مقايسه دو حوزه
پرسش هفتم
ارتباط مدارس نظامية بغداد با حوزههاي علمي شيعه و توضيحي در رابطه با مقايسة اين دو حوزه بيان فرماييد.
پاسخ: البته مدارس نظاميه و مدارس ديگر اهل سنت، با حوزههاي شيعي در جهات علمي بيارتباط نيستند، و از معارف شيعي تا حدودي كه با برنامههاي سياست و حكومتي بودن آنها مخالفت نداشته، كم و بيش متأثر شدهاند. وقتي افراد نامداري از اهل سنت و مؤسسان مذاهب بزرگ آنها چون مالك و ابوحنيفه شاگرد حوزة درس حضرت امام جعفر صادق عليهالسلام باشند و بسياري از آنها با تلامذة ايشان و ساير ائمه عليهمالسلام در ارتباط، تماس و بحث باشند، بالطبع ارتباط علمي بين مدارس شيعي و اهل سنت برقرار ميشود.
نبايد فراموش كرد كه شيعه و اهل سنت چون در اينكه قرآن مجيد و سنت پيغمبر صلي الله عليه وآله مدرك و مصدر علوم اسلامي است، اتفاق نظر دارند و از اين جهت اين قدر مشترك اساسي هميشه مدارس آنها را به هم نزديك ميكند و وحدت و اتفاق را بين آنها حفظ مينمايد.
اگر تعصب متعصبان و سياست سياستمداران مداخله نكند و فقط دانشمندان روشنفكر، عهدهدار امور علمي باشند، بيش از اينها به هم نزديك و با هم متحد ميشوند. هم اكنون گروهي از مشاهير بزرگ اهل سنت در مسائلي كه تا اين عصر بين شيعه و سني مورد اختلاف بود، ترك مذهب اهل سنت را نموده، و به قول خودشان نـظر به قوّت
ادلة شيعه نموده و در اين مسائل، مذهب شيعه را اختيار كردهاند و در آينده، تقريب بيشتر را ـ انشاءالله ـ استقبال خواهيم كرد.
شايد اطلاع داشته باشيد كه چندي پيش در عصر زعامت رهبر بزرگ عالم تشيع، حضرت آيت الله بروجردي طاب ثراه، رئيس جامع الازهر، شيخ محمود شلتوت در فتواي تاريخي خود به تمام جهان اسلام، ابلاغ كرد كه: «تمسك و عمل به مذهب شيعه جعفري جايز و بياشكال است».
بنابراين ارتباط بين شيعه و اهل سنت هميشه موجود بوده و هست و اين ارتباط هر چه بيشتر شود، شيعه را به برادران اهل سنت بيشتر معرفي خواهد كرد و پردههاي تاريكي را كه سياستهاي استعماري به چهرة زيباي تشيع انداخته و موانعي را كه ايجاد كرده بودند ـ ان شاء الله ـ از ميان خواهد برد. شيعه همواره كتابهاي براداران اهل سنت را مطالعه كرده و به آنها مراجعه مينمايد و در كتابخانههاي آنها در قم، نجف اشرف و ساير مراكز، كتابهاي اهل سنت در هر موضوع وجود دارد و بررسي و تحقيق در مسائل مذهبي آزاد است.
اما در برخي از كشورهايي كه تحت نظر اهل سنت، به خصوص فرقة مستحدثه وهابيه اداره ميشود، مانند عربستان سعودي، ورود و مطالعه كتب شيعه به شدت ممنوع شده و حكومت از بيداري و آگاهي مردم سخت هراس دارد در حالي كه در پخش كتابهايي كه افكار را گمراه و مسلمانها را به خصومت داخلي گرفتار ميكند اصرار دارند و با اينكه دعوي اسلام و توحيد دارند و از عــدالت اسلام و نظام آن سخن ميگويند عقايد خرافي مجسمه را ترويج نموده و در نظام حكومتي و مذهبي برنامة بيسابقهاي را دنبال ميكنند كه هر مسلمان آزادمنش و صاحب بينش اسلامي از آن بيزار است و با توافق و معاهدهاي كه محمد بن عبدالوهاب با سعــود نموده، قــرار بر اين گذاردهانــد كه
مملكت از حيث نظام حكومتي در حكومت خاندان آل سعود و از حيث نظام مذهبي در خاندان محمد بن عبدالوهاب و به قول خودشان آل شيخ باشد؛ از اين لحاظ كشور و سرزمين حجاز را كه به اسلام تعلق دارد و مركز ظهور شمس وجود محمدي و مطلع نور جهانگير اسلام است، به خود منتسب كرده و به عربستان سعودي نام گذاردهاند و ديگران را از نيل به حكومت و حق مداخله در سياست كلي مملكت، محروم و كشورهاي اسلام را كه به هيچ رنگ و شخصي منتسب نيست، به خصوص عربستان را به سعود نسبت داده و تجزية ممالك اسلامي را با اين عمل امضا كردهاند.
