The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

چند كلمه براي اين چاپ

حمد و ثناي بي‌پايان خداي يكتا و بي‌همتا را كه به زيور تمام كمالات آراسته و از همه نقصان‌ها و زشتي‌ها، منزّه و پيراسته مي‌باشد. همان خدايي كه براي معرفت خويش انسان را آفريد و از ميان انسان‌ها، علماي راستين را بيش از ديگران اكرام نمود به طوري كه آنان را باز گوينده احكام و شريعت خويش گردانيد و مرتبه آنان را رفيع داشت و هر كسي را كه با آن مي‌نويسد، بر خون شهيدان برتري داد.

درود فراوان و هميشگي بر سيد كائنات و مفخر موجودات، پيامبر ختمي مرتبت، نثار و ارزاني باد.

و همچنين درود سرشار بر دوازده تن از اوصيا و جانشينان او، كه اولينشان اميرالمؤمنين عليه‌السلام و آخرينشان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌باشند هماره و پيوسته مزيد باد.

1

و بعد خوانندگان عزيز قبل از خواندن اين كتاب، به نكات زير توجه فرماييد: مطالعات تاريخي به روشني به ما نشان مي‌دهند كه «حوزه‌هاي علميه» از عمده‌ترين نهادهاي آموزش و اصيل‌ترين مراكزتعليـم و تـربيت در تاريخ اسـلام است كه داراي پيشينه كهن و اسلبي ويژه مي‌باشد و در راستاي رسالت انبيا و براي تحقق اهـداف آنان تشكيــل شده است. بستــري‌كه عالمـان ديــن درآن تربيـت مي‌شوند، از پيامبــران نشأت مي‌گيرد و روحانيون ـ كه در دانش و سلوك، پاي در جــاي پاي آنان نـهاده‌اند ـ 

وارثان راه و روش پيامبران و ذاكران جهادها و شهادت‌هاي امامان‌اند.

عالمان ديني، ادامه دهندگان خط معصومان عليهم السلام و پاسدار ميراث گرانبهاي آنان‌اند و در طول تاريخ تكاملي و پرافتخار خود،همواره با مدد الهي و عنايات خاصه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف منادي دين‌داري،سلوك معنوي، بصيرت اجتماعي، تبليغ و تبيين شريعت اسلام بوده‌اند و دين را به خدمت پادشاهان، استعمار‌گران و دشمنان خلق درنياورده‌ و موانع استوار و محكم در برابر تجاوزات كفار بوده‌اند. روحانيت و حوزه‌هاي علميه در گذشته و حال بزرگترين نقش را در حفظ و ترويج اسلام و دفاع از استقلال كشورهاي اسلامي ايفا نموده‌اند و همواره ثابت كرده‌اند كه تنها به مصالح عالي انساني در ابعاد فردي و اجتماعي آن مي‌انديشند.

آنان در محيطي كه سرشار از صفا، صميميت، و اخلاص، معنويت، زهد و قناعت است، به تعليم و تعلّم مشغول‌اند و به تربيت فرزانگاني شريعت‌شناس و پاكدامن مبادرت مي‌ورزند.

دانش آموختگان حوزه‌ها به حكم وظيفة شرعي و براي تحقق بخشيدن به فرمان الهي بعد از مراجعت به زادگاه خود هر يك در حد توان و ظرفيـت منطقـه به انجام وظائف صنفي مي‌پردازند و مؤداي «و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم»* را محقق مي‌سازند.

فعاليت حوزه‌ها علاوه بر تعليم و تعلم و تبليغ و تصنيف و تأليف، نگهداري دين از هرگونه تحريف، تأويل و شبهات تحريفگران و دين‌ستيزان، حضور فعال در متن جامعه و خدمت بي‌منت به مردم و دفاع از حريم پيامبران و امامان است. 

حوزه‌هاي علميه، خاستگاه انديشه و تفكر اجتهادي و اصيل ديني و جايگاه عالمان وارسته و دانايان خداترس و بندگان معادباور خدا است كه مانند آنها را در مراكز فرهنگي ديگر نمي‌توان سراغ گرفت.

در هر عصر، يكي از مراكز عمدة حوزوي نظير كوفه، نجف، بغداد، ري، قم و... حوزة مركزي شيعه و كانون توجه دل‌هاي مشتاق معارف دين شده است.

