استطاعت
استطاعت مالي
1 س ـ كسي كه در آمد خود را ذخيره مكند كه بعد از مدتي خانه كوچك خود را كه به سختي در آن زندگي مكند تبديل به خانه وسيع نمايد، حال اگر بتواند قبل از خريد خانه به حج برود، آيا حج بر او واجب است، يا اينكه لزوم خانه مانع از وجوب حج است؟
ج ـ در مورد سؤال اگر سكونت در خانه فعلي حرجي و يا منافي با شأن او نباشد، بايد به حج برود.
2 س ـ شخصي كه طبق شئوناتش مبايست براي فاميل سوغات بخرد، و در صورت خريد سوغات، فقط پول قرباني را ندارد و متواند روزه بگيرد، آيا مستطيع است، و حج بر او واجب است يا خير؟
ج ـ شخص مذكور مستطيع است، و حج بر او واجب است، و بايد قرباني كند، و روزه از او به جاي قرباني صحيح نيست.
3 س ـ كسي كه چهار پسر دارد و براي همه آنان زن گرفته است، و خرج سالانه خود را هم دارد و قرض هم ندارد، و با پسرانش درآمدشان يكجاست، الآن خرج دو نفر را دارند كه به حج بروند، آيا حج واجب است يا نه، و اگر واجب شده است آيا تنها بر پدر واجب شده، يا بر پسر هم واجب شده است، و اگر بر پسر هم واجب شده است كدامشان حقّ اولويّت دارند؟
ج ـ اگر پدر مالك سرمايه است، و فرزندان براي او كار مكنند و پدر مخارج آنان را تأمين منمايد، پدر مستطيع است، و فرزندان از جهت اين سرمايه مستطيع نيستند، بلي اگر هر يك از آنها را براي حج مهمان كند، قبول واجب، و حج بر او مستقرّ مشود، و اگر مال مشترك بين آنهاست، هر يك بايد با توجه به سهم خودش از مال، استطاعت را لحاظ كند.
4 س ـ آيا هزينه مهمانهاي قبل و بعد از حج و سوغات متناسب با شئونات شخص، جزء هزينه حج محسوب مشود، كه شخص با نداشتن آن مستطيع نباشد، و در هر صورت اگر كسي براي اين امور قرض كرد، و به حج رفت حج او چه صورت دارد؟
ج ـ جزء استطاعت محسوب نمشود.
5 س ـ شخصي براي خود و همسرش جهت مكه مكرمه ساليان قبل ثبتنام كرده و آن موقع مستطيع بوده ولي الآن وضع مادي او خوب نيست و قادر به حتي پرداخت پول ارز هم نيست كه پرداخت نمايد آيا متواند فيشهاي خود و همسرش را بفروشد و خرج زندگي كند يا خير؟
ج ـ اگر در سال نام نويسي، سال اول استطاعت مالي آنها بوده و به غير از ثبتنام راه ديگري براي رفتن به مكه نداشتهاند و فعلاً هم وضع زندگي آنها به نحوي است كه نوشتهاند حج بر آنها واجب نيست.
6 س ـ آيا كسي كه در سالهاي قبل «10 سال پيش» مستطيع بوده اما به علت اينكه دولت سلف حج را تا 10 سال بعد يعني تا سال 78 فروخته و امكانات رفتن براي مستطيع فراهم نبوده كه به حج برود اما هم اكنون دولت اقدام به ثبتنام براي حج تمتّع براي سالهاي آينده منمايد با توجه به مبلغ بسيار بالاي كهبطور علي الحساب مگيرد! براي شخص مستطيع با اين مبلغ بسيار بالا مقدور نيست به مكه برود آيا حج از او ساقط مشود يا خير؟ در صورتكه بخواهد ثبتنام كند هشت ميليون ريالندارد! و نمتواند فراهمكند!
ج ـ در فرض سؤال، شخص مذكور مستطيع نيست و حج بر او فعلاً واجب نيست.
7 س ـ شوهرم حدود 5 ماه پيش دار فاني را وداع گفتند. ايشان در زمان حياتشان به حج مشرف شدند بار ديگر نام من و خودشان را براي تشرف به حج ثبتنام كرد. با توجه به اينكه پس از فوت شوهرم يك دانگ از خانه شش دانگي (كه 2 ميليون تومان قيمت گذاري كردهاند) به اضافه كل اثاث خانه به اينجانب تعلق گرفته است كه شش دخترم سهم ارث خانه را به من واگذار كردهاند خواهشمندم با توجه به اين موارد، آيا هم اكنون حج براي اينجانب واجب است يا خير واينكه آيا مناز نظر شرعمستطيع شناخته مشوم يا خير؟
ج ـ در مورد سؤال، در صورتي كه متمكن از رفتن به حج مباشيد و بعد از مراجعت نيز از لحاظ معاش در مضيقه و سختي واقع نمشويد مستطيعه هستيد و حج بر شما واجب است.
8 س ـ خانمي از اموال همسرش سهم يك فرزند كه پس از پدر مرحوم شده و نصف هشت يك سهم خود را دارد و غير از خانهداري كسب و عايدي ندارد آيا مستطيع است يا خير؟
ج ـ از مقدار ثروت آن خانم اطلاع نداريم ولي اگر بقدري مال دارد كه متواند با آن به حج برود و برگردد و راه هم باز باشد و وضع معاش او مختل نمشود بايد به حج برود.
9 س ـ پدر اينجانب در سال 75 دار فاني را وداع كردند. كل ما ترك مبلغ سه ميليون تومان ميباشد از طرفي يك پسر مجرد و يك دختر مجرد بالغ دارند. با توجه به اينكه منطقه ما اكثراً مقلد آيتالله گلپايگاني(قدسسره) بودند، لذا مستدعي است با دادن فتوا به صورت مكتوب در ذيل ورقه بفرمائيد پدر اينجانب، آيا مستطيع بوده و بايد حج واجب را انجام ميدادند يا خير؟ تكليف وصي چه ميباشد.
ج ـ حقير اطلاع از شرايط زندگي مرحوم والد شما را ندارم تا با ملاحظه آن استطاعت او را تشخيص دهم، بطور كلّي مستطيع كسي است كه علاوه بر باز بودن راه براي او و تمكّن از رفتن به مكه مخارج سفر مكه را داشته باشد به طوري كه سفر حج و مخارج لازمه آن باعث بروز نقص و اختلال در زندگي متعارف او نشود.
رجوع به كفايت
10 س ـ كسي كه با وجود تقليد صحيح قبلاً به حج مشرف شده، و چون رجوع به كفايت را مجتهد او شرط استطاعت نميدانسته، حَجّةالاسلام را قصد نموده و بجا آورده است، با اينكه رجوع به كفايت نداشته است، و فعلاً همه شرايط استطاعت براي او موجود است، و از حضرتعالي تقليد ميكند، آيا بايد حج سابق را اعاده نمايد يا خير؟
ج ـ نياز به اعاده حَجّةالاسلام نيست گرچه موافق با احتياط است.
11 س ـ اگر شخص مقلد مرجعي بوده، كه در استطاعت شرط ميكرده (كه پس از رجوع از حج، شخص نياز به استفاده از وجوهات شرعيه نداشته باشد)، از اين رو چون خود را مستطيع نميدانسته براي حج نيابي اجير شده و حج نيابي بجا آورده است، و اكنون از حضرتعالي تقليد ميكند، و شما در رجوع به كفايت در صورتي كه شهريه و يا وجوه شرعي دريافتي براي مخارج زندگي او كافي است او را مستطيع ميدانيد، و استطاعت هم مانع از قبول نيابت است، حال بفرماييد تكليف حج قبلي چه ميشود؟ و وظيفه فعلي او چيست؟
ج ـ نيابتي كه طبق فتواي مرجع قبلي انجام داده است صحيح ميباشد، و اگر بعداً مستطيع شد بايد حَجّةالاسلام خود را بجا آورد.
12 س ـ شخصي حج بجا آورده، لكن چون رجوع به كفايت او از وجوه و امثال آن بوده، و آن زمان نيز متذكّر مسأله مربوط به عدم استطاعت چنين شخصي طبق فتواي مرجع آن زمانش نشده، و گمان كرده كه حج واجب خود را انجام داده است، پس از آن و در حال استطاعت قطعي نيابتاً حج بجا آورده است، آيا حج نيابتي وي صحيح است، يا بايد پس از انجام حج واجب مستقر خودش، نيابت را تكرار نمايد؟
ج ـ در فرض سؤال اگر فعلاً از مرجعي تقليد ميكند كه امرار معاش از وجوه شرعيّه را مانع از صدق استطاعت نميداند، حَجّةالاسلام او صحيح و حج نيابي او نياز به تكرار ندارد.
