The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

حوزه‌هاي علمي شيعه

پرسش دوم

تاريخ و سابقة حوزه‎هاي علمي شيعه و نام و محل حوزه‎ها را بيان فرماييد.

پاسخ: به طور مقدمه عرض مي‎شود كه بايد به اين موضوع توجه داشت كه تنها فرقه از فرق مسلمين كه يك فرقة مستحدث نيست، «فرقة شيعه» مي‎باشد كه فرقة اصل و اصيل و پيروان كتاب و سنت و گروندگان متعهد اسلام مي‎باشند.

[پيدايش تشيع]

اين اسم از زمان پيغمبر صلي الله عليه وآله  بر پيروان علي عليه‌السلام كه زندگي، رفتار، گفتار و همه احوالاتش تجسم روح اسلام و معرّف واقعيت اسلام، و وجودش امتداد هدايت پيغمبر و بعد از پيغمبر اولين اسلام شناس بود، اطلاق شد تا مسلمانان راه اسلام را بشناسند و در بيراهه نيفتند.

اين عنوان «شيعه» بر پيروان متعهد و ملتزم عليعليه‌السلام، مانند ابوذر، مقداد، سلمان و عمار از همان عصر اول اطلاق شد و فرقه‎هاي ديگر بعدها به وجود آمدند و بعد از آن فرقه‎ها، فرقة شيعه نيز طبعاً يك فرقة مشخص شد. و تمام تشخص و امتياز آن از ساير فرق اين است كه: اگر تمام اصحاب و مسلمانان در يك مسئله، نظر و رأيي بدهند و عليعليه‌السلام رأي ديگري بدهد، شيعه همان رأي عليعليه‌السلام را مي‎پذيرد و تنها آن را حق مي‎داند و دربارة سايرامامان نيز هميـن عقيده را دارد. واين عقيده‎اي است‌كه اصالت و صحّت آن با توجه به احــاديث متواتر، ثابت و مسلّم است كه در اينجا فرصـت 

بسط سخن در اين موضوع و چگونگي پيدايش فرق ديگر نيست.

و ـ چنان كه از جواب سؤال اول معلوم شد ـ سابقة حوزه‎هاي علمي شيعه، به عصر اميرالمؤمنينعليه‌السلام و بلكه با توضيحي كه داده شد به عصر رسالت و مسجد مدينه مي‎رسد و اين حوزه‎ها در تمام ادوار حيات ائمّة طاهرين عليهم‌السلام، تحت نظر و افاضات علمي و هدايت آن بزرگواران، شاگردان و اصحاب عاليقدرشان برقرار بود و در اشاعة علوم و خدمات بزرگ علمي، تبليغ و تأليف كتاب از جمله، «اصول اربعمائه» فعال بوده و موفقيت‎هاي چشمگيري داشتند.

و هر كس بخواهد برخي از فارغ التحصيلان اين حوزه‎هاي شيعي را در نشر علوم به طور عام و علوم اسلامي به طور خاص بشناسد، مي‎تواند به كتاب: تأسيس الشيعه، تأليف علامة عاليقدر، مرحوم سيد حسن صدر، و اعيان الشيعه، تأليف علامة عاليمقام مرحوم سيد محسن امين (كه در پنجاه جلد است)، و دوره الذريعة الي تصانيف الشيعة، تأليف:عالم بزرگ، مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني مراجعه نمايد.

همچنين براي اطلاع از احوال علماي بزرگ و مدرسين شيعه در رشته‎هاي مختلف علمي نيز مي‌توان به كتب نامبرده و كتاب‌هاي رجال مراجعه نمود.

