ملائكه را شگفت‌زده كرده كه اگر اين بشر است، پس اين همه مردمي كه اسير هوا و هوس خود شده و بندة زر و مال و گرفتار ظلم، تجاوز، شرك و كفرند، كيستند؟!

با چنين حُسن و ملاحت اگر اينان بشرنـد

ز آب و خاك دگر و شهر و ديار دگرنـد

اين موقف، شرايطي بود كه براي هيچ يك از انبيا و اوليا ؛ نه آدم و نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و نه شخص اول عالم امكان، حضرت خاتم الانبياء صلّي الله عليه و آله و نه براي حضرت ابو الاوليا، امير المؤمنين عليه‌السلام و نه براي ساير ائمة هدي عليهم السلام پيش نيامد و اين موقف، مختص به خود آن حضرت بود و اين ظهور و جلوة كرامت انسانيت تنها در اين موقف، تجلي نمود.

هر انساني كه بخواهد از اين موقف عظيم چيزي بگويد يا بنويسد اگر در اوج قدرت علمي و ادبي باشد، متحير مي‌شود كه از كجا شروع كند و كدام يك از ابعاد بي منتهاي اين موقف الهي را مطرح نمايد.

اگر كيهان شناسان، علماي هيأت، صاحبان معرفت و ارباب اطلاع از اين جهان پهناور كه تعداد كهكشان‌هايش را تا يكصد و بيست ميليارد هم شماره كرده‌اند و اگر ديگران و ديگران كه در رشته هاي شناخت اجزاي اين جهان هستي از انسان، حيوان، كوه، دريا، نور، ذره و اتم و... آگاه و با اطلاع‌اند، در برابر قدرتي كه اين مخلوقات كوچك و بزرگ را آفريده، تكبير و تهليل و سبحان الله ربّ السموات و الأرض مي‌گويند. ما قدرت بي‌انتهاي همان خالق كهكشان‌ها و جميع عالم آفرينش را در خلقت حسين، صاحب آن همه عظمت‌ها هم مي‌شناسيم و تسبيح، تهليل و تكبير مي‌گوييم و «فسبحان الذي خلق الحسين و اهل بيته و أولاده و اصحابه و انصاره» بر زبان جاري مي‌كنيم.

ما خط حسين عليه‌السلام را، صراط مستقيم خط نجات و رستگاري مي‌دانيم؛ خط جهاد، خط امر به معروف و نهي از منكر، خط مبارزه با كفر و بدعت، خط ايثار و فداكاري در راه حفظ اسلام، خط محكوم كردن رؤساي ضلالت و سران مروّج فسق، ملاهي و مناهي.

جايگاه عزاداري سيد الشهدا عليه‌السلام

ما به اين خط مشي‌ها و عزاداري‌ها و سوگواري‌ها براي حسين عليه‌السلام و به برنامه‌هاي سازنده و تعهد بخش عاشورا و مجالس روضه، به همه افتخار مي‌كنيم و اين مراسم را، البته در محدودة التزام به حفظ تمام ضوابط شرعي، همه ساله احيا مي‌كنيم و با اسلام و دين و مذهب تجديد عهد مي‌نماييم و همچنين عزاداري و گريه براي امام حسين عليه‌السلام و زيارت او را موجب مغفرت و آمرزش گناهان مي‌دانيم و براي اين برنامه‌ها، معاني عالي و تفسيرهاي بلند داريم.

عاشورا و مسئوليت‌ها

بايد با ياد و تذكر خاطرة عاشورا و فداكاري‌هاي سيد الشهداء و اصحاب بزرگوارش در راه اسلام و دفاع از دين و مسئوليت‌هاي مهمي كه در برابر دين، قرآن و حضرت بقيت الله، امام عصر ارواح العالمين له الفدا داريم آشنا شويم و خود را براي پيروي از اهداف كربلا و مقاصد آن امام شهدا آماده سازيم. مي‌دانيم كه حسين عليه‌السلام با ناداني‌ها، گمراهي‌ها، ستم‌ها و با استضعاف و استعلا مبارزه مي‌كرد. او با مقصد يزيد و با هدف ابن زياد و افكار خبيث اموي و يزيدي مخالف بود.

