The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

شرايط صحّت طواف (بخش دوم)

حدّ مطاف

443 س ـ طواف از پشت مقام ابراهيم آيا اشكال دارد؟

ج ـ اگر به خاطر ازدحام متمكّن از طواف در بين مقام و كعبه نباشد طواف در پشت مقام به‎شرط اتصال طائفين كه طواف صدق كند اشكال ندارد.

444 س ـ اگر طواف حتماً بايد در محدوده (5/26 ذراع) فاصله كعبه و مقام ابراهيم انجام شود، آيا در طرف حجر اسماعيل اين فاصله از ديوار كعبه محاسبه مي‎شود يا از خارج حجر؟

ج ـ بنابراحتياط واجب از ديوار كعبه محاسبه مي‎شود يعني در آن طرف بايد بيش از حدود 5/26 ذراع از ديوار كعبه فاصله نداشته باشد.

445 س ـ اگر به علت ازدحام جمعيت كمي از مقام ابراهيم تجاوز كرديم يعني عقب‎تر رفتيم نظرتان چيست؟ چه بعد از دور چهارم و چه قبل از دور چهارم؟

ج ـ در فرض سؤال، با ازدحام و عدم تمكّن از طواف در مسافت معيّنه و حفظ اتصال به جمعيت طواف كننده طواف اشكال ندارد و فرقي بين بعد از شوط چهارم و قبل از آن نيست.

446 س ـ آيا طواف مستحب هم در همان محدوده بايد انجام شود؟

ج ـ طواف واجب و مستحب در اين جهت تفاوت ندارد.

447 س ـ خانمها در هنگام زيادي جمعيت اگر بخواهند طواف را در محدوده 5/26 ذراع بجا آورند يا نماز را پشت مقام ابراهيم بجا آورند، مردان نامحرم به آنها تنه مي‎زنند، تكليف در اين صورت چيست؟

ج ـ اين امر به تنهايي مجوز طواف در خارج محدوده نيست.

448 س ـ اخيراً در مسجد الحرام به علت تعميرات، امكان طواف در محدوده 5/26 ذراع از ديوار ممكن نيست، مستدعي است نظر مبارك را در اين شرايط مرقوم فرماييد.

ج ـ در فرض سؤال، كه طواف در محدوده 5/26 ذراع ممكن نيست بعيد نيست طواف در خارج محدوده مجزي باشد لكن اگر در بعض اطراف امكان طواف در محدوده باشد بايد در آن قسمت طواف را در محدوده انجام دهد.

449 س ـ گاهي مأمورين نظافت مسجد الحرام از كنار كعبه دست به دست هم مي‎دهند و همان طور توسعه مي‎دهند تا انسان از مطاف خارج مي‎شود آيا به همين مقدار بيرون كردن از مطاف ضرورت حاصل است كه طوافش در خارج از مطاف صحيح باشد، يا بايد صبر كند تا نظافت تمام شود، و اگر افرادي گمان مي‎كردند كه ضرورت است و طواف را انجام دادند، حال تكليفشان چيست؟

ج ـ اگر امكان دارد كه در حد، طواف كند بايد صبر كند و در حد طواف كند، و در اين صورت در خارج حدّ صحيح نيست.

450 س ـ آيا واجب است براي درك خلوتي مطاف و طواف در محدوده بيت و مقام، طواف را تأخير بيندازد، يا مستحب است يا رجحان دارد، خصوصاً اگر پس از ايّام تشريق مطاف خلوت نشود؟

ج ـ تأخير لازم نيست، اگر چه مطابق با احتياط است.

451 س ـ آيا يقين به هُل خوردن در حين طواف، در محدوده معين، مجوّز براي تجاوز به غير اين محدوده مي‎شود يا خير؟

ج ـ تا مقداري كه اتّصال به طواف كنندگان محفوظ است مي‎تواند دورتر از بيت طواف كند.

452 س ـ درصورتي كه يقين دارد درحال طواف در محدوده معين با اجنبي يا اجنبيه برخورد مي‎كند باز هم واجب است در محدوده معين طواف كند؟

ج ـ تا مقداري كه اتّصال به طواف كنندگان محفوظ است مي‎تواند دورتر از بيت طواف كند.

453 س ـ زني است كه قادر بر طواف كردن نيست، امر دائر است بين اينكه با تخت در خارج مطاف طواف دهند، و يا نامحرم او را پشت كند و در مطاف طواف دهد، وظيفه چيست؟

ج ـ با توجّه به اينكه طواف با اتصال به طواف كنندگان از هر فاصله صحيح است، با تخت طواف دهند.

454 س ـ همسر اينجانب كه يكي از مقلّدين شما مي‎باشد براي بار دوم قصد زيارت بيت الله الحرام را دارد ولي چون بيمار مي‎باشد نمي‎تواند طواف را از آن حدّي كه فرموده‎ايد و شخصاً سعي صفا و مروه را خود انجام دهد لذا آيا اينجانب مي‎توانم اعمال مذكور و ساير اعمال ديگر ايشان را به نيابت همسرم انجام دهم؟

ج ـ در مورد سؤال، كسي كه نمي‎تواند طواف را در حدّ تعيين شده انجام دهد مي‎تواند طواف را در دورتر از اين حدّ با صدق طواف و اتصال به طواف كنندگان انجام دهد و نسبت به سعي هم چنانچه خودش ولو بوسيله چرخهائي كه فعلاً متداول است مي‎تواند سعي كند بايد خودش سعي كند بلي اگر به هيچ وجه ولو با وسيله خودش قادر بر انجام طواف و يا سعي نباشد شما و يا ديگري مي‎توانيد به نيابت از ايشان و به اذن ايشان طواف و سعي انجام دهيد.

455 س ـ در طبقه دوم و سوم طواف كردن چه صورت دارد؟

ج ـ اگر منظور اين است كه در طبقات دوم و سوم شبستانهاي اطراف صحن مسجد الحرام طواف كند، صحيح نيست و اگر منظور اين است كه چنانچه در محدوده بين مقام و كعبه طبقاتي شود طواف چطور است در صورتي كه بالاتر از خانه كعبه نباشد اشكال ندارد.

