حوزههاي علمي صدر اسلام
پرسش اول
اطلاعاتي را در مورد حوزههاي علمي در صدر اسلام بيان فرماييد.
پاسخ: اسلام از تعليم و ارشاد، كار خود را آغاز كرد و تاريخ تعليم و تربيت و ظهور حوزههاي علمي در اسلام همان، تاريخ ظهور اسلام است.
چنان كه ميدانيم خورشيد تابناك مكتب اسلام در مكة معظمه طلوع نمود و به نور افشاني و پخش علم پرداخت و پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله از قدم اول به هدايت افكار و بالا بردن سطح معلومات جامعه و كساني كه به آن حضرت ميگرويدند همت گماشت و بعثت و رسالتش، بعثت و رسالت علم و تربيت بود. ايشان در مسجد الحرام و در مواقف و اماكن ديگر با نشر علم و آگاه كردن مردم، انجام وظيفه ميفرمود.
در آية شريفة:
هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الاُْمّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمَهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ اِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلال مُبين.*
اوست خدايي كه ميـان عرب امي (كه خــواندن و نوشتــن هم نميدانستند) پيامبري بزرگوار از ميان همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات وحي خدا را تلاوت كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك
سازد و شريعت كتاب سماوي و حكمت الهي بياموزد كه پيش از اين، همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند.
قرآن مجيد صريحاً هدف بعثت رسول خدا صلي الله عليه و آله را در سه مورد خلاصه كرده است:
1. تلاوتآياتخدا.
2. تزكيهوتربيتنفوس.
3. تعليمكتابوحكمت.
بنابراين، تاريخ تأسيس حوزة تعليم، تلاوت قرآن و تربيت مردم، متأخر از تاريخ بعثت حضرت رسول صلي الله عليه وآله و ظهور اسلام نيست.
ظهور اسلام؛ يعني ظهور يك معلم و استاد الهي و آسماني كه به اين امور قيام كند و انقلاب بزرگ تربيتي و علمي اسلام را آغاز نمايد و اين مدرسه و حوزه را كه در طول قرون و مرور اعصار، صيت اسم و آوازة علم و دانش شاگردانش جهان را پر كرد، تشكيل دهد و اين كاري بود كه آن يگانه معلم آسماني انجام داد و در جمع تمام معلمان بزرگ عالم بشري، موفقيتش بينظير شد.
در مكة معظمه، حوزة علمي اسلام، تحت رهبري پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله كار خود را آغاز كرد. در اين حوزه ـ چنان كه از سورههاي مكيّه و آياتي كه در مكه نازل شده معلوم ميشود ـ بيشتر تعليمات و مسائلي كه مطرح و به مردم تعليم داده شد مسائل الهيات، توحيد، نفي شرك، ايمان به عالم غيب و جهان ديگر، نبوت، تاريخ انبيا فلسفههاي تاريخ و استدلال بود و به اصطلاح، بيشتر مسائلي بود كه جنبة زيربنايي داشت.
اين مدرسه، سيزده سال با مشكلات، دشواريها و كارشكنيهاي بتپرستان، جاهلان و دشمنان ترقي، رشد فكري و بيداري مردم مواجه شد و با وجود آزارها و شكنجههايي كه
به شاگردان اين حوزه دادند و حتي روابط اقتصادي و اجتماعي خود را با آنها قطع كردند و جمعي از آنها را ناچار به ترك وطن و مهاجرت به حبشه نمودند، باز هم با موفقيت به كار خود ادامه داد و با آموختن علم، حكمت، تربيت، تزكيه و تلاوت آيات حق، بذر بزرگترين جنبش و حركت فكري و علمي جهاني اسلام را در زمين دلها كاشت و اسلام را از مدرسه و حوزه شروع نمود و آن را از تعليم و تربيت، پيريزي كرد.
پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله در مدت سيزده سالي كه در مكة معظمه به رسالت اشتغال داشت، وظيفة يك استاد دلسوز و مهربان را كه با وجود تمام موانع ميخواهد رفع جهل از شاگردانش بنمايد، انجام داد، با اين تفاوت كه او يك استاد ساده نبود و مدرسهاش حد و مرزي نداشت، او ميخواست تمام بشريّت را از جهالت نجات دهد و در مكّه مدرسه و حوزهاي بنا كند كه جهاني و جاوداني باشد.
