واجبـات احـرام
پوشيدن لباس احرام
238 س ـ اگر به واسطه عذري مثل مرض نتواند لباس دوخته خود را بكند، و لباس احرام بپوشد، چه وظيفهاي دارد؟
ج ـ بايد در ميقات يا محاذات آن نيّت عمره و يا حج كند، و لبيك بگويد، و كافي است و هر وقت عذرش بر طرف شد جامه دوخته را بكند، و اگر لباس احرام نپوشيده بپوشد، و لازم نيست به ميقات برگردد، ولي براي پوشيدن لباس دوخته بايد يك گوسفند قرباني كند.
239 س ـ درغير حالطواف ونماز آن اگر جامه احرام يابدن محرمنجس شود مثل نجس شدن بدن يا لباس در قربانگاه، آيا براي احرام او اشكال دارد يا نه؟
ج ـ براي احرام او اشكال ندارد، ولكن احوط و اولي آن است كه در صورت امكان، تطهير يا تبديل نمايد.
240 س ـ كسي كه جهلاً يا نسياناً در حال احرام تا مكّه شورت را بيرون نياورد چه صورت دارد؟
ج ـ احرام، صحيح است و كفّاره ندارد، بايد شورت را فوراً از بدن بيرون كند.
241 س ـ مردي كه ميخواهد محرم شود اگر لباس دوخته را بيرون نياورد و لباس احرام را روي آن بپوشد، به احرامش ضرر ميزند يا نه؟
ج ـ بنابر احتياط بايد لباس را بكند و محرم شود، تا قطع به صحّت احرام نمايد.
242 س ـ اگر لباس احرام كوتاهتر از حدّ شرعي باشد، آيا احرام با آن محققّ ميشود يا نه؟
ج ـ در صورت جهل، احرام محقق ميشود، و در صورت عمد نيز تحقق آن بعيد نيست، هر چند در ترك شرايط لباس احرام معصيّت كرده است.
243 س ـ اگر جامه احرام را با پول خمس يا زكات نداده خريده باشند، احرام در آن صحيح است يا خير؟
ج ـ اگر معامله به عين پول خمس يا زكات نداده انجام شده است، تصرف در آن بدون اذن از حاكم شرع يا مستحقين خمس و زكات جايز نيست.
244 س ـ لباس احرامي كه معلوم نيست از درآمد منبر است يا وجوهات شرعيّه، آيا لازم است خمس آن را بدهد؟
ج ـ با فرض شك، لازم نيست، هر چند احتياط مطلوب است.
245 س ـ مردها معمولاً براي احرام، يك حوله به عنوان لنگ به كمر ميبندند، و يكي هم بر روي شانهها مياندازند، ولي بعضي افراد براي اينكه موقع وزش باد و يا سوار شدن ماشين عورت آنان ظاهر نشود اضافه بر آن دو حوله، يك متر پارچه ندوخته از وسط پا عبور ميدهند به نحوي كه دو طرف پارچه از جلو و عقب زير حوله قرار ميگيرد، آيا اين عمل صحيح است، يا اشكال دارد؟
ج ـ اشكال ندارد.
246 س ـ اگر محرم، زير لباس احرام شالي به گردن بيندازد، و شال گردن را از زير بغل تا زير ناف چندين دور بپيچد، اين عمل از جهت شبيه بودن به لباس دوخته موجب فديه ميشود يا نه؟
ج ـ بستن شال به گردن و سينه به نحوي كه ذكر شده جايز نيست، ولكن انداختن پارچه غير دوخته روي شانه نظير حوله مانعي ندارد، و چنانچه به نحو مرقوم در سؤال، شال به گردن و سينه ببندد احتياط لازم، دادن كفّاره است.
247 س ـ آيا بانوان هم براي احرام بايد لنگ و رداء يا مشابه آن را بپوشند و يا ميتوانند در لباس معمولي خود محرم شوند؟
ج ـ براي بانوان پوشيدن لباس احرام مستحب است اگر چه در آوردن لباس دوخته بر آنها واجب نيست و در صورتي كه لباس احرام بپوشند شرائطي را كه براي لباس احرام مردها معتبر است رعايت كنند.