ختـان

456 س ـ شخصي در حين تولد سر حشفه او مقداري ختنه بوده، و به اصطلاح مختون غيبي بوده، ديگر او را ختنه نكردند و به همان اكتفا شده، و با اين حال حج نموده، در اين صورت حج او از جهت طواف و نماز و ساير مناسك اشكالي دارد يا نه؟ و اگر اشكال پيدا كرده با اتيان عمره مفرده، جبران مي‎شود يا نه، و نسبت به زن چه حكمي دارد، به او حرام مي‎شود يا نه؟

ج ـ اگر حشفه در غلاف نباشد و صدق اغلف نكند  طواف و نماز او صحيح است واگر صدق كند كه اغلف است بعد از ختنه شدن طواف حج و طواف عمره و طواف نساء و نمازهاي آنها را مجدّداً بايد خودش، و در صورت عدم تمكّن نايبش بجا آورد، و تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمي‎شود.

457 س ـ بچه‎اي كه ختنه نشده و محرم شده، آيا ولي او مي‎تواند بعد از احرام طفل، از جانب طفل نيابت كند يا نه؟

ج ـ نيابت قبل از ختنه صحيح نيست و بعد از ختنه تا وقتي كه آن طفل خودش يا نايبش طواف را بجا نياورد از احرام خارج نمي‎شود.

458 س ـ اگر از قول اهل خبره اطمينان پيدا كند كه ختان براي او ضرر دارد، تكليفش در طواف چيست؟

ج ـ خودش طواف كند، و بنابر احتياط واجب نايب هم بگيرد.

پـوشـش

459 س ـ اگر مقداري از موهاي سر زن يا جاهاي ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند ظاهر باشد، آيا به طواف او ضرر مي‎رساند يا نه؟ و اگر با ظاهر بودن موي سر طواف را انجام داده، طواف او باطل است يا نه؟

ج ـ طواف حكم نماز را دارد، و عدم رعايت ستر اگر عمدي باشد موجب بطلان طواف است، ولو جاهل باشد.

460 س ـ حمل مغصوب در حال احرام خصوصاً در حال طواف چه صورت دارد؟

ج ـ اگر طواف موجب تصرّف در مغصوب شود، باطل است.

461 س ـ شخصي كه با پول خمس نداده لباس احرام بخرد و با آن محرم شده و طواف و نماز بجا آورد، وظيفه‎اش چيست؟

ج ـ اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد.

462 س ـ اگر با پولي كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه، لباس احرام بخرد، آيا لازم است خمس آن را بدهد، واگر نداد طواف با آن چه صورت دارد؟

ج ـ با فرض شك لازم نيست خمس بدهد، و طواف صحيح است، هر چند احتياط مطلوب است.

463 س ـ پوشش دختر بچه در حال طواف چه اندازه است؟

ج ـ ستر سر و گردن لازم نيست.

464 س ـ اگر خانمي در حال طواف عمداً قسمتي از موهاي خود را نپوشاند طوافش چه حكمي دارد؟

ج ـ طواف او اشكال دارد.

465 س ـ آيا حجاب‎زن درطواف مثل حجاب او درنمازاست يافرق مي‎كند؟

ج ـ احتياط واجب مراعات ستر صلوتي است.

نقص در طواف

466 س ـ شخصي در عمره تمتّع پس از هفت شوط طواف، قبل از بجا آوردن نماز طواف، سعي نموده، و تقصير هم كرده، و شخص ديگر طواف را يك شوط ناقص نموده، معذلك نماز خوانده، و پس از سعي تقصير كرده، و لباسهاي عادي خود را پوشيده، اكنون وظيفه آنها چيست؟ مخصوصاً شخص دوم آيا هنوز محرم است و مي‎تواند عمل را اعاده كند؟ و همچنين جهت تقصير و پوشيدن لباس مخيط بايد كفّاره بدهد يا نه؟

ج ـ در فرض اول اگر نماز طواف را هر وقت يادش آمد ولو در وطن بجا آورد كفايت مي‎كند، و در فرض دوم اگر در مكّه يادش آمد و يك شوط را بجا آورد اشكال ندارد، و اگر بعد از برگشتن در وطن يادش آمد، كسي را نايب كند از طرف او يك شوط را بجا آورد، و در هر دو صورت شخص مذكور محرم نيست و محل شده، و چون جهلاً تقصير نموده، و مخيط پوشيده، كفّاره ندارد.

467 س ـ شخصي در عمره تمتّع، طواف را چهار شوط بجا آورده و متذكر اين معني نشده تا بعد از اعمال عرفات و مني، حال آيا همان طواف ناقص را بايد اعاده كند، و به سبب تقصير از احرام بيرون آمده، يا آنكه قهراً مبدّل به إفراد شده، البته دستوري از طرف يكي از روحانين به شخص مزبور داده شده به اين نحو كه يك عمره مفرده بجا آورد، و آورده، ولي بازنگران اعمال حج خود است، اكنون تكليف او را معين فرماييد.

ج ـ در فرض سؤال، اگر از جهت فراموشي، طواف را ناقص نموده، عمره و حج او صحيح است، و بعد از تذكر، سه شوط باقي را بايد قضاء نمايد، و اگر از جهت جهل به حكم بوده حج تمتّع باطل است، و بايد سال بعد بجا آورد.