شرح زيانهاي اين برنامه و مخالفت آن با نظامهاي اسلامي كه شيعه و اهل سنت معتقدند طولاني است در اينجا به عنوان جملة معترضة اين مطالب ذكر شد.
كوتاه سخن اين است كه مدارس بغداد و ديگر شهرها و نظامية بغداد و نيشابور به طور حتم از حوزههاي علمي شيعه متأثر شده و استفاده كردهاند اما از ارتباط مستقيم مدرسههاي نظامية بغداد و نيشابور در حال حاضر، چيزي به خاطر ندارم.
در مقايسه اين مدارس با حوزهها و مدارس شيعي بايد گفت كه اين مدارس تحت برنامة خاص و محدوديتهايي كه حكومتها بر آنها وارد ميكردند علوم را از مؤيدان حكومتهاي جبار و مصوبان سلطنت بنياميه، بنيعباس و محدثان درباري اخذ نمودهاند و از اين جهت در كلام، فقه و حديث، مكتبهاي خاصي به وجود آوردهاند كه تا ممكن است از اهل بيت پيغمبر صلي الله عليه وآله فاصله داشته باشد.
اما حوزههاي شيعي براساس بحث و بررسي، تحقيق آزاد و دور از نظارت حكومتهاي جبار را از آغاز كار حتي در موقعي كه ابوبكر و عُمر كتابت و نوشتن حديث و علم را ممنوع كرده و بر آن به شدت مؤاخذه مينمودند، شروع كردند و هر چه جلو آمدند تحقيقات و پيگيريهايشان حقيقت اسلام، اتقان و استحكام نظامات اسلام را بيشتر جلوه داد.
اينان علاوه بر كتاب و سنت پيغمبر صلي الله عليه وآله، براي فهم صحيح مباني و مقاصد كتاب و سنت به ائمه عليهم السلام نيز رجوع كرده و قول، تفسير و احاديث آنها را بر حسب «حديث ثقلين» و احاديث معتبر ديگر، حجت ميدانند در حالي كه سياستها و قدرتهاي حاكم، اهل سنت را از اين نقطة اتكاء در فهم درست مفاهيم اسلام محروم كرده است.
در پايان بايد متذكر شد كه در عصر حاضر گرايش زيادي از جانب بسياري از روشنفكران اهل سنت به مذهب اهل بيت عليهم السلام (مذهب شيعه) شده است و در بعضي عواصم و مراكز آنها مكتبهايي به نام مكتب اهل البيت تأسيس شده است.
و آخرين نكتهاي كه بيان ميكنم اين است كه در حال حاضر، قديميترين حوزة علمية اهل سنت، جامع ازهر، چنان كه به آن اشاره شد، مدرسهاي از مدارس شيعه بوده و به نام حضرت فاطمه زهراعليها السلام، الازهر ناميده شده است. در اين مدرسه و در قاهره، علماي بزرگي از شيعه مانند قاضي نعمان صاحب دعائم الاسلام تدريس ميكردند و در دوراني كه شيعه اين مدرسه را اداره ميكردند بسيار پر رونق بود كه متأسفانه صلاح الدينايّوبي با هجوم متعصبانه به مصر و قلع و قمع شيعيان و ارتكاب ظلمها و فجايع بسيار، تشيع و ولاي اهل بيت عليهم السلام را از رسميت انداخت و آن تمدن بزرگ اسلامي را كه در مصر به وجود آمده بود، پايمال ستمهاي بسيار نمود و از ميان برد و خسارتهاي علمي اين يورش متعصبانه از ويراني مدارس، آواره شدن علما و از ميان رفتن بزرگترين كتابخانهها و نفايس كتب خطي و آثار اسلامي بيش از آن است كه بتوان توصيف نمود.
با اين توصيف علي رغم وجود صلاح الدينها، امروز مصر بيشتر از همه يا بيشتر از كشورهاي سني نشين اسلامي به ولاي اهل بيت عليهم السلام گرايش دارد و نويسندگان آزاد فكر و تربيت شدة همين جامع ازهر پيرامون شخصيت اهل بيت عليهم السلام كتابها مينويسند و رئيس اسبق جامع ازهر، شيخ سليم، صحت اين مذهب را تأييد كرد و رئيس اسبق ديگر شيخ محمود شلتوت، تعبد و عمل به مذهب شيعة اماميه را براي همة مسلمانان جايز اعلام مينمايد. و اين مشاهد منتسب به اهل بيت عليهم السلام است كه در مصر سالانه شاهد صدها هزار نفر زوّار از برادران اهل سنت و محل صدور كرامات و خوارق عادات است.;