248 س ـ آيا طهارت لباس احرام و يا ساير شرايط لباس نمازگزار، شرط صحت احرام نيز هست، و آيا با ترك عمدي، آن، احرام صحيح است؟
ج ـ لباس احرام بايد واجد شرايط لباس مصلّي باشد و با عدم مراعات احرام صحيح نيست.
249 س ـ آيا محرم ميتواند سنگي داخل حوله احرام بگذارد و با كشي دور آن را ببندد يا بوسيله سنجاق دو طرف رداء را بهم متصل كند يا گره بزند.
ج ـ اين كار اشكال دارد و نبايد دو طرف رداء را به يكديگر متصل كنند.
250 س ـ اگر لباس زن از حريم يا ابريشم خالص (يا بطور ممزوج از حرير و غير آن) و يا زربفت باشد آيا ميتواند احرام ببندد؟ پوشيدن لباسهاي رنگي يا چادر مشكي چطور؟
ج ـ احرام بايد در لباسي باشد كه نماز خواندن در آن صحيح باشد، پس اگر لباس احرام حرير (ابريشم) خالص باشد احرام در آن صحيح نيست. بلكه احتياط آن است كه ساير لباسهاي او نيز از ابريشم خالص نباشد.
251 س ـ اگرجامه احرام را با پول خمس يا زكات نداده خريده باشند احرام در آن صحيح است يا خير؟ و بر فرض عدم صحت اگر با آن محرم شد وظيفه چيست؟
ج ـ اگر به عين آن پول معامله واقع شده باشد احرام در آن جايز نيست و همچنين اگر جامه احرام خودش متعلق خمس شده باشد محرم شدن در آن جايز نيست و طواف در آن باطل است ولي اگر آن را با پولي كلي خريده باشد احرام در آن ضرري ندارد هر چند در مقام پرداخت قيمت پول خمس يا زكات نداده را بدهد لكن ذمه او به مقدار خمس بريء نميشود و ضامن آن مقدار خمس هم ميباشد.
252 س ـ اگر لباسي احرامي زنان به طوري نازك باشد كه بدن آنها نمايان گردد آيا به اعمال حج آنان ضرر ميرساند؟
ج ـ اگر با لباس ديگر بدن خود را پوشانده باشند به اعمال حجّ آنها ضرر نميرساند.
نيّت احرام
253 س ـ آيا در نيّت احرام و ساير اعمال حج، قصد انجام عمل بدون ريا و توجه به عملي كه انجام ميدهد، كافي است و يا گذراندن از قلب، يا به زبان آوردن لازم است، اگر به زبان آوردن لازم است چه چيزي بايد بگويد؟
ج ـ توجه به عمل كافي است و خطور قلبي يا به زبان آوردن لازم نيست بلي به زبان آوردن مستحب است و اگر خواست به زبان آورد براي عمره بگويد محرم ميشوم براي عمره تمتّع حَجةالاسلام براي اطاعت امر خداوند و براي حج بگويد محرم ميشوم براي حج تمتّع حَجةالاسلام براي اطاعت امر خداوند و معني محرم شدن ملتزم شدن و برخود قرار دادن ترك محرمات احرام است و اگر نايب است بگويد محرم ميشوم به نيابت از... و اگر حج مستحبي است بگويد محرم ميشوم براي عمره تمتّع يا حج تمتّع و حَجةالاسلام را نگويد.
254 س ـ كسي كه با احرام عمره تمتّع وارد جدّه شد، و چون وسيله يافت، احرام را بهم زد، و به مدينه منوره رفت، كه در مراجعت از مسجد شجره محرم شود، حكمش چيست؟
ج ـ شخص مذكور اگر احرام اول او صحيح بوده، تا اعمال عمره را تمام نكند از احرام بيرون نميرود، اگر چه قصد بهم زدن آنرا كرده باشد، و بايد با همان احرام، عمره را تمام كند، و تجديد احرام بعد از برگشتن از مدينه، لازم نيست. بلي اگر رجاءاً بخواهد در مسجد شجره تجديد احرام كند مانعي ندارد، ولي لازم نيست، و اگر به گمان اينكه احرامش بهم خورده، مرتكب يكي از محرمات شود، حكم آن در كفارات محرمات احرام گفته شده است.