468 س ـ اگر يكي از دورها قبل و يا بعد از دور چهارم به عللي ناقص شد مسلماً به عقب نمي‎شود برگشت بايد دور را تمام كرد اين دور را كه فرض دور سوم است از سر بگيريم و دور سوم حساب كنيم يا بايد از دور اول شروع كنيم و دورهاي قبلي هم باطل مي‎شود؟

ج ـ در فرض سؤال، از سرگرفتن طواف لازم نيست بلكه در بعض موارد اشكال دارد بلكه مقدار ناقص شده را از هر دور كه باشد بايد تكميل نمائيد به اين طريق كه مثلاً اگر در وسط دور سوم نقص پيش آمده بقيه دور سوم را بدون نيّت طواف ادامه دهيد تا نقطه اول حدوث نقص و از آنجا به نيّت ادامه دور سوم طواف را انجام دهيد.

زياده در طواف

469 س ـ كسي در شوط چهارم از حجرالاسود تا اول حجراسماعيل را پيمود، و فكر كرد، چون اول شوط چهارم نيّت جدا در اين شوط نداشته بايد اين‎قسمت شوط را اعاده كند لذا بقيه شوط را بدون نيّت رفته، و از حجرالاسود به قصد شوط چهارم طواف كرده است، آيا اشكالي در طواف حاصل مي‎شود؟

ج ـ اشكال دارد.

470 س ـ شخصي جهلاً در عمره تمتّع طواف را قبل از حجر الاسود شروع نموده، در همان مكان شروع، ختم كرده، تكليف اين شخص چيست؟

ج ـ درفرض سؤال، كسي‎كه جهلاً يك شوط از طواف عمره را ناقص نموده، اگر قبل از فوت موالات حكم را بفهمد واجب است شوط ناقص را تكميل كند و عمره او صحيح‎است، و اگر بعد ازفوت موالات بفهمد احتياطاً اول شوط ناقص را تكميل نمايد، و نماز طواف را بخواند، و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمايد، و همچنين سعي را، و اگر وقتي بفهمد كه از جهت ضيق وقت نمي‎تواند عمره تمتّع را تمام كند، وظيفه او مبدل به حج إفراد مي‎شود، بنابراين در مورد سؤال كه طواف عمره را جهلاً ناقص كرده، بعد از اعمال حج احتياطاً عمره مفرده بجا آورد، و سال بعد مجدّداً عمره و حج تمتّع را بجا آورد.

471 س ـ شخصي خيال مي‎كرده كه طواف هشت شوط است، و طواف عمره را هشت شوط انجام داده، و پس از تقصير و محرم شدن براي حج فهميده كه هفت شوط است، و اگر بعد از اعمال حج فهميده باشد يعني تمام طوافها را به اين نحو انجام داده و محل شده، چه وظيفه‎اي دارد؟ و اگر بعد از محل شدن از احرام عمره تمتّع و قبل از احرام حج بفهمد تكليف چيست؟

ج ـ ظاهر نص و فتوي بطلان چنين طوافي است، بنابراين در فرض سؤال اگر براي انجام طواف و سعي وقت باشد بايد طواف و نماز و سعي را مجدّداً بجا آورد، چه قبل از احرام باشد، و چه بعد از آن، و اگر وقت نباشد حج او مبدّل به إفراد شده بايد بعد از حج، عمره  مفرده بجا آورد، و اگر طواف حج را هم هشت شوط انجام داده باشد حج او مجزي نيست و بايد در سال بعد حج نمايد، و براي بيرون آمدن از احرام بايد اعمال عمره مفرده را به نحو صحيح خودش و با عدم تمكّن نايبش بجا آورد.

472 س ـ شخصي چند متر از يك شوط را خراب كرده است و چون دقيقاً اول و آخر آن معلوم نيست، و يك شوط كامل از حجر الاسود شروع و به آنجا ختم مي‎كند، به قصد اينكه آنچه خراب شده به نحو صحيح انجام شود، و زيادي قبلي و بعدي مقدمه علميه باشد، آيا اين طواف صحيح است؟

ج ـ صحيح نيست، مگر آنكه چند قدم جلوتر از محلّي كه طواف خراب شده است به عنوان مقدمه علميه طواف را شروع كند، و ادامه آن را به عنوان وظيفه واجب طواف، بجا آورد.

473 س ـ اگر در هنگام خروج از مطاف، بعد از پايان هفت شوط مقداري مسافت را به قصد جزئيت بجا بياورد، آيا مبطل طواف است؟

ج ـ اگر عمدي باشد مبطل است، و در صورت سهو آن را قطع كند، و طوافش صحيح است.

474 س ـ شخصي طواف خود را انجام داده است، و بعداً دو شوط طواف رجاءاً براي جبران نقص احتمالي بجا مي‎آورد، آيا اين عمل خللي به طواف او مي‎رساند؟

ج ـ ضرر ندارد، ولي جبران نقص نمي‎كند.

قِران در طواف

475 س ـ قِران كه در طواف حرام است آيا طواف را باطل مي‎كند يا خير؟

ج ـ اگر عمداً يك دور يا بيشتر از يك دور زياد كند به قصد آن كه جزء طواف ديگر باشد قِران بين طوافين است، كه در طواف مستحب مكروه، و در طواف واجب حرام است، بلكه بنابراحتياط لازم سبب بطلان طواف مي‎شود، چه آنكه از اول طواف اين قصد را كرده باشد، يا در بين يا در آخر، و اگر به قصد لغويّت آن را بجا آورده باشد ضرري به طواف نمي‎زند، و اگر به قصد آنكه جزء طواف اول باشد بجا آورد، اگر از ابتداي طواف قصد داشته قطعاً طوافش باطل است، و اگر در بين طواف قصد كند از همان وقت باطل مي‎شود، و اگر در آخر طواف قصد كند مشهور فرموده‎اند طوافش باطل است، ولي احتياط اين است كه نماز طواف را بخواند، و بعد طواف را با نماز آن اعاده نمايد.