اين بزرگان، معدود نيستند و مشاهير آنان نيز معدود نمي‎باشند كه بتوان آنها را نام برد. اجمالاً در رشته‎هاي تفسير، فقه، كلام، اخلاق، حـديث، رجــال، تراجــم، طبقات، تمييز مشتركات، درايه، تجويد، قرائت، نحو، صرف، ادبيات، تاريخ و غيره از علوم اسلامي و علومي كه در بين مسلمين رواج يافت مانند: رياضي، جغرافيا، هيئت، شيمي، فلسفه، طب، معماري، مهندسي و رشته‎هاي ديگر، علماي نامدار شيعه بسيار بوده‎اند و برخي از آنان از نوابغ عالم به شمار مي‎روند و عالَم اسلام به وجودشان افتخار مي‎كند.

جمعي از اين مردان عاليمقام در راه خدمت به علم و حقيقت، مبارزه با اهل باطل و بِدَع 

و ناداني‌ها و سياست‎هاي جبار و ضد اسلامي كه به نام اسلام معرفي مي‎شد، شهيد شدند كه كتاب «شهداء الفضيلة» را مي‌توانيد به عنوان نمونه ملاحظه فرماييد.

اگر نگوييم همه، مي‌توانيم بگوييم اكثر آنها علماي شيعه، صاحب فضائل ممتاز معنوي و اخلاقي و در زهد و تقوا كم‎نظير بوده‎اند.

بعد از اين مقدمه، به تاريخ حوزه‎هاي شيعه و سوابق و محل آنها مي‎پردازيم:

[تاريخ حوزه‌هاي شيعه]

چنان كه بيان گرديد اولين حوزه‎اي كه در اسلام تأسيس شد، حوزة مكة معظمه و دومين حوزه، مدينة طيبه بود كه بر اساس مداركي كه در دست داريم اين دو حوزه را بايد سابقه و بنياد حوزه‎هاي شيعي بشماريم، هرچند كه به يك حساب، تمام حوزه‎هاي عالم اسلام به اين دو حوزه برمي‎گردند و از آنها مايه مي‎گيرند و فروغ آن دو حوزه به شمار مي‌آيند.

و اين دو حوزه مبدأ هزاران حوزه‎اي است كه در يمن، حجاز، عراق، شام، مصر و ساير كشورهاي آفريقا، اندلس، اسپانيا، ايران، ماوراء النهر، تركستان، تركيه، قفقاز، هند، پاكستان، بنگلادش، اندونزي، چين، مالزي، افغانستان و ديگر كشورها گشايش يافتند.

اما رابطة حوزه‎هاي تشيع با اين دو حوزه، مانند تنة درخت با ريشة آن است و در واقع حوزه‎هاي شيعي، به ويژه در عصر ائمة طاهرين عليهم السلام امتداد واقعي آن دو حوزه مي‎باشند. حوزه‎هاي شيعي توانستند اصالت آن دو حوزه را حفظ و اسلام را از تحريف، تغيير و از دستبرد زمامداران جبار نجات دهند.

بعد از رحلت پيامبر اعظم اسلام صلي الله عليه وآله  حوزة مدينه به مركزيت خود باقي ماند واگرچه تني چند از صحابه نيز با روايت يك سلسله احاديث، خود را وارد اين حوزه كرده بودند* و سياست هم از آنها تا حد امكان، ترويج و تأييد مي‎كرد ليكن از جهت اينكه شخصيتي مانند عليعليه‌السلام در مدينه امامت داشتند علاوه بر اينكه همگان از علوم ايشان استفاده مي‎كردند، شاگردان خاصي نيز داشتند كه در اسلام شناسي و بينش اسلامي و اطلاع از تفاسير و معارف قرآن و تشخيص احاديث صحيح از احاديث مجعول، ممتاز و برجسته بودند و ماية روح و اعتبار اين حوزة شيعي بودند تا آنجا كه دانشمنداني مانند ابن ابي الحديد، همة علماي اسلام را با واسطه يا بلا واسطه شاگرد اميرالمؤمنين عليه‌السلام مي‎شمارد.

[حوزة درسي امام حسن و امام حسين]

در عصر حضرت امام حسن مجتبي و امام حسين، سيد الشهداء عليهماالسلام نيز حوزة شيعه در اين شهر ادامه داشت و هر يك از اين دو امام در مسجد مدينه، حلقة علمي داشتند كه مردم از دور و نزديك در آن حلقه شركت مي‎كردند.