13 س ـ خدمهكاروانها وپزشكان وامدادگران وافراد ديگري كه با مأموريت به ميقات آمدهاند آيا مستطيع هستند و بايد حَجةالاسلام بجا آورند يا نه؟
ج ـ چنانچه اشخاص مذكور رجوع بكفايت داشته باشند مستطيع هستند و بايد حَجّةالاسلام بجاي بياورند.
14 س ـ شخصي كه مخارج حج را دارد اما در برگشت از سفر حج براي دادن وليمه يا مخارج زندگي مقروض ميشود و يا به وجوه شرعي مانند خمس و زكات نيازمند است، آيا چنين شخصي مستطيع است يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال، وليمه دادن جزء استطاعت نيست و اما نسبت به احتياج به وجوه شرعي در رجوع به كفايت چنانچه معاش او بطور مستمر از وجوه شرعي است مستطيع است.
15 س ـ حقير داراي شغل «كارمند بانك» همه ساله بانك مبلغي را به عنوان وام قرض الحسنه و يا با سود كم به اينجانب پرداخت مينمايد و بطور ماهيانه از حقوقم كسر مينمايد آيا پس از گذشت سال طريقه پرداخت سهم امام(عليه السلام) اين پول چگونه است؟ آيا ميشود با اين پول كه تا ده سال بعد بدهكارم به حج رفت يا خير؟ در صورتي كه اين حقير داراي چند فرزند هستم كه احتياج به خرجي و فراهم نمودن امكانات تحصيل و جهيزيّه براي زندگي آينده آنها و فراهم نمودن شوهر و يا همسر دارند آيا به نظر حضرتعالي فرزند و امكانات زندگي مانع از رفتن حج ميشوند يا خير؟
ج ـ قرض با سود ولو سود آن كم باشد ربا و حرام است و اگر وام بدون سود باشد، نسبت به خمس آن هر مقدار از وام اداء شود و مقابل آن مانده و سال بر آن گذشته خمس دارد و اما نسبت به وجوب حج چنانچه پولي كه فعلاً دارد كافي براي حج رفتن باشد و بتواند به سهولت قرض خود را هم اداء كند و سائر شرائط استطاعت مانند بازبودن راه و رجوع بكفايت موجود باشد حج بر او واجب است و اگر مصرف كردن آن پول باعث شود كه وقت مراجعت از حج زندگي او مختل شود حج بر او واجب نيست.
استطاعت با فروش ملك
16 س ـ كسي ملكي دارد كه براي مخارجش كافي نيست، و از سهم مباركامام(عليه السلام) مصرف ميكند، و اگر آن ملك را بفروشد به اندازه مخارج مكّه هست، ولكن در مراجعت باز بايد از سهم مبارك امام(عليه السلام)مصرف نمايد، آيا استطاعت براي چنين شخصي حاصل است يا نه؟
ج ـ لازم نيست شخص مذكور ملك را بفروشد، بنابراين مستطيع نيست، ولي در صورتي كه فروخت، حَجّةالاسلام بر او واجب ميشود.
17 س ـ زني هستم كه مقداري ملك دارم كه منبع درآمد سالانهام ميباشد و جز اين درآمد ديگري براي امرار معاش ندارم آيا فروش آن جهت رفتن به حج واجب است يا خير؟
ج ـ واجب نيست.
استطاعت با فروش كتابهاي اضافي
18 س ـ طلبهاي كه قيمت كتابهاي او از هزينه حج بيشتر است آيا واجب است كه كتابهايش را بفروشد، يا قرض نمايد و به حج برود، در حالي كه برايش ممكن است كه بعدها تدريجاً همان كتابها را تهيّه نموده، و يا قرض را اداء نمايد؟
ج ـ در صورتي كه كتابها مورد حاجت فعلي او نباشد، و فروش آنها ممكن باشد، واجب است (ولو با استقراض) به حج برود.
استطاعت با قرض
19 س ـ شخص غير مستطيع وام گرفته، و ميخواهد با آن به حج مشرف شود، و اقساط آن را بعداً به تدريج بپردازد، آيا حج او حَجّةالاسلام محسوب ميشود يا خير؟
ج ـ در فرض سؤال كه به مقدار مؤونه حج ندارد، و با وام قصد تشرف دارد، مستطيع نيست و حَجةالاسلام محسوب نميشود.
استطاعت با بذل و بخشش ديگران(حج بذلي)
20 س ـ در مواردي كه نهاد و يا ارگان دولتي، فردي را به حج دعوت ميكند بدون اينكه ملزم باشد كاري را انجام دهد، آيا از موارد حج بذلي است و قبول آن واجب است يا خير؟
ج ـ در فرض سؤال چنانچه دعوت مشروع باشد، حج بذلي است، و قبول آن براي كسي كه حَجّةالاسلام خود را انجام نداده واجب است.
21 س ـ در حج بذلي اگر شخص ميداند كه باذل بر او منّت ميگذارد، و يا در بعض محافل ميگويد: من فلاني را به حج فرستادم، و اين عمل موجب ذلت براي شخص باشد، قبول واجب است يا خير؟
ج ـ در فرض سؤال واجب نيست.
22 س ـ كساني كه ميخواهند براي حج مشرف شوند و استطاعت مالي ندارند آيا ميتوانند هر كدام مخارج حج ديگري را متعهد شود اگر چه با وام گرفتن از شخص سوم باشد تا اينكه منطبق با حج بذلي شود و در نتيجه حج واجب خود را انجام داده باشد؟
ج ـ بلي جايز است و حج بذلي محسوب ميشود و قبول آن واجب است مگر اينكه اطمينان حاصل شود كه طرف مقابل به تعهد خود عمل نميكند و در اين صورت قبول واجب نيست.
23 س ـ اشخاصي كه به عنوان روحاني و يا مدير و كارمند با كاروانها و يا سازمانهاي مربوط به حج، به مكّه ميروند، و فقط مخارج رفت و برگشت آنها به عهده گرفته ميشود، در اين فرض حج بر آنها واجب ميشود يا نه؟ و در صورت عدم وجوب، آيا ميتوانند حج نيابي بجا آورند يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال، اگر بعد از رسيدن به ميقات، دارايي آنها وافي به لباس احرام و قرباني و مخارج عائلهشان در اين مدّت باشد، با رجوع به كفايت مستطيع ميباشند، و واجب است براي خود حج بجاي آورند، و اگر وافي نيست يا در سالهاي قبل حج خود را انجام دادهاند، ميتوانند از ديگري در حج نيابت نمايند.
24 س ـ زني هستم كه فرزندم ميخواهد مرا به حج ببرد، در حالي كه استطاعت مالي ندارم و از طرفي شوهرم راضي نميباشد تكليف من چيست؟
ج ـ در فرض سؤال حج بر زن واجب است، و زوج حق منع ندارد.
25 س ـ در حج بذلي اگر زن بداند باذل (كه شوهرش ميباشد) بر او منّت ميگذارد و موجب ذلت او ميگردد آيا قبول واجب است يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال، قبول واجب نيست.
استطاعت با ارث
26 س ـ خانميكه تمام مخارج او برعهده شوهرش ميباشد اگر امواليبه ارث ببرد و به اندازهاي باشد كه بتواند به حج برود آيا رفتن حج بر او واجب است؟
ج ـ اگر سائر شرايط استطاعت موجود باشد حج واجب است.
27 س ـ چند سال قبل خانمي مقداري ارثيه از پدرش بدست آورده در آن وقت; يعني 6 سال جلوتر خانهاي شوهرش داشته كه ماشين رو نبوده و در آن خانه به زحمت زندگي ميكردند آن را فروختند مبلغي شوهر داشته و مبلغي قرض گرفتند و با پول زن توانستند خانهاي نيمه تمام بخرند حال كه شوهر او كارمند باز نشسته است و خود زن هم خانهدار چيزي در دست ندارند آيا بر زن در آن موقع حج واجب بوده كه پول او روي هم در آن وقت حدود 400 هزار تومان بوده است و تا آن منزل را فروختند خانه جديد را فوراً با نرخي كه در بالا عرض شد خريدند لطفاً جواب مرقوم فرماييد.
ج ـ اگر زماني كه ارث به آن خانم رسيده شوهرش منزل مسكوني در حد شأن خود داشته ولو ماشين رو نبوده و آن خانم ميتوانسته با فروش ارث خود به مكه برود حج بر او مستقر شده و بايد به حج برود و اگر در وقتي كه ارث به آن خانم رسيده شوهرش خانهاي كه بر حسب حالشان رفع نياز بنمايد نداشته و در زحمت و حرج بودهاند و با آن پول خانه را خريده باشند حصول استطاعت معلوم نيست.
28 س ـ زني هستم كه بعد از فوت شوهرم از مال الارث به استطاعت مالي رسيدهام ولي شغل يا درآمدي كه بتوان بعد از برگشت از حج زندگيام را تأمين كند ندارم آيا باز هم بر من حج واجب است؟
ج ـ در فرض سؤال حج بر شما واجب نيست.