476 س ـ شخصي در عمره تمتّع طواف را تمام كرده است، ولي مي‎گويد دلچسب نشد، لذا يك طواف ديگر بدون خواندن نماز طواف اول بجا مي‎آورد، و نماز و سعي بجا مي‎آورد و تقصير مي‎كند، آيا عملش صحيح است يا نه؟

ج ـ اگر طواف دوم را به جهت احتمال خلل در طواف اول بجا آورد مانع ندارد، و احتياط آن است كه براي هر دو طواف نماز بخواند، و اگر احتمال خلل در طواف اول نمي‎دهد و مع ذلك طواف دوم را بدون نماز طواف اول بجا آورد جايز نيست، بلكه بنابر احتياط باعث بطلان طواف مي‎شود، و اگر فقيه جامع الشرائطي فتوي به جواز بدهد مي‎تواند به او رجوع نمايد.

477 س ـ كسي كه در عمره تمتّع موقع طواف كاري كند كه لازم باشد احتياطاً طواف را تمام نموده و نماز آن را بخواند، و بعد هم طواف و نماز را اعاده نمايد، هرگاه پس از اتمام طوافي كه مشغول آن بوده عمداً يا نسياناً يا جهلاً بدون خواندن نماز آن، طواف دوم را بجا آورد، و بعد از آن دو نماز طواف بخواند چه صورت دارد، و آيا قِران بين طوافين است يا خير؟

ج ـ قران نيست و اشكال ندارد، مگر در صورت علم و عمد كه تأخير نماز از طواف ممكن است معصيت باشد، لكن در همين صورت هم به طواف ضرر نمي‎زند.

478 س ـ زني همراه شوهرش كه يك دور طواف را انجام داده بود نيّت طواف كرد و با او ادامه داد و بعد از دور آخرِ مرد كه دور ششم زن بود بجاي اينكه يك دور ديگر بياورد تا طوافش كامل شود طواف را از سرگرفت، طواف او و دوم اين زن چگونه است؟

ج ـ در فرض سؤال بنابراحتياط يك شوط بعنوان تتميم طواف اول كه شش شوط آن را انجام داده بجاي بياورد و نماز آن را نيز بخواند.

قـطـع طـواف

479 س ـ آيا مي‎شود طواف يا سعي را پس از يك يا دو شوط عمداً رها كرد و از سر گرفت، و اگر كسي چنين كند طواف وسعيش صحيح است يا نه؟ و همينطور رها نمودن طواف يا سعي در كمتر از يك شوط چه صورت دارد؟

ج ـ در فرض مذكور صحّت طواف و سعي بعيد نيست.

480 س ـ آيا مي‎شود قبل از شوط چهارم، طواف را بدون عذر بهم زد، و آن را كأن لم يكن دانست، و يا مانند نماز قطع كردن آن جايز نيست؟

ج ـ طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند، و قطع طواف استحبابي بدون عذر جايز است.

481 س ـ محرم به عمره تمتّع در شوط چهارم در صورتي كه از نصف گذشت، فرضاً نماز جماعت شروع شد، و طواف را رها كرد، و از مطاف خارج گرديد، و به اتمام نرساند، بلكه طواف را از سر گرفت، و اعمال عمره تمتّع را بجا آورد، عمره تمتّع صحيح است يا نه؟

ج ـ اقوي صحت عمره و حج تمتّع است، و نقصان طواف قطع شده را واجب است بجا آورد، و اگر بجا نياورده و به وطن آمده، سال ديگر برود و بجا آورد، و اگر زحمت است نايب بگيرد كه او بقيه طواف را با نماز آن بجا آورد.

482 س ـ اگر در اثناء طواف، نماز جماعت بر قرار شد و شخص از ادامه طواف معذور شد تكليف چيست، و اگر در اثناي سعي باشد وظيفه چيست؟

ج ـ اگر بعد از شوط چهارم طواف يا سعي قطع شده، از همان جايي كه قطع شده طواف يا سعي را تمام كند، و اگر قبل از شوط چهارم طواف بوده و فاصله طولاني شده طواف را از سر بگيرد، هر چند احتياط آن است كه طواف را اتمام، و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده كند، و نماز طواف ديگري بخواند، و در سعي نيز احتياط در اتمام و اعاده است.

483 س ـ تعدادي مشغول طواف عمره يا زيارت بودند، كه شروع كردند مسجد را نظافت كنند، ناچار طواف كننده‎ها از مطاف خارج شدند، مدتي طول كشيد خيال كردند موالات عرفيه بهم خورده است، طواف را از سرگرفتند، بفرماييد در صورتي كه بهم خوردن موالات مشكوك باشد، طوافشان درست است يا نه؟

ج ـ اشكال ندارد.

484 س ـ شخصي به علت مريضي يا مسن بودن در دور اول طواف خسته شده، و از مطاف بيرون آمد، و بعد از كمي استراحت از همانجا كه طواف را قطع نموده بود شروع مي‎كند، آيا چون به دور چهارم نرسيده است طوافش باطل است؟

ج ـ اگر موالات بهم نخورده، صحيح است.

485 س ـ كسي كه در شوط ششم، طواف خود را رها كرد، و نتوانست كه ادامه دهد، و ديگري به جاي او بقيه را بجا آورد، وليكن نماز طواف را خودش خوانده، و بعداً متوجه شده است كه استراحت در خلال طواف، به طواف ضرر نمي‎رساند، و او با استراحت مي‎توانست خودش طواف خود را تمام نمايد، اكنون تكليف او چيست؟

ج ـ بقيه طواف را تمام كند، و نماز را اعاده نمايد.

486 س ـ محرم به عمره تمتّع، در شوط چهارم در حالي كه از نصف تجاوز كرده، و يا قبل از رسيدن به نصف، چنانچه بدون عذر طواف را رها كرد و استيناف نمود، و مجدداً هفت شوط را انجام داد، و اعمال عمره را بجا آورد، و محرم به حج گرديد، و اعمال حج را انجام داد حجش صحيح است يا نه؟

ج ـ در فرض سؤال، كه طواف اول را ناقص گذاشته، و ثانياً طواف تمام بجا آورده، اقوي صحت عمره و حج تمتّع است، و اگر بخواهد احتياط كند سال بعد عمره تمتّع و حج را اعاده كند، و نقصان طوافي كه قطع كرده بجا آورد، و بعد از حج يك عمره مفرده بجا آورد، و يك شتر هم قرباني كند.