اين بنياد توانمند علمي و فرهنگي به عنوان كانون گرم حركت‌هاي انقلابي، جايگاهي بس والا و مهم داشته و گذشته روشن و درخشاني را پشت سر نهاده‌ است. از ديرباز تا كنون، هر جا به نهضت و حركت ضدّ ظلم و ستم و در خدمت امت مسلمان برخورد مي‌كنيم، نام ونشاني از عالمان دين مي‌يابيم‌كه پيـشرو و مشعــل‌دار بوده‌اند تا جــايي كه بسياري‌ازآنها موردانواع‌مشقت‌هاي طاقت‌فرسا قرارگرفته‌اند. بي‌ترديد اگرجان‌فشاني‌ها و فداكاري‌ها و هجرت‌هاي روحانيت راستين* و علماي مجاهد اسلام ـ كه از صدر اسلام تا كنون در عرصه اجتماع و سياست حضور داشتند ـ «و رساله‌هاي علميه و عمليه خود را به دم شهادت و مركب خون نوشته‌اند» نبود، ميراث گران قدر علوم الهي به دست ما نمي‌رسيد، يا از كيد و زيان دشمنان در امان نمي‌ماند.«حوزه‌ها» همگام با زمان پيش رفته و با جذبه معنوي خود كه ناشي از روح بلند عالمان پرهيزكار، و مشعل داران هدايت است، هر ساله پذيراي انبوه دانشجويان علوم ديني در رشته‌هاي مختلف مي‌باشد كه با مجاهدت و بصيرت، همه جذابيت‌هاي دنيوي را ناديده گرفته و براي آموختن «دانش دين» پا به نهاد عظيم علمي حوزه مي‌گذارند و به فراگيري علوم حوزه مشغول مي‌شوند تا با گذرندان دوره‌هاي بلند‌مدت يا كوتاه مدت تحصيلي در آينده به كار گسترش دين و دانش و فرهنگ اسلام دست زنند و به حفظ مباني و ارزش‌هاي ديني بپردازند و قوام‌بخش ايمان جامعه گردند.

زعامت حوزه‌هاي علميه تشيع هماره با عالمان برجسته بود كه عمري را در كمال خلوص و به دور از هواهاي نفساني سپري كرده و با همت بلند خود بار سنگين اداره حوزه را عهده‌دار شده و با برنامه‌ريزي و مديريت صحيح در جهت رسيدن به وضع مطلوب در عرصه‌هاي گوناگون تلاش كرده‌اند.

ويژگي منحصر حوزه‌هاي شيعه استقلال از حكومت‌ها مي‌باشد. از اين رو تربيت‌يافتگان حوزه شخصيت‌هايي هستند آزاده و مستقل و در نقد حكومت‌ها شجاع و صريح اللهجه.

دانش آموختگان حوزه‌ها از لحاظ شأن و مقام و سطح آگاهي، به گروه‌هاي مختلف طبقه بندي مي‌شوند و نقش آنان با توجه به ميزان تقوا، توانايي و نفوذ بر مردم و شرايط خاص زماني متفاوت است.

گل‌هاي سرسبد حوزه‌ها، عالمان رباني و مراجع بزرگوار تقليد مي‌باشند كه به عنوان نايبان عامّ امام معصوم غائب عجل الله تعالي فرجه الشريف رسالت تبيين احكام ديني و راهنمايي امت را به عهده دارند. آنان، مشعل رهبري و هدايت جامعه را در دست گرفته و با همه فشارها و مشكلات، حوزه‌هاي علميه را بر پا نگاهداشته و به تربيت دين‌پروران همت گماشتند و مردمان را از كوثر زلال معرفت خويش سيراب نموده‌اند. آنان در شكل‌گيري تمدن اسلامي و زندگي اجتماعي مردم و در رخدادها و تحولات اجتماعي، نقش تعيين كننده و سرنوشت‌سازي داشته و دارند. و اوج اين تأثيرگذاري را در نهضت اسلامي ايران كه در بهمن 1357 به پيروزي رسيد، مي توان به روشني دريافت.

بحمدالله حوزه‌ها درطول دوران حيات خود ـ‌ به‌ويژه پس ازپيروزي‌انقلاب شكوهمند اسلامي ـ موفقيت‌هاي بسيار و دستاوردهاي چشمگير و خدمات بسيار داشته‌اند.

ارائه خدمات با امكانات اندك و دشمنان فراوان، خاصه در عصر اختناق سلاطين كه براي محو حوزه‌‌ها و روحانيت با تمام نيرو بسيج شده بودند كار آساني نبوده است و بي‌گمان اجر فراواني دارد.

به رغم اهميت فزاينده حوزه‌هاي شيعه و جايگاه روحانيت اصيل و در رأس آن، نهاد مرجعيت پس از انقلاب اسلامي ايران، سوگمندانه بايد گفت كه پژوهش‌هاي قابل توجه در مورد تاريخ حوزه‌ها و مرجعيت، كمتر صورت گرفته است و حتي حوزويان جوان غالباً از ريشه و  پيشينة خود بي‌اطلاع هستند.

2

از روزهايي كه مشغول نگارش «تاريخچة حوزه‌ها و مرجعيت شيعه» براي تدريس در جامعة المصطفي العالمية «مدرسه عالي امام خميني (ره)» بوده‌ام، به كتابي با عنوان «سيرحوزه‌هاي‌علمي‌شيعه» برخورد كردم كه به طور مختصر، به معرفي حوزه‌هاي ديني و چگونگي پيدايي و گسترة فعاليت عالمان دين مي‌پردازد كه در عين اختصار، سودمند مي‌نمايد.

اين كتاب به قلم شخصيت برجسته‌اي تأليف يافته كه عمري در حوزه‌ها به تعليم و تعلم و تصنيف گذرانده* و همواره نسبت به حوزه و مسائل آن احساس مسئوليت نموده است و امروز كه در استوارترين سنگر دفاع از شريعت (مرجعيت) قرار دارد اين حس مسئوليت فزوني يافته است.