ابن صباغ مالكي نقل مي‎كند كه مردي وارد مسجد مدينة منوره شد، ديد شخصي از رسول خدا صلي الله عليه وآله  نقل حديث مي‎نمايد و مردمي گِرد او جمع شده‎اند. نزد او آمده و از او پرسيد: «اخبرني عن شاهد و مشهود؟»؛ مراد از شاهد و مشهود چيست؛ مرا با خبر ساز؟

پاسخ داد: «شاهد، روز جمعه و مشهود، روز عرفه است.»

آن مرد [كه ظاهراً آن جواب را كافي ندانسته بود] نزد شخص ديگري رفت كه او هم در مسجد، حديث مي‎گفت. در مورد او نيز از شاهد و مشهود پرسيد. او جواب داد: «شاهد، روز جمعه و مشهود روز نحر (عيد قربان) است.»

آن شخص آن دو را رها نمود و نزد شخص ثالثي كه نوجوان بود و چهره‎اي درخشان داشت و از پيغمبر صلي الله عليه وآله  حديث مي‎فرمود آمد و همان سؤال سابق را تكرار نمود.

آن نوجوان فرمود:

امّا الشاهد، فرسول اللّه صلي الله عليه وآله و اما المشهود، فيوم القيامة اما سمعته عزّوجلّ يقول:

يا اَيُّها النَّبي اِنّا اَرْسَلْناكَ شاهِداً و مُبَشّراً وَ نَذيراً*

فقال تعالي: وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ‎مَشْهُودٌ**

مراد از شاهد، رسول خدا صلي الله عليه وآله و مراد از مشهود، روز قيامت است؛ سپس ـ براي او به قرآن‎مجيد استشهاد نمود و فرمود: آيا نشنيده‎اي كه خداوند عزّوجل مي‎فرمايد: «اي پيغمبر! ما تو را شاهد و مژده دهنده و ترساننده فرستاديم» و فرمود: «اين روزي‎است كه مردم از براي آن، گرد آورده مي‎شوند و اين روز «مشهود» است.»

مرد از شخص اول پرسيد كه كيست؟ گفتند: «  ابن عباس است.» از دومي پرسيد، گفتند: «  ابن عمر است.» از سومي سؤال كرد، گفتند: «حسن بن علي بن ابي طالب عليهم‌السلام است.»***

عقاد، در مود حوزه و حلقة افاده و افاضة حضرت امام حسين عليه‌السلام ضمن توصيف و تعظيم از وقار و مهابت آن حضرت، از معاويه نقل مي‎كند كه: اين مهابت را از آن امام بزرگوار شناخته بود و براي مردماني از قريش كه عازم مدينه بودند، امام را چنين توصيف مي‎كرد:

اذا دخلت مسجد رسول اللّه فرأيت حلقة فيها قوم كأنّ علي رؤوسهم الطير فتلك حلقة ابي عبداللّه*

وقتي وارد مسجد رسول خدا صلي الله عليه وآله شدي و حلقه(حوزه)اي را ديدي كه در آن همگان در نهايت سكوت و توجه به صاحب حلقه هستند آن حلقه، حلقة ابي عبداللّه عليه‌السلام است.

پس از اين دو بزرگوار نيز حوزة شيعه در مدينه همچنان باقي بود و امام زين العابدينعليه‌السلام آن را رهبري مي‎فرمود تا در عصر حضرت امام محمد باقر عليه‌السلام و بعد هم در عصر امام جعفر صادقعليه‌السلام داراي رونق و اهميت بسيار شد كه مي‎توان گفت تمام شهر مدينه به يك مدرسه تبديل شده بود و در عصر حضرت صادقعليه‌السلام مسجد و حوزة علمي مدينة منوره يك دانشگاه كامل و تمام عيار بود كه در آن علاوه بر تمام علوم اسلامي، رشته‎هاي مختلف علمي ديگر حتي شيمي، تشريح، علم وظايف‌الاعضاء، گياه‎شناسي، هيئت و غيره تدريس مي‎شد.