عمده دروس اين مدرسه، همان تلاوت قرآن مجيد بود كه نخست پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله بر حاضران مجلسش تلاوت ميفرمود و سپس آنها آن آيات را ضبط و حفظ كرده، مينوشتند و به ديگران نيز ميرساندند.
محصول مدرسه و حوزة مكة مكرمه و مدرسة وحي محمدي، شاگرداني ـ و در درجه اول ـ شخصيتي، مانند علي عليهالسلام و بعد هم افرادي مانند خديجه، ابوذر، مقداد، عمار و ابن مسعود بودند كه برخي از آنان بعدها عهدهدار مناصب علمي، قضايي و غيره شدند.
بعد از هجرت رسول اكرم صلي الله عليه وآله به مدينة منوره، حوزة علمي، فكري و سياسي اسلام به مدينة طيبه منتقل شد و مسجد مدينه كه به «مسجدالنـّبي» معروف است بزرگترين مركز تعليم و تدريس شد و مسائل و معارف اسلامي اعم از عقايد و امور سياست، اجتماع، اقتصاد، عبادت، معاملات، برنامة دفاع و جهاد، احوال شخصي، قضا و داوري، عمران، بهداشت، اخلاقيات و مسائل علمي ديگر در اين مسجـــد مطــرح ميگشت و آيات قرآن مجيد بر مردم تلاوت ميگرديد.
بعد از رحلت پيغمبر صلي الله عليه وآله نيز مسجد مدينة منوره مركزيت خود را حفظ كرد و در آن حلقههاي متعدد يا حوزهها تشكيل ميشد كه طالبان علم با شركت در هر يك از آن حلقهها از صاحب آن حلقه استفاده ميكردند و در واقع شاگردي و تلمّذ مينمودند كه بعد از صحابه4، مشاهير سلسلة تابعين5 و بعد از تابعين6 مشاهير تابعين تابعين، از ديدن اين حوزه و حلقهها مشهور شدند.
علاوه بر مسجد مدينة طيبه، در هر كجا و هر منطقهاي كه در حيطة اختيار مسلمانان قرار ميگرفت يك مسجد كه عملاً يك حوزه و مدرسه هم بود، بنا ميشد و چون صحابه هم در اين مناطق بودند، مسجد، محل درس و تعليم ميشد و روي هم رفته مسجد مدينة طيبه، مسجد الحرام و مساجد ديگر، حوزهها و مدرسههاي همگانياي بودند كه در آن هر كسي ميخواست ميتوانست تلمّذ نمايد و بدون هيچگونه تشريفاتي به مقامات بلند علمي نايل گردد.
از آنجا كه در پاسخ به پرسش دوم نيز سخن از مسجد مدينه و حوزههاي مسجدي به ميان خواهد آمد به پاسخ پرسش دوم ميپردازيم. فقط اين نكته را اضافه مينماييم كه علاوه بر آنچه كه بيان شد، گواه بر اصالت اسلامي حوزههاي علمي و اينكه تأسيس آن يك برنامة قرآني است كه در عصر رسول خدا صلي الله عليه وآله معمول به و اجرا شد در قرآن كريم است كه:
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفرُوا كافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَة مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ اِذا رجعوا اِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ.*
از اين آية شريفه استفاده ميشود كه مسئلة تربيت در علوم اسلامي و تحصيل و تعلم و تفقه در دين به صورت فردي و اجتماعي، و همچنين مسئلة تبليغ و انذار، يك مسئله و موضوع مهم اسلامي و در كنار واجبات ديگر، بلكه في الجمله مقدّم بر آنهاست.;
*. سوره جمعه، آيه2.
*. سورة توبه، آية122. «و (هنگام جنگ) نبايد مؤمنان همگي بيرون رفته، رسول را تنها بگذارند پس چرا از هر طايفهاي جمعي براي جنگ بيرون رفته، گروهي نزد رسول براي آموختن علم مهيّا نباشند تا آن دانشي كه آموختهاند به قوم خود بياموزند كه قومشان هم شايد خدا ترس شده از نافرماني خدا حذر كنند؟»
مخفي نماند كه آيه كريمه به صورت ديگر نيز ترجمه و تفسير شده است.