شيعه و دوستدار امام حسين عليه‌السلام بايد اين خط حسيني را هميشه احيا نموده و سرمشق عمل خود قرار دهد. اين محرّم و صفرها و اين عزاداري‌هاست كه اسلام را نگاه مي‌دارد.

پيام سيد الشهدا عليه‌السلام به جوامع انساني

شعار

ليرغب المؤمن في لقاء الله محقاً اني لا أري الموت إلّا سعاده و لا الحياه مع الظالمين إلّا برماً[4]

از بركت خون حسين تا ابد زنده است و ستمكاران و بي‌دينان و بدخواهان بندگان خدا را محكوم مي‌نمايد.

فرياد آن حضرت كه در آسمان و زمين پيچيد و همه را به حفظ شرف و مجد انسانيت خواند، اكنون هم بلند است و رساتر و كوبنده‌تر به گوش مي‌رسد كه فرمود:

ألا و ان الدعي ابن الدعي قد ركز بين اثنتين بين السله و الذلّه و هيهات منّا الذله أبي الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت و انوف حميه و نفوس ابيه من أن تؤثر طاعه اللئام علي مصارع الكرام[5]

الله اكبر! اين كلمات چقدر بلند و شور انگيز است! چقدر نفس انساني بايد شجاعت داشته باشد و تا چه حد بايد پايبند به عزت، كرامت نفس، صبر و استقامت، رشد عقلاني و درك ملكوتي باشد تا بتواند در آن موقف كه همه عزيزانش در معرض مهلكة قطعي هستند و شريف‌ترين و عفيف‌ترين بانوان او در خطر اسارت مي‌باشند، چنين اعلام وجود و اظهار شخصيت و توانايي نفس و قدرت روح نمايد.

سلام الله عليك يا اباعبدالله بأبي انت و أمّي يا ليتنا كنّا معك فنفوز فوزاً عظيماً[6]

حيات دين، مرهون شهادت حسين عليه‌السلام

اي حسين! اسلام از تو زنده شد و قرآن از تو محفوظ ماند. تو ارزش و بهاي انسانيت را نشان دادي و كريمة «إنّي أعلم ما لا تعلمون»[7] را تفسير كردي.

اي حسين! اسلام غير از تو ناصر و ياور و نجات بخشي نداشت؛ تو را صدا مي‌كرد و به تو شكايت مي‌نمود و اين تو بودي كه به ياري اسلام شتافتي و گمراهي‌ها را برطرف كردي.

لقد بذلت مهجتك في الله و استنقذت عباد الله من الجهاله و حيره الضلاله[8]

در آن اوضاع و احوالي كه بني اميه بر كشورهاي اسلامي مسلط شده بود، تمام وسايل تبليغي را براي منحرف كردن مردم از توحيد و اسلام و از اهل‌بيت عليهم السلام و براي تجديد عهد جاهليت به كار گرفته بود. سكوت مرگبار و تسليم در برابر آن وضع ناهنجار و آن همه استكبار و تجاهر به معاصي و گناهان، كه نمونة آن، همان يزيد الخمور و يزيد الفهود و يزيد الفسق و الفجور بود، همه جا را فرا گرفته بود و تنها صداي حسين، كه صداي اسلام و صداي قرآن بود، عالم اسلام را بيدار كرد و صداي دلنواز شوق و اشتياق او به شهادت در راه خدا، احياگر اسلام شد.

هشدار حسين عليه السلام

گويي حسين نيز مانند جدش صلاي توحيد سر داده و مثل اين آيه را، كه تبليغات بني اميه آن را از ياد مردم برده بود، بر آنها تلاوت مي‌كرد:

 قل إن كان آبائكم و ابنائكم و اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم و اموال اقترفتموها و تجاره تخشون كسادها و مساكن ترضونها احب اليكم من الله و رسوله و جهاد في سبيله فتربّصوا حتّي يأتي الله بأمره و الله لا يهدي القوم الفاسقين[9]

دوستي دنيا، دوستي پدران، فرزندان، برادران، همسران و خويشاوندان، اموال، تجارت و خانه و كاشانه، مردم را به سكوت و ترك امر به معروف و نهي از منكر و همكاري با سران كفر و جاهليت كشانده بود. اين امام عليه‌السلام بود كه معنا ومضمون اين  آيه را دوباره به مردم تفهيم كرد و خود عملاً آن را با همت بلند و تصميم الهي خلل ناپذيرش به كار بست.