29 س ـ بعد از فوت شوهرم از مال الارث به استطاعت مالي رسيدهام ولي به علّت بيماري نميتوانم به حج مشرف شوم وظيفه من چيست؟
ج ـ چنانچه با استطاعت مالي استطاعت طريقي هم داشته باشيد، يعني در سال حصول استطاعت اگر بيمار نبوديد ميتوانستيد بدون اينكه ثبت نام براي سالهاي بعد نمائيد، در همان سال به مكه مشرف شويد، بايد بنابر احتياط نائب بگيريد و الاّ گرفتن نائب و ثبت نام براي سالهاي بعد واجب نيست، بلي اگر ثبت نام كرديد و در سالي كه اسم شما اعلام شد استطاعت مالي داريد در آن سال اگر در اثر بيماري معذور از رفتن هستيد، بنابر احتياط نائب بگيريد.
30 س ـ زني هستم كه مقداري اموال غير منقول (ملك) از پدر به ارث بردهام كه عوائدي دارد ولي از آنجا كه شوهرم درآمدي ندارد مخارج سالانه زندگيمان از آن تأمين ميشود و در ضمن در ذمّه شوهر نيز مهريه دارم آيا من مستطيعه هستم يا نه؟
ج ـ در صورتي كه قبلاً حج بر شما مستقر نشده، و فعلاً هم اگر بخواهيد برويد وبرگرديد امر معاش شما و شوهرتان مختل ميشود استطاعت نداريد.
استطاعت بانوان
31 س ـ آيا بر زني كه شوهرش بدهكار ميباشد و ماهيانه مقدار زيادي نزول ميدهد حج واجب ميشود يا نه؟
ج ـ اداء دين شوهر بر زن واجب نيست، و اگر استطاعت دارد واجب است حج بجاي آورد، مگر آنكه به واسطه حج وعدم تمكن شوهر از اداء نفقه، امر معاش مختل شود.
32 س ـ زني كه مقداري آب و ملك از ارثيه پدر دارد، و در ذمّه شوهرش مهريه هم دارد، و در ضمن، عوائد اين آب وملك مخارج سالانه او و شوهرش ميباشد، زيرا شوهر او مالي از خود ندارد، آيا اين زن مستطيعه است يا نه؟
ج ـ در صورتي كه قبلاً حج بر او مستقر نشده، و فعلاً هم اگر بخواهد برود و برگردد امر معاش او و شوهرش مختل ميشود، استطاعت ندارد.
33 س ـ زني هستم كه با كسب ميتوانم مخارج خود را متكفل شوم، در ضمن مخارج رفت و برگشت حج را نيز دارم ولي با رفتن من به حج شوهرم براي مخارج خود به زحمت ميافتد، وظيفه من چيست؟
ج ـ در فرض سؤال حج بر شما واجب است و تأمين مخارج شوهر به عهده شما نيست.
34 س ـ پيرزني هستم كه قبلاً شوهرم مرا نام نويسي كرده اما هم اكنون كه قرعه به نامم اصابت كرده فرزندم خرجي مرا ميدهد وظيفه من چيست؟
ج ـ در فرض سؤال چنانچه با فيشي كه به نام شما است ميتوانيد به حج برويد و برگرديد و ورثه با رفتن شما موافق هستند و پسر هم مخارج شما را تأمين ميكند حج بر شما واجب است.
35 س ـ دختري هستمكه قبل از بلوغ مادرم مرا بهحج برده و تمام اعمال نيابت بردار را ا طرف من انجام داده واعمالي را كه خود ميتوانستم انجام دهم مرا وادار به انجام آن نموده است آيا هم اكنون كه استطاعت مالي نيز دارم باز حج بر من واجب است؟ و در صورت عدم وجوب آيا من ميتوانم ازدواج كنم؟
ج ـ قبل از بلوغ، كفايت از حجّ واجب نميكند و در صورت استطاعت بايد حجّ واجب را انجام بدهيد و ازدواج شما در صورتي كه مزاحمت نداشته باشد يا اينكه ضرورت داشته باشد اشكال ندارد.
36 س ـ شوهرم با اينكه استطاعت داشت به عللي ثبت نام نكرد ولي من كه ثبت نام كردهام هم اكنون اسمم درآمده آيا ميتوانم نوبت خود را به شوهرم بدهم به اميد آنكه در آينده هر دو با هم ثبت نام نماييم يا نه؟
ج ـ اگر مستطيع باشيد جايز نيست.
37 س ـ من و شوهرم هر دو به قاليبافي مشغوليم، با درآمد مساوي و حال جهت يك حج استطاعت داريم بر كداميك از ما حج واجب است؟
ج ـ اگر هيچكدام به تنهائي مستطيع نيستيد بر هيچكدام واجب نيست.
38 س ـ زماني كه شوهرم در قيد حيات بود براي حج مرا نام نويسي كرد حال بعد از چند سال قرعه به نام من درآمده در حالي كه چندين طفل صغير دارم و هيچ گونه درآمدي نيز ندارم آيا رفتن حج بر من لازم است؟
ج ـ در فرض سؤال واجب نيست.
39 س ـ زني هستم كه بعد از فوت شوهرم مقداري پول جهت خريد ماشين به عنوان شراكت به پسرم دادهام كه ماهيانه درآمد آن را خرج زندگيام مينمايم حال اگر پسرم به قدر مخارج حج از آن پول را بدهد آيا مستطيعه خواهم شد يا نه؟ در حالي كه درآمدي جز اين ندارم؟
ج ـ اگر با بقيه آن بتوانيد امرار معاش كنيد حج واجب ميباشد و گرنه واجب نيست.
استطاعت با مهريه
40 س ـ اين جانب چند سال قبل ازدواج كردهام، و مهريهام به مقداري بود كه ميتوانستم در آن زمان با آن به حج بروم، ولي چون شوهرم مهريه مرا نداده بود از تشرف محروم ماندم، و اكنون هزينه حج سنگين شده و مهريه من وافي به آن نيست، آيا حج بر من مستقر شده است يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال اگر شوهر شما متمكن بوده كه مهريه شما را بدهد، و مع ذلك مسامحه كردهايد و نگرفتهايد، حج بر شما مستقرّ شده، و بايد حج بجا آوريد، و اگر متمكن نبوده و يا متمكن بوده ولي به هيچ وجه حاضر نبوده مهريه شما را ادا كند، و شما هم قدرت بر گرفتن نداشتيد حج بر شما واجب نشده است.
41 س ـ زني كه مهريهاش به مقدار هزينه حج است، و شوهرش هم قدرت بر اداء آن دارد، آيا آن زن مستطيعه است، و مطالبه نمودن مهريه ـ هر چند منجر به نزاع شود ـ واجب است يا نه؟
ج ـ اگر شوهر قدرت بر اداء داشته باشد، و زن بتواند از او وصول نمايد، مستطيعه است، و واجب است از او بگيرد و حج را بجاي آورد، اگر چه با اوقات تلخي باشد.
42 س ـ زني است كه مهريهاش وافي به حج است، ولي احتمال دارد بعد از صرف مهريه در حج، شوهر او را طلاق دهد، و يا اينكه شوهر ميخواهد از مهريه او براي اداء ديون خود استفاده كند، در اين صورت زن چه تكليفي دارد؟
ج ـ در فرض سؤال كه مهريه وافي به مخارج حج باشد زن مستطيع است، و واجب است مهريه خود را صرف حج نمايد، و مجرد احتمال طلاق باعث عدم وجوب حج نيست، بلي اگر صرف مهريه در حج باعث شود كه زندگي او مختل گردد، حج بر او واجب نيست.
43 س ـ زني كه خودش استطاعت مالي جهت رفتن به حج دارد ـ و لو به اينكه مهريه خود را از شوهر بگيرد ـ ولي اگر اموال خود را صرف حج نمايد بعداً زندگي بر او سخت ميشود، از اين نظر كه شوهرش نميتواند وسائل زندگي او را مانند قبل فراهم نمايد، آيا اين زن به حج برود يا نه؟
ج ـ اگر طوري است كه با مصرف كردن اموال خود، زندگي آنان مختل ميشود مستطيعه نيست.
44 س ـ صداقيّه زني را يكصد عدد سكه طلا و يك سفر حج معين كردهاند زن فوت شده و وصيتنامه ندارد آيا اين سفر حج دين است، و اگر دين است پول حج به وارثين ميرسد يا نه؟ و آيا براي ميّت اين پول استطاعت نميآورد تا براي او اجير بگيرند؟
ج ـ در فرض سؤال، سفر حج دين است و به ورثه ميرسد و چنانچه در زمان حيات او شوهر متمكن از پرداخت وجه بوده و با مطالبه پرداخت ميشده و از جهت طريق هم منعي نبوده است حج بر زوجه مستقر شده و فعلاً بايد براي او استيجار شود.