255 س ـ شخصي براي حج تمتّع مشرف شد، در موقع احرام نميدانست بايد براي عمره محرم شود، لذا نيّت كرد كه احرام براي حج ميبندم، و اعمال را طبق دستور عمره انجام داد، و تقصير كرد، و محل شد، بعد گفت شايد عمره من صحيح نباشد، به علت اينكه در موقع احرام عمره نيّت حج كرده، و دوباره در مسجد الحرام محرم شد، و نيّت عمره كرد، و دوباره عمره تمتّع بجا آورد، و بعد حج تمتّع انجام داد، در اين صورت عمره اول چون نيّت حج كرده، چه صورت دارد؟ و اگر عمره اول باطل است، عمره دوم صحيح است يا نه؟ چون به ميقات نرفته و از مكّه خارج نشده، و ميدانست كه وقت بيرون رفتن را ندارد، و امكان داشت كه گم هم بشود.
ج ـ در فرض سؤال، اگر به نيّت حج تمتّع محرم شده، عمره اول او صحيح است.
256 س ـ كسي يك مرتبه به حج مشرف شده ولي ميگويد دلچسبم نيست ميخواهد دو مرتبه حج نمايد آيا نيّت احتياط كند يا ما في الذمّه؟
ج ـ قصد ما في الذمّه نمايد.
257 س ـ كساني كه محرم به احرام عمره تمتّع ميشوند و بعد وظيفه آنها حجِ إفراد ميشود، آيا بايد ثانياً به نيّت حج إفراد تلبيه بگويند و محرم شوند، يا خود بخود عمره مبدّل به حج إفراد ميشود و تلبيه و احرام مجدّد لازم نيست؟
ج ـ ثانياً تلبيه و احرام لازم نيست، بلكه با همان احرام و تلبيهاي كه براي عمره تمتّع گفته با قصد حج إفراد، به عرفات ميرود.
258 س ـ زني قبل از احرام براي عمره تمتّع ميدانست كه عادت ماهانه او ده روز است، و قبل از احرام حج اعمال عمره تمتّع را نميتواند انجام دهد، معذلك، نيّت عمره تمتّع كرد، آيا در برگرداندن نيّت احرام عمره تمتّع به حج إفراد چه بايد كرد؟
ج ـ نيّت را به حج إفراد بر گرداند و اشكال ندارد، بلي با التفات به اينكه نميتواند عمره تمتّع را انجام دهد و اگر انجام دهد صحيح نيست، اگر به نيّت عمرهتمتّعمحرمشود صحتايناحرام،بلكه حصول جدّ بهآن،محلاشكال است.
259 س ـ وظيفه زني كه ميداند طبق عادت موفّق به انجام عمره تمتّع قبل از حج نميشود در وقت احرام چيست؟ آيا از اوّل نيّت احرام براي حج افراد كند، و يا نيّت احرام براي عمره تمتّع نمايد، و بعد در ضيق وقت به حج إفراد عدول نمايد؟
ج ـ چون علمي كه براي زن در اين موارد از طريق عادت حاصل ميشود، علم عادي است و امكان تخلّف از آن وجود دارد، در وقت احرام قصد ما في الذمّه كند، و اگر از عادت ماهانه پاك شد عمره تمتّع بجا آورد، و اگر تا ضيق وقت پاك نشد حج إفراد بجاي آورد.
260 س ـ زني كه ميداند با تأخير در تشرف به مكّه امكان انجام اعمال عمره تمتّع را از دست ميدهد، وظيفه او چيست؟
ج ـ در صورت تمكّن بايد زودتر به مكّه مشرف شود، و مبادرت به انجام عمره تمتّع قبل از ايّام عادت بنمايد، و چنانچه اقدام نكند معصيت كرده، و با ضيق وقت بايد به نيّت حج إفراد محرم شود، لكن احتياط واجب اعاده حج در سال آينده است.
261 س ـ بنده پاسدار ميباشم در سال 63 بوسيله سپاه با خرج خودم حج واجب انجام دادم حال مجدّداً قصد انجام حج دارم اگر چنانچه انشاء الله موفق شوم بهتر است كه نيّت حج احتياطي كنم يا مستحب؟
ج ـ اگر احتمال ميدهيد كه حج قبلي اشكال داشته خوب است بهنيّت امر فعليمتوجه برشما(اعماز واجبومستحب)انجام دهيد انشاءالله موفقباشيد.