و حضرت صادقعليه‌السلام شاگردان برجسته و نامداري تربيت كرد كه بعداً هر كدام، خود از اساتيد مدرسة اسلام شدند كه ابن عقده چهار هزار نفر از آنها را نام برده و از هر يك علم و حديثي روايت كرده است؛ از جمله جابر بن حيان، پدر علم شيمي ـ كه در غرب شهرت تمام دارد ـ يكي از شاگردان مدرسة جعفري مدينه است.*

[حوزه كوفه]

از شهرهايي كه در صدر اسلام در آن حوزة علمي اسلامي شيعه تأسيس شد، يكي كوفه بود كه مسجد آن مانند يك مدرسة بزرگ در عالم اسلام جلوه كرد. اين مسجد يا جامع اعظم ـ كه تاريخ آن بسيار با اهميت و جالب است ـ در عصري كه اميرالمؤمنين عليعليه‌السلام در آن اقامت كردند مركز علم و نشر معارف اسلامي گرديد و در رشتة الهيات، تعاليم سياسي، آيين مملكت‌داري و دستورات اخلاقي، انساني و تفسير و تفهيم حقوق بشر، علوم و مسائلي به مردم آموخت كه تا آن عصر بي‎سابقه بود و امروز هم زنده است و هميشه زنده خواهد بود.

در عصر حضرت صادقعليه‌السلام اين مسجد، مدرسه‎اي شد كه تنها از حسن بن علي وشّاءروايت است كه: در مسجد كوفه، نهصد شيخ (محدث) را درك كردم كه همه از جعفر بن محمد (امام صادق عليه‌السلام) نقل حديث و علم مي‎كردند و همه مي‎گفتند: «حدثني جعفر بن محمد».

البته در كنار مساجد، در منازل علما نيز مجالس درس و آموزش حديث برپا بوده است و به تدريج مدارس و دار العلم‎ها بنياد گرديد.

[حوزة بغداد]

و در برهة مهمي از عصر خلفاي بني‎عباس، بغداد نيز مقر يكي از بزرگ‌ترين حوزه‎هاي علمي شيعه بود. دانشمنداني مانند شيخ مفيد كه مقام بلند علمي او در دنياي اسلام مشهور است و همچنين كليني،كه ايراني و اهل ري بوده، از رهبران و اساتيد اين حوزه بوده‎اند.

كليني صاحب جامع كافي است كه اين كتاب يكي از كتب چهارگانة حديث شيعه، معروف به كتب اربعه است. و مهم‌تر اين بود كه اين حوزه از سال 260 تا 327 هجري تحت نظارت چهار تن از مشاهير علما كه نيابت خاصة حضرت صاحب الزمان ارواح العالمين له الفداء را داشتند قرار گرفت و ايشان كارهاي تحقيقات علمي را دنبال مي‎كردند.

يكي از خاندان‌هاي مهم و مشهور علمي اين دوره، خاندان نوبختي يا بني‌نوبخت بودند.

سرانجام بعد از فتنه‎هايي كه در بغداد به تحريك متعصبان اهل سنت و سياستمداران وقت، مانند طغرل بيگ سلجوقي عليه شيعه و عليه مردم محلة شيعه نشين بغداد به نام كرخ بر پا گرديد كتابخانة كم نظير شيعه و دارالكتب بني شاپور كه ابو نصر شاپور بن اردشير وزير بهاء الدوله، پسر عضد الدوله ديلمي آن را بنا كرده بود، به آتش كشيده شد.