45 س ـ اگر مهريهام را از شوهرم بگيرم ميتوانم با آن به مكه مشرف شوم آيا حق مطالبه آن را دارم؟
ج ـ بلي اگر شوهر قدرت بر اداء داشته باشد حق مطالبه داريد و بايد مطالبه كنيد و به حج برويد.
46 س ـ با توجه به اينكه شوهري ثروتمند دارم ولي مطالبه مهريه باعث نزاع و دلسردي او نسبت به من ميشود آيا جهت انجام حج ميتوانم او را مجبور به پرداخت نمايم؟
ج ـ در فرض سؤال بر شوهر شما واجب است مهر شما را بپردازد و نبايد موجب دلسردي او شود و دلسردي او موجب سقوط حج از شما نميباشد.
47 س ـ در قبالههاي كنوني براي ازدواج مبلغ زيادي نوشته ميشود، آيا زني كه ميخواهد ازدواج كند طبق برنامه مذكور واجب الحج ميشود يا خير؟
ج ـ مادامي كه ازدواج نكرده، حج بر او واجب نيست و بعد از ازدواج اگر بتواند بمقدار مخارج حج از مهر خود وصول كند واجب ميشود.
48 س ـ زماني كه ازدواج كردهام با مهريهام ميتوانستم به حج مشرف شوم ولي چون شوهرم آنرا نداد از اين فيض محروم گرديدم و حال آنكه هزينه حج بسيار سنگين شده و مهريهام وافي به آن نيست آيا وجوب حج بر من مستقر شده است يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال اگر شوهر شما متمكن بوده كه مهريه شما را بدهد و با مطالبه ميپرداخته، و معذلك مسامحه كردهايد و نگرفتهايد، حج بر شما مستقر شده و بايد حج بجا آوريد، و اگر متمكن نبوده و يا متمكن بوده ولي به هيچ وجه حاضر نبوده مهريه شما را ادا كند، و شما هم قدرت برگرفتن نداشتيد حج بر شما واجب نشده است و هم چنين اگر با پرداخت مهريه بدون ثبت نام سالهاي بعد متمكن از حج نبودهايد حج بر شما مستقر نشده است.
49 س ـ شوهري دارم كه مقدار زيادي ديون دارد و قصد دارد مهريه مرا جهت پرداخت ديون خود صرف كند و از طرفي احتمال ميدهم اگر مهريه را صرف حج كنم مرا طلاق دهد آيا من مستطيعه هستم؟ و بفرمائيد آيا پرداخت ديون شوهرم مقدم است يا حج؟
ج ـ در فرض سؤال مهريه وافي به مخارج باشد زن مستطيع است، و واجب است مهريه خود را صرف حج نمايد و مجرد احتمال طلاق باعث عدم وجوب حج نيست، بلي اگر صرف مهريه در حج باعث شود كه زندگي او مختل گردد، حج بر او واجب نيست.
استطاعت با فروش زيورآلات
50 س ـ زني مقداري طلا دارد و از آن استفاده ميكند و مال ديگري غير از آن ندارد و اگر آن را بفروشد، توانايي رفتن به حج را خواهد داشت، آيا زيور آلات زن مستثني است يا اينكه به وسيله آنها زن مستطيع شده و بايد آنها را بفروشد به حج برود؟
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه طلاهاي مذكور را فعلاً براي زينت مورد حاجت عرفي لازم داشته باشد فروش آنها جهت رفتن به حج واجب نيست.
51 س ـ زن شوهرداري ميگويد كه شخصي كه تا حدي به نظر امين ميرسيد به من گفت كه شما زينت آلات خود را بفروش و پولش را به من بده تا شما را با جواز زوجهام به مكه ببرم لكن شوهرم قبول نكرد به مكه بروم آيا رفتن به مكه بر من واجب بوده يا نه؟
ج ـ فروختن زينت آلات مورد حاجت براي حج واجب نيست و داشتن زينت آلات مورد حاجت موجب استطاعت نميشود.
52 س ـ خانمي هستم كه مقداري طلا دارم كه بعنوان زيور آلات از آنها استفاده ميكنم اگر آنها را به فروشم توانايي رفتن به حج را دارم، با توجه به اينكه مال ديگري كه قابل توجه باشد ندارم آيا مستطيع هستم و بايد آنها را بفروشم و به حج بروم؟
ج ـ اگر فعلاً از آنها به عنوان زينت استفاده ميكنيد و زائد بر شأن شما نيست فروختن آنها براي حج واجب نيست.
53 س ـ زني هستم كه مقداري زيور آلات گران قيمت دارم كه با تبديل آنها به ارزانتر ميتوانم با تفاوت قيمت آن حج بجا بيآورم اگر ساير شرائط استطاعت را داشته باشم آيا مستطيعه خواهم شد يا خير؟ و بفرمائيد حد شأنيت در اين موارد چيست؟
ج ـ اگر تبديل به طلاي ارزانتر خلاف شأن شما نباشد لازم است و تعيين حدود شأن، موكول به نظر عرف است.
وجود همراه و استطاعت بانوان
54 س ـ خانمي است شوهردار و داراي چند فرزند اهل افغانستان مدّت بيست سال است كه يك مقدار زمين كشاورزي از پدرش برايش ارث رسيده كه در مدّت پانزده سال خودش با شوهر و فرزندانش روي زمين كار كرده و حاصلش را مصرف ميكرد اما پنج سال است كه به اجاره داده ميشود، با توجه به اينكه نفقه زن به گردن شوهر ميباشد و با توجه به اينكه اين خانم به تنهايي نميتواند به زيارت خانه خدا مشرف گردد و از طرفي هم قدرت پرداخت مخارج سفر شوهر را ندارد كه همراه او به حج برود آيا اين خانم از بابت اين زمين موروثي مستطيع است و حج بر اين خانم واجب است يا نه؟
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه قبلاً حج بر ذمّه نامبرده مستقر نشده و فعلاً هم تمكّن پرداخت مخارج شوهر را در سفر حج ندارد و خود نيز به تنهايي يا همراه مَحرم ديگر قادر به حج رفتن نيست مستطيعه نيست و حج بر او واجب نيست.
55 س ـ زني براي حج ثبتنام كرده است، ولي شوهرش كه او هم استطاعت داشته به عللي ثبتنام ننموده است، آيا زن ميتواند شرعاً نوبت خود را به شوهرش بدهد، به اين اميد كه در آينده هر دو با هم ثبتنام نمايند؟
ج ـ اگر زن مستطيع باشد جايز نيست.
56 س ـ اگر زني بتواند به تنهايي به حج برود و بر خود نترسد آيا همراه بودن محرمي شرط است يا نه؟ و اگر نتواند و امنيّت نداشته باشد حج از او ساقط است يا نه؟
ج ـ اگر زن نسبت به خود و عرض و آبرويش ايمن باشد همراهي مَحرَم با او شرط نيست، چه شوهر داشته باشد و يا نداشته باشد و در صورت خوف، همراهي محرم ولو با پرداخت اجرت در صورت تمكن واجب است و چنانچه قادر به پرداخت هزينه نباشد، مستطيعه نيست و اگر تحصيل محرم تنها با ازدواج ميّسر است بنابر اقوي ازدواج واجب است مگر اينكه موجب اهانت و حرج باشد.
57 س ـ اگر زني نياز به همراه داشته باشد و همراه نيز مزد ميگيرد و او توانايي پرداخت مزد را ندارد آيا مستطيعه ميشود يا خير؟
ج ـ مستطيعه نيست.
اجازه شوهر
58 س ـ اين جانب قصد زيارت بيت الله را دارم، و با اينكه شوهرم ثروتمند است مانع از رفتن من به حج است، و راضي نميشود كه مقداري از اموالم را جهت حج به فروش برسانم، در اين صورت تكليفم چيست؟ اطاعت شوهر مقدّم است و يا حج؟
ج ـ حج مقدّم است، و در ترك واجب نبايد از شوهر اطاعت نمود.
59 س ـ زنيكه مستطيع نيست، فرزندش ميخواهد او را با خود بهمكّه ببرد، ولي شوهرش ميگويد: من راضي نيستم، آيا حج براين زن واجب است يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال حج بر زن واجب است، و زوج حق منع ندارد.
60 س ـ با توجه به اينكه شوهر ثروتمندي دارم مانع از رفتنم به حج ميباشد و راضي نميشود كه مقداري از اموالم را جهت انجام فريضه الهي حج به فروش برسانم، تكليف من چيست؟ آيا اطاعت شوهر مقدم است يا حج؟
ج ـ حج مقدّم است، و در ترك واجب نبايد از شوهر اطاعت نمود.