262 س ـ معني نيّة الاحرام هو توطين النفس علي ترك المحرمات، فعليه ان الشخص الّذي يحرم من بلده قبل الميقات بالنذر، و هو يعلم انه يسافر بالطائرة (تحت الظل)، فهل ينعقد نذره في هذه الصورة، و يصح احرامه أم لا؟
ج ـ الظاهر انّ نيّة الاحرام لايعتبر فيها العزم علي ترك المحرمات، و توطين النفس عليه، بل هو انشاء التحريم علي نفسه، و هو لا ينافي العلم بارتكاب بعضها و لو مختاراً، فعلي هذا ينعقد النذر و يصح الاحرام.
263 س ـ زن حائضي كه به سبب تنگي وقت نميتواند عمره تمتع بجا بيآورد با اينكه به نيّت عمره تمتع احرام بسته است وظيفهاش چيست؟
ج ـ عدول به حج افراد نمايد.
تلبـيه
264 س ـ مقدار واجب لبيك در هنگام احرام چيست؟
ج ـ مقدار واجب آن است كه بگويد لبيك اللّهمّ لبيك لبيك لا شريك لك لبيّك و به احتياط واجب بعد از اين بگويد انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لا شريك لك.
265 س ـ شخصي خيالكرده كه تلبيه،مختص به عمرهاست براياحرام حج، تلبيه نگفته و بدون تلبيه محرم شده و به عرفات رفته و اعمال را تا آخر انجام داده، بعداً فهميده كه بايد در احرام حج نيز تلبيه بگويد، تكليف او چيست؟
ج ـ در فرض سؤال، كه بعد از اتمام اعمال فهميده كه تلبيه نگفته حج او صحيح است.
266 س ـ بعد از محرم شدن و گفتن تلبيه، ميتواند به عنوان احتياط ثانياً تلبيه بگويد و محرم شود يا خير؟ و آيا تكرار تلبيه مضر به حج او هست يا نه؟
ج ـ اگر احتمال عدم صحّت تلبيه و احرام اول را بدهد رجاءاً و احتياطاً مانعي ندارد.
267 س ـ اگر زن تكبيرة الاحرام يا قرائت را در نماز، و تلبيه را در موقع محرم شدن بلند بگويد بطوري كه اجنبي بشنود جايز است يا نه؟ و بر فرض عدم جواز باطل است يا نه؟
ج ـ اگر با شنيدن اجنبي جهر به تلبيه كرده، احوط و اولي، اعاده است.
268 س ـ يك نفر از حجاج به كلّي شنوايي خود را از دست داده، و زبان او هم لكنت دارد كه قادر به تكلّم صحيح نيست، مسئولين و ساير حجاج همراه به اين موضوع توجّه نداشتهاند، و اين آقا بدون نيّت و تلبيه وارد مكّه شده است، تكليف او و همراهانش چيست؟
ج ـ بايد به ميقات برگردد، و با نيّت و تلبيه محرم شود، هر چند با بردن همراه باشد، و اگر نميتواند به ميقات برود بايد در خارج حرم محرم شود، و اگر نميتواند تلبيه را صحيح بگويد و لو با تلقين، احوط آن است كه به هر نحو ميتواند بگويد، و ترجمهاش را نيز بگويد.
269 س ـ اگر كسي بداند در صورت صحيح نگفتن تلبيه محرم نميشود، و تلبيه را غلط بگويد، و اعمال حج را انجام دهد، آيا عمالش صحيح است يا نه؟
ج ـ چنانچه از روي عمد بوده صحيح نيست، و اگر عمدي نبوده و از روي فراموشي يا ندانستن مسأله بوده، در فرض مرقوم صحّت عمل بعيد نيست.
270 س ـ اگر كسي تلبيه را غلط بگويد، و بعد از وقوفين و قبل از اتمام اعمال حج فهميد كه صحيحاً محرم نشده است، وظيفه او نسبت به ساير اعمال، و همچنين عمره قبلي او چگونه است؟
ج ـ با فرض اينكه بعد از وقت جبران متوجه شده، بعيد نيست صحّت عمل، لكن احوط عدم اكتفاء به اين حج است، و اين احتياط ترك نشود.