اين كتابخانة شيعه كه ياقوت حموي در معجم البلدان مي‎گويد: در دنيا نيكوتر از آن نبوده و كتاب‌هايش به خط پيشوايان و بزرگان بوده است در سال 381 هجري تأسيس و دار العلم نامگذاري شده و موقوفاتي براي آن وقف شده بود،هفتاد سال مورد استفاده بود تا با ورود طغرل بيگ به بغداد در سال 451 هجري به آتش كشيده شد و ده هزار جلد كتاب از نفايس كتب ـ و از جمله گفته شده است حاوي صد جلد قرآن مجيد به خط بني مقله بوده است ـ در آتش ظلم طغرل بيگ و متعصّبان نادان، از ميان رفت. و دامنه فتنه آن چنان توسعه يافت كه بزرگ‌ترين عالم جهان اسلام در آن عصر، شيخ طوسي پس از اهانت‌هاي بسيار به جوار مرقد حضرت اميرمؤمنان عليعليه‌السلام، نجف اشرف مهاجرت كرد.

[حوزة نجف]

از آن تاريخ تا به حال نجف اشرف، پايگاه و مركز تحقيقات و بررسي‎هاي علمي و مقر حوزة بزرگ شيعه گرديد و محققان و نوابغ نامداري را در مرور اعصار در خود پرورش داد كه آثار و تأليفات بزرگي در رشته‎هاي مختلف از خود به يادگار گذاردند و در همين عصر حاضر نيز از مفاخر عالم اسلام به شمار مي‌رفتند.

[حوزة حله]

در كنار اين حوزة، حوزه بزرگ ديگري در عراق به نام حوزة حلّه چهرة درخشاني داشت اگر چه در استمرار و دوام،هم‌پاية حوزة نجف اشرف نگرديد، اما در اعصاري كه جلوه كرد، نامدارترين علماي اسلام و شيعه را به دنيا تحويل داد؛ ازجمله ابن ادريس، محقق، علاّمه فخر المحققين و سيد ابن طاووس.

[حوزة حلب]

حوزة ديگري نيز در حلب ـ كه يكي از شهرهاي معروف سوريه است و برخي مشاهد شيعه در آن قرار دارد ـ وجود داشت كه فقهاي بزرگ آن هنور هم شهرت دارند و تأليفاتشان مورد استفاده است.

[حوزة جبل عامل]

علاوه بر اينها حوزة جبل عامل در لبنان را نيز كه تا امروز باقي است بايد از حوزه‎هاي مهم شيعه برشمرد. از اين حوزه نيز مردان بزرگي مانند شهيد اول و شهيد دوم كه هر دو صاحب آثار و تأليفات ارزنده‌اي مي‎باشند و آراء علمي آنها هم اكنون در محافل علمي مورد نظر است، برخاستند.

در تاريخ حالات علماي اين حوزه، كتابي تأليف شده به نام امل الآمل  في علماء جبل عامل كه اخيراً طبع آن تجديد شده و مستدركي هم بر آن نوشته شده است.

منطقة جبل عامل از زماني كه عثمان، ابوذر را به شام تبعيد نمود تا به حال در ولايت و تشيع اهل بيت، پايدار مانده‎اند.

حوزه‎هاي ديگري نيز در مناطق شيعه نشين مانند يمن، بحرين، بعلبك، سبزوار، آوه*، كاشان، شيراز، هرات و مشهد مقدس، كه اكنون نيز با عظمت بوده و با مدارس متعدد و شايد بالغ بر سه هزار طلبه** برقرار است، به وجود آمد.

و از جمله «حوزة اصفهان» در عصر صفويه موقعيت بسيار درخشاني يافت‌كه فلاسفه، حكما، فقها، محدثين، رياضي‌دان‌ها وكيهان‌شناسان بزرگي از آن ظاهر شده‎اند.

اجمالاً در غالب، بلكه تمام شهرهاي شيعه نشين كشورهاي اسلامي، حوزه‎هاي علمي كوچك و بزرگ برقرار بوده است.

[حوزة سيار]

و جالب اين است كه شيعيان تا آنجا در بسط علوم و اشاعة معارف پيش رفتند كه براي اولين بار در جهان، «حوزة سيار» و «مدرسة سيار» تأسيس كردند. اين مدارس سيار، تحت زعامت و رهبري علمي علامة حلي بود.