آن روز، امروز، فردا و فرداها و در هر زمان و مكاني اين خطر وجود دارد و هشدار قرآني  اين است كه اگر آنچه را كه از كسان، وابستگان، مقام، ثروت و وسايل رفاهي داريد، از خدا، پيغمبر و جهاد در راه خدا بيشتر دوست مي‌داريد، منتظر عذاب باشيد.

مال و مقام و همة نعمت هاي دنيا بسيار عزيز هستند اما دين، اسلاميت، ولايت اهل بيت عليهم السلام و احكام خدا از همه عزيزتر مي‌باشند.

شعار حسين عليه السلام

راه حسين عليه‌السلام، راه قرآن، راه عمل به احكام و راه افتخار به اسلام، توحيد و ايمان به خداست، راه شرق و غرب و يمين و يسار نيست؛ راه افتخار به دوران هاي كفر و بت پرستي يا آتش پرستي و شرك يزدان و اهرمن و استكبار فرعون و نمرود و جمشيد نيست.

راه حسين، راه ترويج فساد و نوازندگي، معاصي و ملاهي و فخر به اين مسائل بيهوده نيست.

راه‌ حسين، راه تجمل‌پرستي، اسراف، علو،گردنكشي واستحقارمردم نيست.

شعار حسين و ابلاغش، ابلاغ قرآني و مساوات ميان زن و مرد در ارزش هاي حقيقي است؛

إن المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين والصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيراً والذاكرات أعدّ الله لهم مغفرة وأجراً عظيماً[10]

در جامعه‌اي كه از حسين عليه‌السلام پيروي مي‌شود، اين امور ارزش و افتخار است و زنان با مردان در اين ارزش‌ها بايد هم‌طراز و بلكه رقابت داشته باشند و مختلط شدن آنها با بيگانگان در مجالس و محافل، در دانشگاه و مدارس، در محل كار و مديريت‌ها و مشاغلي كه در ارتباط مستمر با بيگانگان است، با شأن و پارسايي و تربيت اسلامي زن مسلمان سازگار نيست و غرب زدگي، حاكي از ضعف هويّت و شخصيت است.

فرصت تبليغ و وظيفة روحانيت

در اين ماه محرم و صفر، آقايان فضلا، علما، اساتيد و خطبا در سخنراني‌ها، مواعظ و منبرهايي كه دارند بايد توجه مردم را به اين مطالب حياتي جلب نمايند. يكي از بركات بزرگ حوزة مقدسة قم از آغاز تأسيس، همين بوده است كه طلاب در فرصت هاي تبليغي؛ مانند محرم، صفر و ماه مبارك رمضان براي تبليغ دين به شهرها، روستاها و قصبات بروند و با مردم و مؤمنين ارتباط نزديك برقرار نمايند و رشتة ايمان و آگاهي همگان را به وظايف اسلامي و تعاليم ديني استحكام بخشند. در دورة طاغوت و اختناق رضاخاني اين حركت فداكارانة حوزه كه با تحمل مشكلات و دشواري هاي سخت، توأم بود، دين، ايمان و اسلاميت اين مردم خوب و عزيز را بيمه كرد. هر چه رژيم و نظام طاغوتي با زور و سرنيزه و تبليغات، مردم را از دين، اسلام و تعهد به احكام باز مي‌داشت ـ تا آنجا كه رسوم آتش پرستي را در مدارس پايه‌گذاري كرده، پايكوبي و ستايش آتش را ترويج نمود و تعليم ملاهي را اجباري كرد و صدها نيرنگ ديگر به كار برد ـ همه از بركت اين ماه محرم و اين منبر حسيني و اين محبت و علاقة جامعه به حسين عليه‌السلام،‌ نقش بر آب شد و عاقبت هم همين برنامه‌هاي تبليغي ريشة آن فساد را از بيخ و بن بركند و رژيمي را كه مي‌خواست به جاي مليت و تاريخ اسلامي تاريخ به اصطلاح خودش، تاريخ كوروش و آزادي صهيونيسم و مليت آن چناني را بر اين ملت مقاوم و مسلمان تحميل كند، سرنگون ساخت.