271 س ـ ترجمه تلبيه «لبيّك اللهمّ لبيّك، لبيّك لا شريك لك لبيّك، انّ الحمدَ و النّعمةَ لك و المُلك لا شريك لك» چيست؟
ج ـ ترجمه جمله مذكور چنين است: «خدايا دعوت تو را با كمال ميل اجابت ميكنم، با كمال ميل اجابت ميكنم دعوت تو را، اجابت ميكنم دعوت تو را با كمال ميل، شريكي نيست مر تو را اجابت ميكنم با كمال ميل دعوت تو را، همانا ستايش و نعمت و ملك براي تواست، شريكي براي تو نيست. و اگر كلمه دعوت را هم نگويد (در مواردي كه بايد ترجمه را بگويد) كفايت ميكند.
272 س ـ حاج در حج تمتّع يا عمره تمتّع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات فهميد كه تلبيه او چه در عمره تمتّع و چه در حج، صحيح نبوده، اكنون وظيفه او چيست؟
ج ـ در فرض سؤال، كه از جهت نسيان يا جهل بوده، اگر قبل از اعمال عمره متوجه شود چنانچه ممكن است به ميقات برگردد و با تلبيه صحيح محرم شود و اگر ممكن نيست هر مقدار ميتواند به طرف ميقات برگردد و محرم شود و اگر آن هم ممكن نيست، در همانجا كه ميفهمد محرم شود و عمره او صحيح است، و همچنين اگر بعد از اعمال عمره بفهمد عمره او صحيح است، و اگر در عرفات بفهمد و برگشتن ممكن باشد، برگردد به مكّه، و ثانياً محرم شود و اگر ممكن نيست هر قدر ميتواند بطرف مكّه برگردد و محرم شود و اگر آن نيز ممكن نيست در همان محل محرم شود و حج او صحيح است.
273 س ـ وقف به حركت و وصل به سكون در تلبيه چه حكمي دارد؟
ج ـ اشكال ندارد اگر چه احوط و اولي مراعات عدم وصل به سكون و وقف به حركت است.
274 س ـ برخي از زائران ايراني در تلفّظ كلماتي مانند «لبّيك»، «غَير»، «يَوم» و... فتحه را به گونهاي ادا ميكنند كه گاهي حتي احساس ميشود كه به كسره و يا ضمه متمايل شده است و در مقابل، بعضي از اهل دقّت و يا وسواس اظهار ميدارند كه: بايد فتحه كاملاً ظاهر شود و در تلفظ گاهي چنان اشباع ميكنند كه شبيه به «الف» ميشود، در حالي كه در تلفظ برخي از اساتيد قرائت عرب زبان و ائمه جماعت مكه و مدينه نيز به دقتي كه گروه دوم لازم ميدانند، نميباشد، لطفاً نظر مبارك خود را در خصوص اداي صحيح اين كلمات مرقوم فرماييد.
ج ـ تلفظ در مورد سؤال، بگونهاي كه گروه اول تلفظ ميكنند و عرفاً در نزد اهل لسان تلفظ به اين كلمات صادق است اشكال ندارد.
عدول از تمتع به افراد
275 س ـ زني كه اعمال عمره تمتع خود را، به جهت عادت شدن انجام نداده است صبح روز نهم ذي الحجه در عرفات پاك ميشود و از طرفي آمده به مكه، جهت انجام اعمال عمره تمتع به دليل ازدحام در مسير و يا نداشتن همراه امكان ندارد وظيفهاش چيست؟
ج ـ بايد حج افراد و بعد از آن عمره مفرده بجا آورد.
276 س ـ خانمي كه وظيفهاش حج افراد است، عمره مفرده را تا چه وقتي بلاعذر ميتواند تأخير بياندازد؟
ج ـ وجوب اداء عمرهمفرده فوريت دارد ودر اول ازمنه امكانبايد بجاآورد.
عدول از افراد به تمتع
277 س ـ زني در ميقات با يقين به اينكه عمره تمتع را نميتواند انجام دهد نيت حج افراد كرده و محرم شده ولي بعد از چند روز اقامت در مكه كشف خلاف شد، وظيفهاش چيست؟
ج ـ لازم است از اين حج افراد عدول به عمره تمتع كند.