[حوزة ري]

چنان كه از كتب تراجم استفاده مي‎شود، در قرن سوم و چهارم، ري نيز مقر يكي از حوزه‎هاي علمي شيعه بوده است. قرية دوريست (طرشت) ـ كه هم اكنون جزء شهر تهران شده ـ مقر اصلي اين حوزه بوده است. و از جمله علماي بزرگ اين حوزه شيخ ابو عبداللّه جعفر بن محمد دوريستي بوده است كه خواجه نظام الملك ـ باني مدرسة نظامية بغداد و نيشابور ـ هر هفته دو روز براي استفاده از علوم و حوزة درس او، از ري به قرية طرشت مي‎رفت.*

[الازهر و جامعة القرويين]

ناگفته نماند كه دو جامعة مشهور عالم اسلام به نام الازهر در قاهره، پايتخت مصر و جامعة القرويين در فاس از شهرهاي مغرب از تأسيسات شيعه است كه الازهر در سال 360 هجري قمري به امر المعزّ لدين اللّه از خلفاي فاطمي مصر، بنا شد و دومي را  ادريس بن ادريس حسني علوي بنا كرد.**

حوزه علمية قم

يكي از حوزه‎هاي مهمي كه به ملاحظة استمرار و تداوم و اينكه جمعي از اصحاب ائمّة عليهم السلام  در آن استاد بوده‎اند و در قرن دوم و سوم، تحت نظر امامان شيعه جريان داشته و بسيار مهم است، حوزة قم مي‌باشد.

حوزة قم در قرن دوم هجري و به احتمالي در نيمة دوم قرن اول تأسيس گرديد و تا عصر حاضر به موجوديت خود ادامه داده است.

اين حوزه از آغاز تأسيس با ائمّه عليهم السلام در ارتباط بوده و اساتيد و مدرسان آن از شاگردان و اصحاب ائمه عليهم السلام بودند. مردان بزرگي كه از اين حوزه در قرن دوم، سوم و چهارم برخاستند از مشاهير علماي شيعه به شمار مي‎روند.*

قم همواره مركز علم، موطن و محل آمد و شد علما بود تا اينكه در سال 1340 هجري قمري، مرحوم آيت اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي در اين شهر مقيم گرديد و به سرعت اين شهر مركز حوزه‎هاي ايران شد.

بعد از آنكه زعيم بزرگ و پيشواي شيعه، مرحوم آيت اللّه حاج آقا حسين طباطبايي بروجردي در شهر قم اقامت گزيد اين حوزه شهرت جهاني يافت و جهان تشيع چشم به اين حوزه دوخت.

اين حوزه بعد از رحلت ايشان نيز به سرپرستي مراجع بزرگ، همان مركزيت را حفظ كرده و امروز بزرگ‌ترين حوزة علمي جهان تشيع و مركز مبارزه و جهاد عليه باطل، استبداد، استضعاف و استكبار به شمار مي‌رود.

اين حوزه در اين اواخر به واسطة مجاهدات و مبارزاتي كه عليه استعمار و صهيونيسم و به نفع مسلمانان دنيا، به خصوص آوارگان فلسطين و مسلمانان جنگ زدة لبنان انجام داد و بالاخص در اين چند سال كه جنبش و انقلاب اسلامي ايران را پي ريزي و رهبري كرد، بيش از پيش در جهان شهرت يافت و خبرهاي غيبي امام صادقعليه‌السلام از آيندة اين شهر، صورت وقوع يافت كه از آن جمله فرمود:

سَتَخلوا كوفة من المؤمنين و يَأزرُ عنها العلمُ كما تأزر الحيّة في جحرها ثمّ يظهر العلم ببلدة يقال لها قم، و تصير معدناً للعلم و الفضل حتّي لايَبقي في الأرض مستضعف في الدّين حتي المخدَرات في الحجال، و ذلك عند قرب ظهور قائمنا فيجعل اللّه قم و اهله قائمين مقام الحجة و لو لا ذلك لساخت الأرض باهلها و لم يبق في الأرض حجة فيفيض العلم منه الي ساير البلاد في المشرق و المغرب فيتم حجة اللّه علي الخلق حتّي لا يبقي احد علي الأرض لم يبلغ اليه الدين و العلم...*