ارزش‌هاي حسيني و وظيفة ما

انتظار از همة طبقات، از مسئولين و مقامات نظام، متصديان امر آموزش و فرهنگ، رسانه‌هاي گروهي و همة اقشار مردم و طبقات عزيز اين است كه همه با هم در حفظ اين ارزش ها، كه رمز موجوديت، استقلال، عظمت، اعتلا و آبروي اين كشور است همكاري نمايند و نگذارند كه اشخاص مشكوك در اركان اتحاد اين مردم و تعهد آنها به خط قرآن و اسلام رخنه نمايند و با عناوين مختلف، راه نفوذ بيگانگان و به خصوص سلطة فرهنگي آنها را باز نمايند.

و همه در راه حسين عليه‌السلام، كه راه حيات و راه عزت و آزادگي حقيقي است همگام و همراه شده و هر چه بيشتر براي عظمت اسلام و مسلمين سعي و كوشش نماييم و اين مدرسة عمومي و همگاني حسيني را ـ كه كلاس‌هايش در همه جا و هر مكان برقرار است و عالم و جاهل، شهري و روستايي و زن و مرد را در برمي‌گيرد ـ بهتر و فراگيرتر و جامع‌تر از گذشته برگزار كنيم.

و السلام علي مولانا أبي عبدالله و علي الأرواح التي حلّت بفنائه و علي شيعته و محبّيه و من أبكي أو بكي أو تباكي في مصائبه و رحمة الله و بركاته[11]

4


.[1] سورة احقاف، آية13؛ كساني كه گفتند: پروردگار ما الله است، پس استقامت ورزيدند، ترس و اندوهي بر آنان وارد نمي‌شود.

.[2] سورة نور، آية 37؛ مرداني كه تجارت و معامله، آنان را از ياد خدا، اقامة نماز و اداي زكات غافل نمي‌كند. آنان از روزي مي‌ترسند كه درآن دل‌ها و ديدگان زير و رو مي‌شود.

[3]. سورة احزاب، آية23؛ از ميان مؤمنين مرداني هستند كه برابر عهد خويش با خداوند صادقانه ايستاده‌اند؛ بعضي پيمان خود را به آخر رسانيدند و بعضي ديگر در انتظارند، و هرگز تغيير و تبديلي در عهد خويش نداده‌اند.

[4]. بحار الانوار، ج44، ص381؛ مؤمن را بايسته است كه خواهان ديدار خدا باشد كه من چنين مرگي را جز سعادت و زندگي در كنار ظالمان را جز ننگ نمي‌بينم.

[5]. آگاه باشيد كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه ، مرا در بين و دو راهي شمشير (شهادت) و ذلت (زندگي) قرار داده است و هيهات ! كه ما به زير بار ذلت برويم؛ زيرا خدا و رسولش و مومنان از اينكه ما پذيراي ذلت باشيم، ابا ندارد و دامن‌هاي پاك مادران ما و مغزهاي با غيرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمي دارد كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه مردان با فضيلت، مقدم بداريم.

[6]. يا ابا عبدالله سلام خداوند بر تو باد، پدر و مادرم فداي تو، اي كاش با تو بوديم؛ پس به رستگاري عظيم نائل مي‌شديم.

[7]. سورة بقره، آية 30.

[8]. به تحقيق خون خويش را در راه خدا بذل نمودي و خواهان نجات بندگان خدا از جهالت و حيرانيِ در ضلالت شدي.

[9]. سورة توبه، آية24؛ بگو: اگر پدران، فرزندان، برادران، همسران و طايفة شما و اموالي كه به دست آورده‌ايد و تجارتي كه از كساد شدنش هراس داريد و خانه‌هايي كه بدان علاقه‌منديد، در نظرتان از خداوند، پيامبرش و جهاد در راه خدا محبوب‌تر است، در انتظار باشيد كه خداوند عذاب خويش را در ميان شما آورد! و خداوند جمعيت نافرمان را هدايت نمي‌كند.

[10]. سورة‌ احزاب،‌آية35؛ به يقين مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ايمان، و مردان و زنان فرمانبر، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شكيبا،‌ مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان انفاق‌گر، و مردان و زنان روزه‌دار، مردان و زنان پاكدامن و مردان و زناني كه بسيار يار خدا هستند، خدا هستند، خداوند براي همه آنان مغفرت و پاداش عظيمي فراهم ساخته است.

[11]. پيام به مناسبت سالگشت حادثة عظيم عاشورا، محرم الحرام 1420 هـ ق.