487 س ـ كسي كه وظيفه‎اش اتمام و اعاده طواف است، اتمام كرد و مشغول اعاده بود كه دوباره در يكي از شوطها طواف قطع شد مثل اول، آيا اين طواف را نيز بايد اتمام و اعاده نمايد؟

ج ـ فرقي نيست بايد اتمام و اعاده نمايد.

488 س ـ شخصي در حال طواف غش كرد، و چند ساعت بعد به هوش آمد، آيا مي‎تواند از همانجا كه طواف قطع شده بود شروع كند، و باقي اعمال را ادامه دهد يا نه؟

ج ـ اگر قبل از شوط چهارم بوده، وضو بگيرد و طواف را اعاده نمايد، و اگر بعد از شوط چهارم بوده، بايد وضو بگيرد و طواف را اتمام كند.

489 س ـ كسي به جهتي طواف يا سعيش قطع مي‎شود و به جلو مي‎رود، مي‎خواهد از همانجا كه قطع شده شروع كند ولي در اثر ازدحام نمي‎تواند خود را به آنجا برساند، و در مُحاذي آنجا به طرف چپ يا راست قرار مي‎گيرد، آيا مي‎تواند از محاذي جايي كه قطع شده شروع كند، يا بايد همان نقطه باشد؟

ج ـ لازم نيست همان نقطه باشد، بلكه محاذات كافي است، و بايد طواف تكميل شود.

490 س ـ اگر حاجي در طواف واجب خانه كعبه در حال طواف مقارن با نماز واجب شود يقيناً حضرت مستطاب عالي مشاهده فرموده يا مستحضر هستيد بلافاصله از طواف كنندگان جلوگيري مي‎شود تكليف او چيست؟

مثلاً اگر در شوط اول يا دوم يا سوم يا چهارم يا پنجم و يا ششم حتي شوط هفتم باشد، آيا بايد از سر شروع كند يا از همانجا از ابتداي حجر يا از همان مكان كه رفته بوده و اكنون نشسته و نماز را تمام نموده است.

ج ـ در مورد سؤال، اگر موالات بهم خورده چنانچه چهار شوط كامل يا بيشتر انجام داده و نماز جماعت شروع شود بعد از نماز از همان نقطه‎اي كه طواف را قطع كرده آن را ادامه دهد و به آخر برساند و اگر قبل از سه شوط و نيم بوده، طواف را از سر بگيرد و اگر از سه شوط و نيم گذشته و به چهار نرسيده بوده احتياط آن است كه طواف را از آنجائي كه قطع كرده به آخر برساند و نماز طواف را بخواند و بعد طواف را با نماز آن مجددّاً بجا آورد.

تـرك طـواف

491 س ـ اگر كسي در حج تمتّع به تصور اينكه فقط طواف نساء واجب است طواف زيارت را ترك نموده، و تنها طواف نساء و نماز آن را انجام داده تكليفش چيست؟

ج ـ در فرض سؤال، كه طواف حج از جهت جهل به مسئله ترك شده حج باطل است، و بايد در سال بعد بجا آورد، و نظر به اينكه محتمل است از احرام بيرون نيامده باشد، احتياطاً از نزديكي با زن قبل از انجام اعمال عمره مفرده دوري كند.

492 س ـ شخصي در سال گذشته كه حج تمتّع واجب خود را انجام مي‎داده، تنها نماز طواف را به گمان اينكه كفايت مي‎كند بدون طواف، انجام داده است و سپس باقي اعمال را انجام داده، آيا چه وظيفه‎اي دارد؟

ج ـ با فرض اينكه طواف حج را از روي جهل به مسأله ترك كرده، و به محلش برگشته است بايد حج را اعاده كند. و احتياطاً از نزديكي با زن قبل از انجام اعمال عمره مفرده دوري كند.

493 س ـ اگر كسي طواف را فراموش كند، آيا مي‎تواند در ماههاي غير حج انجام دهد؟

ج ـ مانع ندارد، و پس از انجام طواف، سعي را اعاده نمايد.

494 س ـ اگر كسي طواف عمره را فراموش كرد، و يا آن را ناقص انجام داد و در عرفات بياد آورد، تكليف چيست؟ و آيا انجام و يا تتميم آن فوريّت دارد؟

ج ـ اگر امكان مراجعت و انجام اعمال و رسيدن به وقوف را دارد بايد برگردد، و الا مي‎تواند بعد از اعمال مني آن را تدارك كند.

شـكيات طـواف

495 س ـ شخصي در شوط دوم طواف شك مي‎كند كه آيا طواف را به نيّت منوب عنه يا به نيّت خود آغاز كرده است، وظيفه او چيست؟

ج ـ احتياط آن است كه طواف را به نيّت منوب عنه اتمام كند و پس از نماز، دو مرتبه آن را با نماز ديگر اعاده كند.

496 س ـ شخصي در اثناء طواف به خاطر تقبيل و لمس بيت اللّه الحرام از مسير خود منحرف شده، و نمي‎داند در باز گشت، طواف را از همان نقطه كه رها كرده بود ادامه داده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟

ج ـ اگر ملتفت بوده از همان محلي كه طواف را رها كرده شروع كند، و بعداً شك عارض شده، حكم به صحت نمايد، و در غير اين صورت اكتفا به طواف مزبور محل اشكال است.

497 س ـ شخصي در حال طواف، كعبه را بوسيده است و احتمال مي‎دهد كه در آن حال چندقدم راه هم رفته باشد، فعلاً وظيفه او چيست؟ و البته اين شك بعد از عمل براي او حادث شده است.

ج ـ طواف او صحيح است.