61 س ـ زني هستم مستطيعه، ولي جهت انجام حج، شوهرم اجازه سفر نميدهد، وظيفه بنده چيست؟
ج ـ اجازه او شرط نيست.
62 س ـ اگر بدون اجازه شوهر جهت انجام حج مسافرت كنم يقين دارم بعد از برگشتن مرا طلاق ميدهد (يا مشكل مهمّي در زندگي ما پيدا ميشود) آيا باز هم حج بر من واجب است؟
ج ـ اگر عواقب آن مستلزم عسر و حرج شديد باشد واجب نيست.
63 س ـ آيا بدون اجازه شوهر ميتوانيم با نذر حج را بر خود واجب كنيم؟
ج ـ نمتوانيد.
64 س ـ اگر خانمي قبل از ازدواج نذر كرده باشد كه حجي بجا بيآورد و بعد از آن ازدواج كند آيا باز هم جهت انجام فريضه حج اجازه شوهر لازم است؟ و بفرمائيد آيا شوهر حق ممانعت دارد؟
ج ـ درفرض سؤال، اجازه زوج براي فريضه حجةالاسلام شرط نيست و حق ممانعت ندارد خواه نذر كرده باشد يا نذر نكرده باشد، بلي اگر نذر كرده باشد كه پيش از ازدواج حج مستحبي بجا آورد و قبل از رسيدن موسم حج ازدواج كند اجازه زوج براي حج مستحبي لازم است و اگر پيش از ازدواج با تمكن در موسم حج بجا نياورد ظاهراً حنث نذر شده و كفاره حنث نذر بايد بدهد.
65 س ـ اگر زني در عدّه طلاق رجعي باشد جهت حج مستحبي بايد از شوهر اجازه بگيرد؟ در طلاق غير رجعي چطور؟
ج ـ در طلاق رجعي بدون اذن شوهر جائز نيست بلكه با اذن او هم مشكل است ولي در طلاق غير رجعي اذن شوهر شرط نيست و خروج آن از خانه مانع ندارد.
خارج ساختن خود از استطاعت مالي
66 س ـ كسيكه مستطيع بوده ولي هنوز بهمكّه مشرف نشده، اگر در غير ماههاي حج براي عمره مفرده به مكّه مشرف شود، از استطاعت مالي ميافتد و نميتواند در ايام حج به مكّه برود، آيا ميتواند براي عمره برود، يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال اگر در همان سال استطاعت پيدا كرده، و هنگام فراهم نمودن مقدّمات سفر حج نرسيده، و علم عادي به تمكّن از حج در وقت خود ندارد، جايز است آن مال را صرف عمره مفرده نمايد، ولكن اگر علم عادي دارد كه متمكن از حج در وقت آن است، در اين صورت قبل از اوان حج، احتياط واجب عدم صرف آن مال در عمره مفرده است و در اوقاتي كه بايد مقدمات و وسائل سفر حج را تهيّه نمايد جايز نيست.
67 س ـ شخصي قبلاً حج بر او مستقرّ نشده، اما در موقع ثبتنام جهت حج تمتّع مستطيع بوده و ثبتنام نموده، ولي بعداً از نظر مالي محتاج شده، آيا ميتواند پول سپرده را پس بگيرد يا خير؟ و چنانچه در سال اوّل يا سالهاي بعد قرعه به نام او اصابت كند فرق دارد يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال اگر در سال اصابت قرعه براي رفتن به حج، از استطاعت افتاده ميتواند پول سپرده را پس بگيرد و فرقي بين سال اول و غير آن نيست.
68 س ـ مقداري پول دارم كه براي رفت و آمد به سفر مكّه كافي است، ولي هنوز از طرف دولت، وقتي براي ثبتنام اعلام نشده است، آيا نگهداري آن پول لازم است، و من مستطيع هستم يا نه؟
ج ـ اگر اصل اعلام وقت و اجازه از طرف دولت معلوم نباشد نگهداري آن لازم نيست و اگر معلوم باشد هر چند تاريخ آن هنوز معين نشده، جواز صرف آن در راه ديگر محل تأمل است.
69 س ـ كسي كه استطاعت مالي دارد، اگر پس از ثبتنام و قرعهكشي نامش براي سالهاي بعد درآمد، آيا ميتواند نسبت به سالهاي بعد خودش را از استطاعت بيرون بياورد، و پول خود را از بانك پس بگيرد؟ اگر چه ضرورت هم نباشد.
ج ـ در صورتي كه از راههاي ديگر مثل خريد فيش حج ديگران يا از راه سوريه و غيره براي او رفتن به حج در همان سال فراهم نيست ميتواند پول خود را پس بگيرد چون استطاعت طريقي فعلي ندارد.
70 س ـ اگر كسي در زمان معين حج بر او واجب شده است يعني از نظر مالي مستطيع شده بود و پس از مدتي به دليل نياز، پول را خرج كرده و اكنون استطاعت رفتن به حج را از نظر مالي ندارد، آيا اين فرد بايد حج برود يا خير؟
ج ـ در صورتي كه وجوب حج بر او مستقر شده بهر نحو ممكن بايد به حج برود.
انجام حج يا ازدواج
71 س ـ شخصي عيال ندارد و به مقدار مخارج حج پول دارد، آيا حج مقدم است يا ازدواج، و در صورتي كه ترك ازدواج موجب عسر و حرج بر او باشد، و يا موجب ارتكاب گناه گردد، حكم او چيست؟
ج ـ در صورتي كه عدم ازدواج او موجب حرج ميشود، ازدواج مقدّم است، و الاّ بايد به حج برود.
72 س ـ اين جانب داراي دو هكتار زمين كشاورزي هستم امرار معاش خود و عائلهام را از آن تهيه ميكنم و به گونهاي كه اگر چيزي از آن را به فروشم در زندگي دچار تنگنا ميگردم و تراكتور دارم كه هم كار كشاورزي خودم را انجام ميدهم و هم كمبود زندگيم را جبران ميكنم با چهار رأس گاو شيرده با تعداد 11 نفر عائله كه چهار نفر از آنان زندگي جدا دارند چون كه ازدواج كردهاند و سه پسر كه وقت ازدواج آنان گذشته است و سه دختر كه وقت ازدواج آنها فرا رسيده است حالا سؤال اين است كه اگر مخارج ازدواج پسر و دخترها را بخواهم فراهم كنم كه عرفاً بعهدهام است مخارج مكه را ندارم آيا با اين شرائط مستطيع هستم يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال، حج مقدّم بر خرج ازدواج پسران و دختران است شما تصميم بگيريد بعض مخارج غير ضروري را كه متأسفانه مرسوم شده در سفر حج و بعد از مراجعت از حج انجام ميدهند، انجام ندهيد يا سبك بگيريد و حج خود را بجا آوريد در حديث وارد شده كسي كه مستطيع شود و به حج نرود موقع مرگ به او خطاب ميشود (يا نصراني بميرد يا يهودي) و خداوند انشاء الله بركت ميدهد و وسائل ازدواج پسر و دختر فراهم ميشود.
73 س ـ كسي كه واجد شرايط حج است، و نوه او شرعاً و عرفاً نياز به ازدواج دارد، و اگر ازدواج نكند به حرام ميافتد، وظيفه پدر بزرگ چيست؟
ج ـ اگر عرفاً مخارج ازدواج نوه به عهده پدر بزرگ باشد، كه ترك اداء آن حرجي باشد، عدم حصول استطاعت بعيد نيست.
74 س ـ آيا كسي كه نياز به ازدواج دارد با توجه به اينكه پول رفت و برگشت حج را دارد مستطيع است؟
ج ـ چنانچه تزويج موجب حرج و مشقّت بر اوست، به طوري كه عرفاً او را مستطيع نميدانند حج بر او واجب نيست، وگرنه حج، واجب و مقدّم است.
75 س ـ كسي كه واجد شرايط حج باشد و نوهاي دارد كه شرعاً و عرفاً به زن احتياج دارد كه اگر زن نگيرد به حرام ميافتد، آيا ازدواج براي نوهاش مقدّم است يا رفتن به حجّ؟
ج ـ اگر عرفاً مخارج ازدواج نوه به عهده پدر بزرگ باشد كه ترك اداء آن حرجي باشد عدم حصول استطاعت بعيد نيست.