به زودي كوفه از مؤمنين خالي مي‎شود و از آن علم، جمع خواهد شد چنان‌كه مار در سوراخ و لانة خود جمع مي‎گردد. پس علم در شهري كه به آن قم گفته مي‎شود ظاهر مي‎گردد و آن چنان معدن علم و فضل مي‎شود كه در زمين مستضعفي در دين نخواهد ماند، حتي بانوان مستوره و مخدره، و اين در وقت نزديك شدن ظهور قائم ما واقع مي‎شود. خدا، قم و اهل آن را قائم مقام حجت قرار مي‎دهد. پس از آن علم به سوي شهرهاي مشرق و مغرب افاضه وانتشار مي‎يابد و حجت خدا بر خلق تمام مي‎گردد چنان‌كه احدي باقي نمي‎ماند كه دين و علم به او نرسيده باشد... .;

<!--[if !vml]--><!--[endif]-->

 


*. اگر خواسته باشيد اين گروه را بشناسيد مي‎توانيد به طور نمونه به كتاب شيخ المضيره [محمود ابوريه] و كتاب ابوهريره [اثر سيد اشرف الدين عاملي] رجوع نماييد.

*. اشاره به سورة احزاب، آية 45.

**. سورة هود، آية 104.

***. الفصول المهمة، ابن صباغ مالكي، ص160. [تفسير الوسيط از واحدي (مخطوط، 69 ق 276)، ذيل آية 45 سورة احزاب، كشف الغمه، 1، ص543، چاپ ايران و 2، ص169، چاپ بيروت.]

*. ابوالشهداء الحسين بن علي(عليه السلام)، عقاد، ص 58.

*. جابر بن حيّان ـ بر حسب آنچه در ترجمه و شرح زندگي او نوشته‎اند ـ هزار كتاب تأليف دارد كه برخي ار آنها در كتابخانه پاريس موجود است. [مؤلف محترم در اثر جداگانه به معرفي جابر بن حيان پرداخته است و بنده نيز كتابي با عنوان «جابر بن حيان پدر شيمي» تأليف كرده كه در قم به چاپ رسيده است.]

*. در معجم البلدان، ج 3، ص 179 مذكور است كه در آوه كتابخانه‎اي وجود داشته كه در دنيا از آن بزرگ‌تر نبوده است.

**. اكنون تعداد طلاب مدارس مشهد به مراتب بيش از اين رقم است. آمارهايي كه در اين نامه آمده است تقريبي است و مربوط به قبل از پيروزي كامل انقلاب اسلامي است. اكنون بحمد اللّه پس از سيزده سال كه از پيروزي انقلاب اسلامي مي‎گذرد در اكثر يا همة شهرهاي ايران و حتي در بعضي قصبات و روستاها، حوزة علميه تشكيل شده است. [افزودة مؤلف محترم، براي چاپ اول كتاب، انتشارات جامعه مدرسين، 1370ش]

*. علاوه بر قرية طرشت در خود شهر ري ـ چنان كه در مجالس المؤمنين مذكور است ـ چند مدرسة شيعي وجود داشته كه حائز اهميت بوده‎اند. [عبدالجليل رازي در النقض، ص47، تعداد پانزده مدرسه شيعي را در ري نام برده است.]

**. ادريس، در سال 214 هـ وفات كرد.

*. حوزة قم در عصر علي بن بابويه(متوفاي 329 هـ) به قدري وسعت و عظمت داشته است كه از مجلسي اوّل در كتاب لوامع صاحبقراني،جلد اوّل، ص 477 نقل شده است كه: در عصر ابن بابويه دويست هزار نفر محدث در قم بوده‎اند.

*. منتخب الاثر، ص 443. [بحار الانوار، ج60، ص213.]