498 س ـ كسي كه به حدود مطاف آگاهي ندارد، بعد از فراغ از طواف شك مي‎كند كه در مطاف بوده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟

ج ـ اگر از اول در مطاف بوده و شك در خارج شدن دارد، طوافش صحيح است. و اگر از اول شك دارد، با جهل مذكور در سؤال نمي‎تواند به طواف مزبور اكتفا كند.

499 س ـ كسي كه در حال طواف شخصي را از روي زمين بلند مي‎كند، و ممكن است در اين حال گامي به طرف جلو بر دارد، و در اين حال توجه به طواف ندارد، در نتيجه نمي‎داند كه آيا مقداري از مسافت را بدون قصد طواف آمده است يا نه، تكليف او چيست؟

ج ـ بايد آن مقدار را احتياطاً تدارك كند.

500 س ـ مواردي كه بايد احتياطاً طواف را تمام كند و نماز طواف بخواند و طواف را با نمازش اعاده كند، آيا اگر يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام (يعني چنانچه آن مقدار انجام شده، باطل بوده تمام هفت شوط را قصد طواف داشته باشد، و چنانچه صحيح بوده به متمم آن قصد طواف داشته باشد) انجام دهد و دو ركعت نماز بخواند، كافي است يا خير؟

ج ـ اين عمل صحيح نيست و ترديد در نيّت است.

501 س ـ اگر كسي در آخر يكي از شوطهاي طواف شك كند بين تمام شدن شوط هفتم و شوط پنجم و يا ظن به هفت شوط پيدا كند، و در هر دو صورت بنا را بر اقل گذاشته، و بقيه را رجاءاً بجا آورده، و بعد از اتمام بدون نماز طواف يك دور لغواً دور زده تا نزديك حجرالاسود، وبعد تمام اشواطي را كه بجا آورده به خيال آنكه شايد آنها درست نشده همه آنها لغو حساب كرده مجدّداً هفت شوط ديگر به قصد وجوب، طواف كرده است آيا طواف او صحيح است يا نه؟

ج ـ صحت آن بعيد نيست.

502 س ـ مظنه در طواف، حكم شك را دارد يا يقين؟

ج ـ ظن در طواف، حكم شك دارد.

503 س ـ معيار در كثير الشك بودن در طواف چيست؟

ج ـ عرفي است.

504 س ـ گاهي انسان شك مي‎كند كه اين شوط طواف به هم خورد يا نه، آيا مي‎شود بعد از طواف يك شوط هم به عنوان احتياط، اضافه بر هفت شوط آورد، و بعد نماز بخواند يا خير؟

ج ـ به وسوسه نبايد اعتنا كرد، و اگر قسمتي از طواف اشكال پيدا كند همان قسمت بايد تصحيح شود، و ادامه بعد از آن به قصد طواف، بدون تصحيح آن قسمت، موجب اشكال در طواف مي‎شود، و با آوردن يك شوط بعد از طواف احتياطاً، اشكال رفع نمي‎شود.

505 س ـ اگر در حال طواف يا سعي يا در نماز شك كند كه شوط چندم و يا ركعت چند است، و با همين حال طواف و سعي و نماز را ادامه دهد، بعد به يك طرف شك يقين كند، و اعمال را تمام نمايد، آيا عملش به نحوي كه ذكر شد صحيح است؟

ج ـ اگر طواف يا سعي را در حال شك ادامه داد، و بعد يقين به صحت پيدا كرد اشكال ندارد، و طواف و سعي صحيح است، ولي در نماز بدون تروّي محل اشكال است، و احوط اعاده آن است.

506 س ـ اگر در اثناء طواف شك در صحت شوط سابق يا جزئي از شوطي كه مشغول است و محل آن گذشته است بكند چه حكمي دارد؟ مثلاً نمي‎داند كه از مقابل حجر كه عبور كرده از حدّ مطاف خارج بوده است يا نه؟

ج ـ اگر مسأله را مي‎دانسته و مي‎خواسته است عمل صحيح را انجام دهد، يعني غافل نبوده، طواف صحيح است.

507 س ـ اگر كسي در عدد اشواط طواف و سعي و عدد سنگهاي رمي به ديگري اعتماد كند كافي است؟

ج ـ اگر اطمينان به عدد پيدا كند مانع ندارد.

508 س ـ در مواردي كه شخص شك در اشواط كند حكم به بطلان طواف مي‎فرماييد، حال اگر كسي تجديد طواف نمود و در اين ميان كشف شد كه طواف اول شش شوط، و از طواف جديد نيز سه شوط انجام داده است، تكليف او چيست؟

ج ـ بايد احتياط‎كند به‎اينكه طواف جديد را رها كند، وطواف قبلي را تكميل نمايد، و پس از نماز طواف قبلي، طواف و نماز را بطور كامل اعاده نمايد.

509 س ـ كسي در وقت طواف شك در اشواط پيدا كرد، و چون گمانش به يك طرف بيشتر بود بنا را بر آن طرف گذاشت، و بعد از انجام اعمال يقين به صحت طواف خود پيدا كرد، آيا طواف او صحيح است؟

ج ـ صحيح است.

510 س ـ شخصي در پايان يكي از اشواط طواف، آن را رها كرده و لحظه‎اي استراحت مي‎كند و هنگامي كه براي تكميل آن بر مي‎گردد، شك مي‎كند كه شوط پنجم بوده يا ششم، تكليفش چيست؟

ج ـ در فرض سؤال، ظاهراً طواف مذكور باطل است بايد از آن طواف صرف نظر كند و طواف ديگر انجام دهد.

511 س ـ شخصي دريكي از اشواط،گامهايي را دراثر فشارجمعيت بي‎اختيار پيموده و به همان نحو ادامه داده و طواف را پايان برده است، اكنون كه مسأله را فرا گرفته، نه جاي آن مقدار را مي‎داند و نه شوط را، تكليف او چيست؟

ج ـ از طواف مذكور صرف نظر كند و طواف ديگر انجام دهد.

512 س ـ اگر در بين طواف نداند چند شوط بجا آورده، وظيفه‎اش چيست؟

ج ـ طواف باطل است.