انجام حج يا رسيدگي به امور ضعفاء
76 س ـ با توجه به اينكه شرع مقدس اسلام تأكيد اكيدي بر رسيدگي به امور مسلمانان و جويا شدن از احوال آنان نموده است و پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله) شخص بي تفاوت نسبت به حوائج مسلمانان را، مسلمان ندانستهاند، خواهشمند است بفرمائيد كساني كه چندين مرتبه به حج واجب وعمره مشرف شدهاند و همچنان سالي حداقل يكبار مبادرت به زيارت «بيتاللهالحرام» مينمايند، با اينكه ميدانند افرادي هستند كه به نان شب خويش محتاجند و ميتوانند با صرف نظر از سفر حج، حوائج اين مستمندان و ضعفا از مسلمانان را برآورند، آيا حج ايشان از نظر اسلام جائز است و وظيفهاي در قبال جامعه اسلامي ندارند؟
ج ـ همانطور كه مرقوم فرمودهايد اسلام نسبت به رسيدگي به حال ضعفاء سفارش بسيار فرموده و در اين خصوص روايات فراواني داريم و ثواب دستگيري از فقراء و محرومان زياد است و حتي ثواب قضاء حاجت مؤمن از بيست حج مستحب بيشتر است اما انتخاب اعمال مستحب با خود افراد است و افضل بودن يك مستحب موجب سلب استحباب از مستحب ديگر نميشود، ساختن راهها و مراكز عام المنفعه علمي و ديني و ساختن بيمارستانها و صدها نمونه ديگر همه از مصاديق خير است كه نميتوان به جهت وجود محرومان در جامعه تعطيل نمود. بلي سزاوار است افراد متمكن كه سفرهاي متعدّد به حج و يا عمره مشرف ميشوند به دستگيري از محرومان و تهيه وسائل كار و گذران زندگي آنان نيز همت بگمارند تا به فيض عظيمتر نائل گردند خداوند متعال همگان را در انجام وظائف شرعي موفق و مؤيّد فرمايد.
انجام حج يا پرداخت بدهي
77 س ـ شخصي مديون است، و زمان پرداخت دين رسيده، و قادر بر اداء آن ميباشد، و دائن جداً دين خود را مطالبه مينمايد، و به هيچ وجه راضي به تأخير نيست، آيا جايز است چنين شخصي قبل از اداء دين به حج مشرف شود يا نه؟ و حج واجب و يا مستحب از او صحيح است يا نه؟
ج ـ در صورتي كه شخص مديون، ثروتمند باشد، اداء دين و بجا آوردن حج هر دو بر او واجب است، و اگر عصياناً اداء دين نكرده مكّه برود، گناه كرده، ولي حج او صحيح است. بلي اگر قبلاً مستطيع نبوده و فعلاً هم اگر دين را اداء كند نميتواند به مكّه برود حج بر او واجب نيست، زيرا مستطيع نيست، لكن مع ذلك اگر معصيت كند و حج برود حج او صحيح است، ولي كفايت از حَجّةالاسلام نميكند، و پس از حصول استطاعت، واجب است دوباره مكّه برود، و در صحت حج، فرقي بين حج واجب و مستحب نيست.
انجام حج يا عمل به نذر
78 س ـ اگر شخصي قبل از تحقق استطاعت نذر كرده است كه هر سال در ماه رمضان افطاري بدهد، و يا مخارج عزاداري فلان هيئت و يا مجلس را در ماه محرم بپردازد، و با پرداخت آن مخارج سنگين به طور معمول استطاعت مالي براي حج پيدا نميكند، در اين صورت عمل به نذر مقدّم است، و يا آنكه بايد ولو در يك سال به نذر عمل ننمايد و به حج برود. و در هر صورت اگر قرض كرد و به حج رفت حج او چه صورتي دارد؟
ج ـ در فرض مذكور اگر نذر، نذر تبرّع باشد يا متعلق آن حاصل شده باشد و وقت عمل به نذر، اَوان حج نباشد به نذر عمل نمايد.
استطاعت طريقي
79 س ـ بنده كه يكي از دبيران آموزش و پرورش تهران هستم، در سال گذشته در اثر اضافه كاري كه يكجا دريافت نمودم پولم به اندازه سفر حج رسيد، و من تصميم به ثبتنام گرفتم، و تمام مدارك را حاضر كردم، ولي در موقع ثبتنام گفتند بايد حتماً برگ پايان خدمت داشته باشي، و چون من در آن موقع خدمتسربازي را در وزارت آموزشوپرورش و محل كارم ميگذراندم، از ثبتنام من جلوگيري به عمل آمد. حال در خرداد ماه امسال سربازي من تمام ميشود، در اين صورت آيا در سال گذشته، واجب الحج بودهام يا نه، در صورتي كه در آن موقع تازه متأهل شده بودم، و با پدرم زندگي ميكردم، و خانه جداگانه نداشتم، و بعد از رد شدن از سفر، پول را صرف خريدن ماشين كه يكي از ضروريات زندگي من در آن موقع و در حال حاضر است نمودم؟
ج ـ در فرض مرقوم، اگر در سال گذشته متمكّن از رفع مانعي كه براي شما پيش آمده نبودهايد، تمكّن از سفر حج نداشتهايد، و فعلاً هم كه استطاعت مالي نداريد حج بر شما واجب نيست و در آينده هر زمان كه انشاءالله مستطيع شديد مشرف شويد.
80 س ـ اگر پدري پس از ثبتنام براي حج فوت كرده است، و چند پسر دارد، و اجازه رفتن به حج به يكي از پسران داده ميشود، در چنين موردي استطاعت طريقي براي كدام يك حاصل ميشود؟
ج ـ اگر به عنوان نيابت پدر است بر هيچ يك از آنها رفتن به حج و قبول نيابت واجب نيست. مگر آنكه بالخصوص مورد وصيت باشد و اگر منظور اين است كه يكي از آنها ميتواند با استفاده از فيش پدر براي خود حج بجاي آورد، در صورت داشتن ساير شرايط استطاعت بر هر كدام كه ميداند با استفاده از فيش مورد موافقت ديگران قرار ميگيرد حج واجب است و اگر همه در اين جهت مساوي باشند بر همه لازم است اقدام كنند و چنانچه يكي از آنها بدون مسامحه ديگران موفق به استفاده شد حج از ديگران ساقط است ولي با مسامحه حكم به استقرار حج بر ديگران كه مسامحه كردهاند خالي از وجه نيست، اين در صورتي است كه فيش از تركه ميّت شمرده نشود و اگر از تركه ميّت محسوب شود، در صورتي كه هيچ يك از ورثه از حق خود نسبت به آن صرف نظر نكند بايد بفروش برسد و بهاي آن بين ورثه كما فرض الله تقسيم شود. و بنابراين هر يك از ورثه يا غير ورثه بايد اقدام به خريد فيش نمايد هر كس برايش فراهم شد حج بر او واجب است و چنانچه پدر واجب الحج بوده است، بايد براي او استيجار نمايند هر چند به فروش فيش باشد.
81 س ـ كسي كه در كشورهاي غيراسلامي زندگي ميكند، اگر بخواهد به حج برود بايد مبلغ زيادي بهآن حكومت كمك كند،و قهراً آن پول براي تقويت چنين حكومتي مصرف خواهد شد، در صورتي كه راه رفتن به حج منحصر به اين كار باشد، آيا اوّلاً حج بر چنين شخصي واجب است يا نه؟ و ثانياً اگر اين مقدار پول را بدهد و به حج برود از حَجّةالاسلام كفايت ميكند يا نه؟
ج ـ اگر موجب تقويت كفر در برابر اسلام محسوب شود كه عرفاً آن بر ضرر اسلام و خلاف مصلحت مسلمين شمرده شود، استطاعت حاصل نيست. ولي اگر پولي را پرداخت و استرداد آن ممكن نبود پس از پرداخت اگر چه معصيت كرده، استطاعت حاصل ميشود و بايد به حج برود.
82 س ـ اگر شخصي مستطيع بود، و در رفتن به حج مسامحه كرد، تا نوبت او از دست رفت، حال كه ثبتنام نميشود، آيا با كمك واسطه و سفارش در ايران يا خارج از ايران، يا با صرف مبالغي زياد جايز و يا لازم است به حج مشرّف شود يا خير؟ زيرا در غير اين صورت سالها فريضه او تأخير ميافتد، و خوف اين را دارد كه خداي ناكرده از تاركين حج به حساب آيد؟
ج ـ در صورت تمكّن اگر چه با صرف مبلغ زيادتر، لازم است به حج برود.
83 س ـ شخصي كه معتاد به خوردن ترياك است، و دولت از رفتن او به حج جلوگيري ميكند، و هم چنين زني كه حامل است، و يا مريضي كه به جهت كسالت خاصّ ممنوع از سفر شده است، از نظر شرعي تكليف او نسبت به حج چيست؟ مستطيع است يا غير مستطيع؟ و آيا جايز است با توّسل به بعض از حيلهها مشكل اعزام خود را حلّ كند؟ و بر فرض آنكه چنين كرد، آيا مجزي از حَجّةالاسلام هست يا خير؟
ج ـ اشخاص مذكور در صورتي كه بتوانند با توسّل به طرق مشروعه به حج مشرّف شوند مستطيع هستند، و بايد به حج بروند، و حَجّةالاسلام محسوب ميشود، لكن اگر شخص مريض و يا حامل، خوف ضرر داشته باشد مستطيع نيست.