اهميت اين اثر وقتي بيشتر روشن مي‌شود كه دريابيم به دليل ضعف بينش تاريخي يا علت‌هاي ديگر، توجهي به ثبت دقيق رخدادها و تاريخ حوزه‌ها نبوده است؛ از اين رو، امروزه منابع فراواني در اين خصوص در اختيار نداريم!

سبب تأليف اين اثر را، نويسنده بزرگوار در مقدمة كتاب آورده است.

اين نوشته سال‌ها قبل، از سوي «انتشارات اسلامي» ـ وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ـ انتشار يافته بود و به دليل اختصار، احتياج به افزوده‌هايي داشت. از اين رو، با عنايت به نيازي كه در اين زمينه براي پژوهندگان و دانشجويان وجود داشت، پس از ويرايش مختصر و مشخص كردن حواشي مؤلف با ستاره و باقي گذاشتن آن در پانوشت، حواشي خود را در بخش دوم كتاب آورده‌ايم.

3

هيچ ترديدي نيست كه تحشية آثار ارزشمند نويسندگان و متفكران مشهور، از شيوه‌هاي دانش‌گستري و كوششي است فرخنده و سنتي است شايستة پيروي و داراي سابقه در تمدن اسلامي. با مراجعه به فهارسي چون الذريعه؛ كشف الظنون؛ مرآت‌الكتب؛ ايضاح المكنون؛ ايضاح الطريقه؛ راهنماي كتاب و كتب تراجم و رجال، با انبوهي از اين گونه آثار مواجه مي‌شويم.

امروزه اين نوع فعاليت‌ها درباره آثار انديشمندان اسلامي و شيعي معاصر، كمتر به چشم مي‌خورد و حال آنكه اگر فرهيختگان با فروتني به آثار دانشمندان و نوابغ بزرگ تحشيه زنند، ضمن اداي دين نسبت به پديد‌آورندگان و احياي ميراث شيعي، سنت حسنة علماي سلف نيز پاس داشته مي‌شود. و كار ناچيز بندة نگارنده در همين راستاست.

4

اينك كه در پرتو تفضّل و عنايات خداوند كارساز بنده نواز، تجديد چاپ اين كتاب جريان مي‌يابد، بجاست تا مراتب شكر خالصانة خود را به پيشگاه با عظمت باري تعالي نثار آورده كه خود توفيق آغاز داد و خود به پايان برد. چه مي‌توان گفت جز اينكه به اتقان تمام بگويم:

به سعي خود نتوان برد، ره به گوهر مقصـودخيـال بود كـه اين كار بي‌حـواله بــرآيــد

و ضمن دعاي خير و آرزوي توفيق و روزبهي، طول عمر با بركت استاد عظيم‌الشأن‌ـ‌كه خوشه‌چين‌ خرمن فضل وكمالش بوده‌ام ـ از درگاه الهي خواستارم.

دير زيـاد آن بـــزرگوار خداونـدجان گرامي به جانـْش اندر پيوند

از اينكه يزدان پاك در دوران رنجوري و خانه‌نشيني توفيقم داد اين تلاش متواضعانه را به عنوان دين ناچيز به حوزه‌ها تقديم دارم، از صميم قلب سپاسگزارم.

اميد است پروردگار قادر منّان توفيق خدمت هرچه بيشتر در شناساندن معارف عالية اسلامي و ميراث شيعي عطا فرمايد و ما را در زمرة متعهدين به اسلام و مسلمين قرار دهد.

الها مراكز حوزوي كه مشوق هدايت و وسيله تبليغ ديانت و تقويت باورهاي ديني هستند از گزند حوادث بدخواهان حفظ و صيانت بفرما. آمين يا رب العالمين

ختـام عمـر خدايا به فضل و رحمـت خويش

به خير كن كه هميــن است غــاية الآمال*

قم: آشيانة آل محمد (ص)

بندة‌خدا: ناصر باقري بيدهندي

اول ذي الحجة 1429/ 10آذر 1387 


*. سورة توبه، آية122.

*. نك: شهداء الفضيلة، علامه اميني.

*. براي دريافت اطلاع از زندگاني مرجع عاليقدر آيت الله العظمي صافي ر.ك: شرح حال دانشمندان گلپايگان، ج1، ص135؛ گلپايگان در آئينه تاريخ، ص608 و 413؛ لمحات به قلم آيت الله جعفر سبحاني، مقدمه، شرح حال آيت الله العظمي حاج شيخ لطف الله صافي به زبان عربي، چاپ‌ دار القرآن الكريم قم؛ كتاب سال جمهوري اسلامي، گزارش دوره سوم؛ گلشن ابرار، ج6، ص292؛ گنجينه دانشمندان، ج2، ص189؛ طبقات اعلام الشيعة (قرن 14)، ص331؛ الذريعة، ج22، ص367؛ اثر آفرينان، ج4، ص16؛ احكام نوجوانان؛ ارمغان صافي، ص65.

*. كليات سعدي، قصائد فارسي، ص196، چاپ بمبئي، 1335 هـ .