513 س ـ اگر در حين طواف شك كرد كه غسل حيض يا نفاس را انجام داده يا نه وظيفه چيست؟

ج ـ بايد طواف را قطع كند و فوراً از مسجد خارج شود و بعد از غسل طواف را از سر بگيرد.

نيـابت در طـواف

514 س ـ شخصي كه در طواف حج يا عمره مفرده يا عمره تمتّع نايب شده، آيا بعد ازا اداء مناسك خود، آن را بجا آورد؟ يا مخير است در تقديم و تأخير طواف نيابتي؟

ج ـ در فرض سؤال اگر در طواف عمره مفرده يا عمره تمتّع نايب شده است احوط و اولي آن است كه بعد از فراغ از اداء مناسك خود، طواف نيابتي را قبل از تقصير و خروج از احرام انجام دهد، و اگر در طواف حج نايب شده است پس از انجام اعمال حج خود، طواف نيابي را انجام دهد.

515 س ـ آيا جايز است براي نايب در طواف عمره تمتّع يا حج كه طواف را در غير موسم بجا آورد يا نه؟

ج ـ طواف عمره‎تمتّع و طواف‎حج به‎عنوان نيابت از غير، واجب است در موسم حج انجام بگيرد، يعني طواف عمره تمتّع را در اشهر حج و طواف حج را در ذيحجه روز عيد و بعد از آن بايد بجا آورد، مگر اينكه منوب عنه طواف را فراموش كرده‎باشد،و بعد از گذشتن موسم متذكر شود،كه دراين صورت خود او و در فرض عدم تمكن، نايب او مي‎تواند طواف را در غير اشهر حج بجا آورد.

516 س ـ اگر بر حسب ظاهر وظيفه او براي طواف و سعي و رمي استنابه بود ولي با عسر‎و‎حرج خودش‎بجا آورد آيا عمل او صحيح‎است و مجزي يا نه؟

ج ـ در فرض سؤال، عمل صحيح و مجزي است.

517 س ـ كسي كه از طواف حتي در خارج مطاف عاجز است، و بخاطر گراني طواف با تخت روان، انجام آن براي او مشكل است، آيا طواف نيابي در محدوده از او كفايت نمي‎كند؟

ج ـ اگر از طواف با تخت روان نيز معذور است نايب بگيرد.

518 س ـ آيا محرم قبل از انجام طواف واجب خود، چه طواف عمره يا حج و چه طواف نساء، مي‎تواند همين طواف‎ها را براي معذور نيابت كند؟

ج ـ مانع ندارد.

519 س ـ كسي نتوانسته است بيش از دو شوط از طواف خود را انجام دهد، و بقيه اشواط را ديگري بجاي او انجام داده است وظيفه‎اش چيست؟

ج ـ در فرض سؤال، احتياط در استيناف طواف و نماز است.

520 س ـ كسي كه از ابتدا مي‎داند بيش از دو شوط از طواف و سعي را نمي‎تواند انجام دهد، آيا مي‎تواند طواف و سعي را شروع كند، و از موضعي كه قادر نيست به ديگري نيابت بدهد؟

ج ـ در فرض مذكور بنابراحتياط طواف و سعي را شروع كند، و چنانچه پس از انجام بعض اشواط ولو با استفاده از چرخ و يا حمل بر دوش قادر به انجام طواف نيست، ديگري را نايب قرار دهد، و بعداً نايب طواف و نماز و يا سعي را اعاده نمايد.

521 س ـ آيا مي‎تواند بعض از اشواط را به يك نفر و بعض ديگر را به ديگري نيابت داد؟

ج ـ طواف يك عمل است و بايد تمام آن را به يك نفر نيابت داد.

522 س ـ آيا مي‎توان طواف را به شخصي كه نماز طواف را نمي‎تواند صحيح بخواند، و نماز طواف را به ديگري كه قرائتش مورد اطمينان است نيابت داد؟

ج ـ مانعي ندارد.

523 س ـ آيا احرام در نيابت براي طواف عمره تمتّع و مفرده و حج تمتّع لازم است يا نه؟

ج ـ احرام در نيابت طواف عمره تمتّع و مفرده واجب است، و در طواف حج لازم نيست.

طـواف مستـحب

524 س ـ در طواف مستحبي زنان مي‎دانند كه به بدن مردان نگاه مي‎كنند و احياناً هم در بين فشار مردان قرار مي‎گيرند، آيا از نظر شرع اشكال ندارد؟

ج ـ اگر عمداً نگاه به نامحرم نكنند اشكال ندارد، ولي در ازدحام مراعات كنند. و در هر صورت طواف صحيح است.

525 س ـ محرم وارد مكّه شد، آيا مي‎تواند قبل از اعمال عمره تمتّع يا قبل از اعمال عمره مفرده، و همچنين پس از محرم شدن به احرام حج تمتّع و قبل از رفتن به عرفات، طواف مستحبي بجا آورد يا خير؟ و اگر بجا آورد به عمره و حجش ضرر مي‎زند يا نه؟

ج ـ اقوي جواز و احوط ترك طواف مستحبي است، ولي به عمره و حج ضرر نمي‎زند.

526 س ـ آيا يك شوط و دو شوط طواف هم استحباب دارد، يا بايد طواف هفت شوط باشد، و اگر كسي گمان داشت كه مستحب است و بعد از هفت شوط طواف واجب، يكي دو شوط طواف مستحبي بجا آورد، و بعد نماز طواف را خواند، آيا طوافش اشكالي دارد؟

ج ـ استحباب آن ثابت نيست، ولي طواف واجب او صحيح است.

527 س ـ آيا مي‎شود هر شوط از طواف مستحب را به نيّت يكي از مؤمنين بجا آورد، يا بايد مجموع هفت شوط را براي يك نفر بجا آورد؟

ج ـ استحباب اينگونه طواف ثابت نيست، ولي مي‎تواند مجموع را به نيّت چند نفر انجام دهد.