84 س ـ در حال حاضر هر كسي كه بخواهد به حج مشرّف شود بايد قبلاً براي ثبتنام و مقدّمات حج اقدام نمايد، اگر كسي ثبتنام كرد ولي نوبت او را براي چند سال ديگر اعلام نمودند، اگر قبل از رسيدن آن نوبت، از راه ديگر وسيله رفتن براي او فراهم شد، و پول قرض كرد و به مكّه رفت، آيا حج او حَجّةالاسلام است يا خير؟
ج ـ در فرض سؤال اگر ارزش فيش و ساير اموال اضافي او معادل مخارج حج امسال اوست مستطيع بوده، و كفايت از حَجّةالاسلام ميكند.
85 س ـ اگر شخص مستطيع اقدام به ثبتنام كرده، ولي اسمش براي سالهاي بعد اعلان شده است، و يا با آنكه مستطيع بوده اهمال كرده و ثبتنام ننموده است، و فعلاً با ثبتنام فوق العاده از طريق اداره اوقاف با مبلغ بيشتر، و يا با خريد فيش به طور آزاد، و يا با گرفتن گذرنامه براي كشورهاي ديگر و از آنجا با گرفتن ويزا براي كشور عربستان ميتواند به حج برود، آيا بر او واجب است كه براي تعجيل در انجام حج از اين راهها اقدام نمايد، و يا وجوب ندارد و در صورت انجام مجزي از حَجّةالاسلام است يا خير؟
ج ـ در فرض سؤال چنانچه متمكّن از انجام حج با صرف مبلغ بيشتر و يا خريد فيش حج باشد، اقدام بر آن واجب است تا حج را زودتر انجام دهد، و در صورت اهمال در ثبتنام و رسيدن اوان خروج براي حج، بنابراحتياط حج بر او مستقرّ شده، و به هر نحو ممكن بايد آن را بجا آورد.
86 س ـ فردي براي حج ثبتنام نموده ولي هنوز قرعه به نام او نيافتاده آيا ميتواند نائب شود؟
ج ـ حكم جواب اول را دارد.
87 س ـ افرادي كه براي حج واجب ثبتنام نكردهاند اگر اندوختهاي فراهم كردند ولي نميدانند كه در آينده تكافوي حج خواهد كرد يا نه و بر فرض تكافو در حال حاضر با مخارج فوقالعاده مواجه شدهاند مانند ازدواج دختر و پسر كه در بعضي بلاد رسم است كه پدر ملزم است براي پسر منزل مسكوني تهيه نمايد اگر پولها را خرج كند قطعاً در آتيه از استطاعت خارج ميشود و اگر خرج نكند با مشكلات عرفي و اخلاقي روبرو خواهد شد، تكليف او چيست؟
ج ـ اگر در سالي كه استطاعت مالي براي حج پيدا ميكنند راه بسته باشد و استطاعت طريقي نداشته باشند حج بر آنها مستقر نشده و چنانچه قبل از استطاعت طريقي وجوه مذكور را خرج كنند حج بر آنها واجب نيست.
88 س ـ اگر كسي مستطيع باشد و از طريق حج و زيارت نتواند به حج رود ميتواند حج را ترك كند؟
ج ـ در صورت استطاعت و عدم محذور شرعي بايد به حج برود.
89 س ـ با توجه به اينكه به هنگام اعزام زائران به حج معاينات پزشكي صورت ميپذيرد و كساني كه توانايي جسمي ندارند در معاينات پذيرفته نميشوند، آيا مردودين معاينات پزشكي كه تاكنون هم، راه براي آنان باز نبوده، همچنان استطاعت شرعي دارند؟ يا آنكه با پذيرفته نشدن، استطاعت هم تحقّق نمييابد؟
ج ـ با فرض اينكه براي اشخاص مذكور تاكنون راه باز نبوده و اكنون نيز با ردّ پزشك راه براي آنها باز نيست حج مباشرة واجب نيست ولي چنانچه استطاعت مالي دارند با عدم علم به زوال عذر بنابراحتياط بايد نائب بگيرند.
استطاعت بدني
90 س ـ آيا شخص لال اگر مستطيع باشد واجب است براي انجام عمل حج به مكّه برود يا نه؟
ج ـ بلي واجب است، و در گفتن لبيكها و قرائت نماز به اشاره اكتفا كند، و در صورتي كه بتواند، زبان را نيز به حركت درآورد.
91 س ـ عده زيادي حدود 8 سال قبل براي مكه ثبتنام كردهاند و مبلغي حدود 27000 تومان واريز نمودهاند عجالتاً بعضي فاقد نيروي جسمي و بعضي فقير شدهاند كه تقاضاي كمك دارند و بعضي اظهار ميدارند آن زمان عائله نداشتهايم و فعلاً عائلهمند و با وضع فعلي و عايدات و مداخل كم وضع زندگيمان روبراه نيست و بعضي چشمشان را از دست دادند وظيفه چنين افرادي نسبت به فريضه حج چيست؟
ج ـ در مورد سؤال، چنانچه حج قبلاً بر ذمّه اشخاص مذكور مستقر نشده بوده و فعلاً هم استطاعت مالي ندارند حج بر آنها واجب نيست بلي اگر كسي استطاعت مالي دارد ولي استطاعت بدني ندارد و مأيوس از حصول استطاعت بدني است احتياط واجب آن است كه براي حج نائب بگيرد.
استطاعت ساكنان مكه
92 س ـ آيا براي ساكنين مكّه مكرمه همه ساله حج واجب است يا نه؟
ج ـ بر هر مستطيع خواه ساكن حرم باشد يا دور از حرم، در تمام عمر، بيش از يك مرتبه حَجّةالاسلام واجب نيست. بلي از جهات ديگر ممكن است در سالهاي ديگر، حج بر بعضي واجب باشد.
93 س ـ كساني كه از هند و پاكستان به سعوديه ميآيند و در مكّه معظّمه مقيم ميشوند آيا حجشان تمتّع است، يا وظيفه ديگري دارند؟
ج ـ چنانچه به قصد مجاورت در مكّه بمانند، و بعد از دو سال مستطيع شوند، حكم اهل مكّه را پيدا ميكنند.
94 س ـ اگر شخصي در بين دو سال مجاورت خود در مكّه، مستطيع شود، يا در وطن خود مستطيع شود و بخواهد حَجّةالاسلام را بعد از دخول در سال چهارم مجاورت، انجام دهد آيا حج تمتّع بجا آورد يا افراد؟
ج ـ در فرض سؤال كه استطاعت در بين دو سال مجاورت حاصل شده، واجب است حج تمتّع بجا آورد، لكن اگر بعد از گذشتن دو سال حج را بجا آورد اولي مراعات احتياط است.
95 س ـ اگر در سال چهارم مجاورت خود در مكّه مستطيع شود و قبل از اتيان حج واجب معرضاً عن المجاوره، به وطن خود برگردد، آيا حج مستقر در ذمّه را تمتّعاً بجا آورد يا افراداً؟
ج ـ حج إفراد بجا آورد.
96 س ـ اگر كسي در سال استطاعت به قصد استيطان در مكّه بدون اعراض از وطن اصلي به مكّه مشرف شود آيا حج تمتّع انجام دهد يا افراد؟
ج ـ تمتّع بجا آورد.
شك در استطاعت
97 س ـ چند سال قبل شخصي به شبهه استطاعت رجاءاً به حج مشرف شده، و پس از مراجعت قرضهاي او اداء شده، و اخلالي هم در امر معاشش پيدا نشده، در اين صورت حج مذكور، كفايت از حَجّةالاسلام ميكند يا نه؟
ج ـ اگر فعلاً هم شك در استطاعت خود در آن سال دارد، آن حج مجزي از حَجّةالاسلام نيست.
استقرار حج
98 س ـ كسي كه حج بر او مستقر شده و مشرف نشده اكنون هم نميتواند و هيچ راهي براي تشرّف ندارد آيا راهي به جز استغفار دارد يا خير؟
ج ـ اگر تمكّن مالي هم جهت استنابه ندارد فعلاً تكليفي بر او نيست و اميد است با توبه و استغفار مورد مغفرت قرار بگيرد ولي اگر احتمال ميدهد كه كسي بعد از فوت براي او تبرعاً نيابت نمايد وصيّت نمايد.