528 س ـ كسي كه از مني برگشته، و هنوز اعمال واجب مكّه را انجام نداده، آيا مي‎تواند طواف مستحبي انجام دهد، و نيز در حال احرام عمره تمتّع آيا مي‎تواند قبل از انجام عمره، طواف مستحبي انجام دهد؟

ج احتياطاً ترك نمايد.

529 س ـ طواف مستحبي بعد از احرام حج تمتّع جايز است يا خير؟

ج ـ اقوي جواز و احوط ترك آن است.

مسـائـل متفـرقه طـواف

530 س ـ در مطاف چيزهايي از افراد مي‎افتد از قبيل ساعت، احرامي، و غيره، و كساني كه طواف مي‎كنند پا روي آن مي‎گذارند، آيا براي طواف ضرر ندارد و موجب بطلان آن نمي‎شود؟

ج ـ موجب بطلان طواف نمي‎شود.

531 س ـ اگر انسان مي‎داند كه پا گذاشتن روي احرامي ديگران موجب اذّيت و عدم رضايت او مي‎گردد، آيا اين عدم رضايت او به طواف ضرر ندارد؟

ج ـ به طواف ضرر نمي‎زند، ولي نبايد موجب اذّيت ديگران را فراهم آورد.

532 س ـ شخصي با علم به حرمت تماس با بدن زن در حين طواف از روي شهوت با بدن زني تماس حاصل مي‎نمايد  و از اين تماس متلذذ مي‎گردد، آيا طواف او اشكال پيدا مي‎كند يا نه، تكليف او چيست؟ و آيا طواف مستحبي با واجب فرق دارد؟

ج ـ مضر به طواف نيست، و اگر كاري كه موجب كفّاره است انجام داده بايد كفّاره بدهد.

533 س ـ اگر كودك را در حال خواب، طواف يا سعي دهند يا بخشي از طواف و سعي را در خواب باشد چه حكمي دارد؟

ج ـ اشكال ندارد.

534 س ـ شخصي مقلد حضرت امام خميني(قدس‎سره) بوده و بعد به حضرتعالي رجوع كرده و در نماز طواف حج تمتّع و نساء احرامش را گذاشته و در پشت مقام ابراهيم بر آن سجده نموده و بعد نمازها را اعاده كرده آيا كافي است يا تمام اعمال را بايد انجام دهد.

ج ـ در فرض سؤال، كه نمازها را اعاده نموده اعمالش صحيح است.

 حضور قلب در طواف

535 س ـ اگر در حال طواف يا سعي، انسان مقداري غافل شود مثلاً در مقداري از يك شوط يا در مقداري از هر يك از اشواط فكرش متوجه موضوعات ديگر شود و از سعي يا طواف غافل شود، همان طوري كه در نماز هم اتفاق مي‎افتد چه صورت دارد؟

ج ـ حضور قلب در طواف و نماز آن لازم است، و شرط قبول و كمال است، ولي غفلت در آن احياناً موجب بطلان نيست، در صورتي كه اصل طواف را با توجه و شرايط شروع كرده باشد، و اگر از او سؤال شود كه چكار مي‎كند بگويد طواف مي‎كنم، و همين طور در سعي.

 وسواس در طواف

536 س ـ به خاطر اهميت زيادي كه در اعمال حج داده مي‎شود، و به خصوص در طواف‎ها و نماز آن، غالباً يك عملي را به عنوان احتياط و رجاء چندين بار بجا مي‎آورند، ولو اينكه عمل نزد خودشان نقصي ندارد، البته به حد وسواس هم نمي‎رسد، آيا اين گونه تكرار در اعمال، اشكالي دارد؟

ج ـ وسواس همين است، و نبايد به وسوسه اعتنا شود، بلي انجام عمل احتياطي بدون وسوسه مانع ندارد.

 طواف عمره بدون لباس احرام

537 س ـ هرگاه محرم لباس احرام را كنار بگذارد، و با لباس دوخته اعمال عمره را از طواف و سعي انجام دهد، جهلاً يا عمداً آيا طواف و سعي او صحيح است؟ وعمره او مجزي است يا نه؟

ج ـ لازم است كه در لباس احرام طواف وسعي كند، ولي در صورت تخلّف طواف و سعي مزبور صحيح و عمره مذكور مجزي است، و اگر عمداً لباس دوخته پوشيده بايد كفّاره بدهد.

بطلان طواف

538 س ـ اگر كسي در عمره تمتّع بعد از انجام اعمال عمره محل شده، و لباس خود را پوشيد، بعد يقين كرد به اينكه طواف او و يا سعي او باطل بوده، در صورتي كه وقت براي تجديد عمره تمتّع، باقي است مراجعت به ميقاتگاه براي او واجب است يا نه؟

ج ـ در فرض سؤال، اگر مي‎داند كه سعي او باطل بوده، سعي خود را با لباس احرام اعاده نمايد، و اگر يقين به بطلان طواف دارد طوافش را به جا آورد، و احتياطاً سعي را اعاده نمايد، و در هر دو صورت تقصير را نيز بنابر احتياط اعاده نمايد، و احتياج به رفتن ميقات نيست، و در صورتي كه از روي جهل مخيط پوشيده كفّاره بر او واجب نيست.

539 س ـ آيا رياء در ادعيه طواف موجب بطلان طواف مي‎شود؟

ج ـ اگر طوري باشد كه در حقيقت به انجام اصل طواف ولو به لحاظ شكل خارجي آن، در انظار مردم كه خوب و زيبا جلوه داده شود بر گردد طواف باطل است.

540 س ـ اگر شخصي در عمره تمتّع پس از تقصير متوجه شود طواف و سعيش باطل بوده چه تكليفي دارد؟

ج ـ بايد عمل باطل را صحيحاً انجام دهيد اگر طواف بوده سعي را هم دوباره انجام دهيد سپس تقصير كنيد.