99 س ـ اشخاصي كه در وقت نام نويسي براي حج، استطاعت مالي دارند، و از طرف دولت براي پنج سال يا بيشتر اسم نويسي ميكنند، آيا نام نويسي واجب است يا نه؟ و بر فرض وجوب اگر مسامحه كردند و ننوشتند و بعد از مدّت پنج سال مردند، و يا از استطاعت مالي افتادند، فقط ترك واجب كردهاند، يا اينكه حج هم بر آنان مستقرّ است؟
ج ـ در مورد سؤال وجوب نام نويسي محل تأمل است و چنانچه با ترك نام نويسي بعد از پنج سال فوت نمود استقرار حج بر او معلوم نيست، اگر چه احتياط اين است كه براي او با بقاء استطاعت تا سال پنجم حجّ استيجار نمايند.
100 س ـ پدر اينجانب قرار بوده كه امسال حج برود ولي به خاطر «مشكلات مالي» موفق نشده ايشان قبلاً تقريباً وضعشان خوب بوده و چون ديگر كار نميكند گاهي اوقات مخارج را حتي از سرمايه كه در بانك دارد استفاده ميكند و به خاطر مخارج خانه و برادر و خواهر، فيش حجّ را فروخته كه بتواند كاري يا غيره انجام دهد براي مخارج خانه و تحصيل آنها. لطفاً بفرماييد آيا فيش حج خمس دارد يا نه (در حالي كه ايشان سالها قبل ثبتنام كرده بوده تا اينكه امسال نامشان درآمده است.)
ج ـ در مورد سؤال، اگر استطاعت تشرف به مكه و انجام حج داشته و مسامحه كرده حج بر ذمّه او مستقر شده بايد حج را انجام دهد بهر حال پولي كه از درآمد سال به حساب مكه ريخته ولي فيش را بعد از گذشت سال فروخته خمس پولي كه به حساب ريخته بايد داده شود ولي زائد بر آن ربح سال فروش محسوب است كه اگر صرف مؤنه بشود خمس ندارد و اگر صرف مؤنه زندگي نشود و سال بر آن ربح هم بگذرد آنهم خمس دارد.
101 س ـ اين حقير در سال 57 با همسرم ازدواج كردم و مبلغ 80000 هزار تومان مهريه من است و اكنون از شوهرم خواستهام كه بجاي اين مبلغ مرا به سفر حج واجب ببرد (البته عمره مفرده برده است) و او ميگويد شما واجب الحج نيستيد زيرا با 80000 هزار تومان نميشود به حج رفت و من ميگويم بايد به نرخ امروز حساب كني ايشان ميگويد نه اين خلاف شرع است لطفاً جواب اينجانب را بفرمائيد.
ج ـ در مورد سؤال، شما بيش از 80000 تومان بعنوان مهريه از شوهر طلب نداريد و هشتاد هزار تومان جهت استطاعت و وجوب حج كافي نيست بلي اگر قبلاً متمكّن بودهايد كه با مبلغ مذكور به حج برويد و همسر شما در صورت مطالبه مهريه را در اختيار شما ميگذاشته كه به حج برويد و نرفتهايد حج بر ذمّه شما مستقر شده.
102 س ـ در سال 1363 براي حج ثبتنام كرديم چون استطاعت مالي ما خوب بود، اواخر سال 1374 موتور لنجمان در درياي خليج فارس به قعر دريا فرو رفت و برادرم و كليه ملوانان و تمام اجناس وارداتي همه از بين رفت كه بنده واقعاً با چند عيال سنگين، ورشكست شدهام و قرضهاي سنگين دارم و دستم از بازار بريده شده الآن سخت در فشار قرضهاي بانكها و مردم هستم كه واقعاً كمر شكن است و امسال عيدي كه در پيش داريم نوبت زيارت مكه مكرمه بيت الحرام بنده رسيده است تكليف بنده چه ميباشد؟
ج ـ در فرض سؤال، چنانچه در همان سال 63 يا قبل از آن يا بعد از آن استطاعت مالي جهت رفتن به حج را حاصل كرده باشيد و بدون ثبتنام و قرار گرفتن نوبت در سال زمان حج امكان رفتن به حج از راههاي ديگر عادي ولو خريدن فيش و نوبت ديگران را داشتهايد و نرفتهايد و به انتظار نوبت سازمان ماندهايد حج بر شما مستقر شده و بايد فعلاً بهر نحو شده به حج برويد و اگر طريقي ديگر غير از ثبتنام در سازمان حج و انتظار نوبت برايتان فراهم نبوده و فعلاً براي رفع اختلالات معيشتي و اداره زندگي به فروش فيش حج احتياج داريد يا نميتوانيد مبلغ بيشتري كه براي انجام سفر حج لازم است بدون استقراض تهيه كنيد و در امر معاش به زحمت ميافتيد حج بر شما واجب نيست و فروش فيش مانعي ندارد ولي خمس مبلغي را كه به سازمان حج پرداختهايد بايد بپردازيد و لازم بتذكر است كه در مخارج حج تمكن از خريد سوغات و برنامههاي پذيرائي و مهماني معتبر نيست.
103 س ـ بنده زني هستم از 24 سال قبل تاكنون مستطيع هستم ولي هرگاه كه قصد رفتن به مكه را داشتم مشكلاتي برايم پيش آمد تا اينكه دفعه آخر كه حدود 12 سال پيش بود و نام نويسي ميكردند ما هم اسم خود را نوشتيم و تاكنون اسممان در نيامده است ما اطلاع يافتيم كه تا 6 سال ديگر هم مكه به نام ما در نميآيد هم اكنون بنده 55 سال سن داشته و از رفتن به مكه از اين راه مأيوسم و اگر هم بخواهم از طريق آزاد بروم نميشود زيرا اگر تمام دارايي را بفروشم كلاً 400 هزار تومان شده در حالي كه مكه در حدود 700 هزار تومان ميشود از شما تقاضا دارم كه در اين باره ما را بطور واضح راهنمايي و ارشاد نمائيد.
ج ـ شما در حال حاضر وظيفهاي نداريد بلي اگر موقعيتي پيش آمد كه توانستيد بطور آزاد برويد و يا نوبت رفتن شما رسيد در آن وقت واجب است برويد و چون قبلاً مستطيع بوده و نرفتهايد حج بر شما مستقر شده و تا نرويد از ذمه شما ساقط نميشود.
104 س ـ شوهرم هنگام عقد ازدواج يك سفر حج را به من وعده داده است آيا حج بر ذمه من استقرار پيدا كرده است؟
ج ـ به مجرد وعده دادن او حج در ذمّه شما مستقر نميشود، بلي اگر در ضمن عقد شرط كرده باشيد و با مطالبه بتوانيد او را حاضر به وفا به وعده بكنيد مطالبه و حج واجب ميشود.
مسائل متفرقه استطاعت
105 س ـ كسي كه نوبت او قانوناً مربوط به سالهاي بعد ميشود، آيا ميتواند به نحوي نوبت خود را جلو بياندازد؟ و در صورتي كه چنين كرد حج او چه صورتي دارد؟
ج ـ اگر به طرق متعارف و مشروع بتواند اقدام نمايد، اقدام واجب، و حج او صحيح است.
106 س ـ آيا كساني كه شرعاً مستطيع بوده و براي اولين بار در قرعهكشي شركت ميكنند، نسبت به كساني كه تصميم دارند حج مستحبي انجام دهند ميتوان در قرعهكشي اولويتي قائل شد؟
ج ـ بلي در اولويت قرار دادن آنها جايز بلكه اولي است.
107 س ـ استطاعت نسبت به حج منذور، مقدمه وجوب است يا مقدمه واجب، يا فرق است بين نذر حَجّةالاسلام و نذر غير آن؟
ج ـ اگر نذر حَجّةالاسلام باشد، استطاعت شرط وجوب حج است، و موجب تحقق نذر، و اگر نذر غير حَجّةالاسلام باشد، استطاعت شرعيه نه شرط وجوب حج است، و نه شرط صحت نذر، بلكه قدرت عقليه بر حج، شرط صحت و انعقاد نذر است.
108 س ـ شخصي در حَجّةالاسلام بعد از اعمال عمره در روز هفتم در اثر تصادف با ماشين در حال بيهوشي او را به ايران آوردند، حال آيا در سالهاي بعد بايد خودش به مكّه برود و يا نايب بگيرد، و يا اصلاً بريء الذمّه شده و چيزي بر او واجب نيست، و استقرار حج در سالهاي قبل براي او و يا عدم استقرار، فرق دارد يا نه؟ و در صورت وجوب نيابت، حج ميقاتي جهت او كافي است يا نه؟
ج ـ در فرض سؤال اگر در سال اول استطاعت او بوده، و فعلاً استطاعت ندارد حج بر او واجب نيست، ولي اگر فعلاً استطاعت دارد واجب است عمره و حج تمتّع را ثانياً بجا آورد، و هم چنين اگر از سالهاي قبل مستطيع بوده بايد عمره و حج را بجاي آورد، و با عذر شرعي گرفتن نايب كافي است، و در مواردي كه جايز باشد نايب بگيرد حج ميقاتي كافي است.