فصل هشتم
قدرت خدا در نهجالبلاغه
يكي از صفات ثبوتيّه الهي صفت قدرت است كه بسياري از صفات ثبوتيّه ديگر نيز به آن برگشت دارند، مثل قيّوم، خالق، رازق، منعم، مفضل، محسن، مكرم، رحمان، رحيم، قاهر، غالب، معطي، غفّار، عزيز، جبّار، متكلّم، و مصوِّر. ثبوت و اثبات صفت قدرت، ثبوت و اثبات تمام صفاتي است كه به آن بازگردانده ميشوند، لذا شايسته است بحث جداگانهاي درباره اين صفت (قدرت) صورت گيرد.
ادلّهاي كه بر اثبات وجود خدا اقامه ميشوند مثل برهان حدوث و نظم و عنايت، بر قدرت خدا نيز دلالت دارند، و خلقت آسمان و زمين و تمام مخلوقات از كوچك و بزرگ با نظامات دقيقي كه در آنها حكمفرماست، و با تناسبي كه دارند، همه و هر يك دليلي هستند بر قدرت بيپايان او.
در اين بحث سخن از تفصيلات قدرت الهي و وسعت نامتناهي آن براي توجّه به عظمت آفريدگار توانا و حصول صفت شريف خشيت1 هرچه بيشتر گفته شود، بجا و مناسب و بلكه لازم است و تفكّر در آثار قدرت حق در آسمان و زمين، و كوه و دشت، و دريا و صحرا، و انسان و حيوان، و جماد و نبات، و باد و باران، و حجم ستارگان و شموس و كهكشانها، و حركات و مدارات و ارتباطات آنها با يكديگر و با زمين، و پرورش و تربيت موجودات زميني، انسان را در برابر كردگار حكيم توانا خاضع، و از تكبّر و نخوت، و خودبيني و غرور خالص ميسازد.
خوشا حال متفكّران و خوشا زندگي انديشمندان!
در قرآن مجيد آياتي كه دلالت بر قدرت عظيم و بينهايت خدا و بر افعال او و خلق و آفرينش خلايق و صفات ثبوتيّه او مثل مميت و محيي، و رازق و فاطر و خالق ميكنند فراوانند و همه توانايي او را تذكّر ميدهند به اينكه خداست كه آسمانها و زمين را از سقوط و زوال و خروج از مدارات در حال سريعترين حركات مستمر و غيرمنقطع نگه ميدارد (إِنَّ اللّهَ يُمسِكُ السَّمواتِ وَالأَرضَ أَن تَزولا)2.
آري، خداست كه اين زمين پهناور را با كوهها و درياها و اقيانوسهايش و با همه جنبندگاني كه در آن زندگي ميكنند، به دور خورشيد در مداري معيّن و با نظمي دقيق گردش ميدهد و آن را از افتادن و تصادم نگاهميدارد، و خورشيدي را كه ميگويند يك ميليون و سيصد هزار برابر زمين است در فضا بدون ستون نگاه داشته است.
خداست كه از جمله هزارها و ميليونها و ميلياردها آثار قدرتش چند ستاره ريز معروف به «هفت برادران» است و اندازه يكي از آنها را كه به سختي رؤيت ميشود، علماي هيأت و كيهانشناسان دوهزار و پانصد برابر خورشيد معيّن كردهاند.3
خلاصه، آثار قدرت خدا در تمام موجودات ظاهر است، و اين همه نيروهاي عجيب و غريب و قدرتهايي كه در كائنات نهفتهاند، همه برهان قدرت او هستند و همه به زبان حال با قرآن همصدايند كه: «إِنَّ اللّهَ عَلي كُلِّ شيء قَديرٌ». بهعلاوه در وجود هر انسان ميلياردها دلايل قدرت خدا آشكار است. قدرت انسان و توانايي او از ادلّه محكم قدرت خالق است، زيرا بديهي است كه مخلوق و قادر است و خودش مالك خودش نيست و خودش به خودش قدرت نداده است، چنانكه خودش به خودش گوش و چشم و دست و پا و معده و قلب و مغز و كبد نداده است. پس اين قدرت به او داده شده است و اين توانايي را از كسي كه جز خالق و آفريننده او نيست گرفته و بخشش و اعطاي اوست. در اين صورت آيا ممكن است بخشنده قدرت و تواناييدهنده، خود قادر و توانا نباشد؟ هرگز چنين امر محالي اتّفاق نيفتاده است و نميافتد.
در نهجالبلاغه، هم در ضمن خطبههايي كه اوصاف جلال و جمال و نعوت كماليّه در آن مذكور است، هم در خطبهها و بياناتي كه از افعال الهي سخن فرموده است، و هم در مواردي كه نعمتهاي خدا را برشمرده و در ضمن مواعظ و نصايح و بيان عنايات الهي، قدرت خدا را ياد كرده و عظمت آن را تذكّر داده است، مصاديق و متعلّقات و مظاهر قدرت حق بهطور مكرّر و به تفصيل بيان شده است. از جمله در اوّلين خطبه ميفرمايد:
فَطَرَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِه.
خلايق را به قدرت خود آفريد.
در خطبه 90 ميفرمايد:
هُوَ القادِرُ الَّذي إِذَا ارتَمَتِ الأَوهامُ لِتُدرِكَ مُنقَطَعَ قُدرَتِه، وَحاوَلَ الفِكرُ المُبَرَّأُ مِن خَطَراتِ الوَساوِسِ أَن يَقَعَ عَلَيهِ في عَميقاتِ غُيوبِ مَلَكوتِه، وَتَوَلَّهَتِ القُلوبُ إِلَيهِ لِتَجرِيَ في كَيفِيَّةِ صِفاتِه، وَغَمَضَت مَداخِلُ العُقولِ في حَيثُ لا تَبلُغُهُ الصِّفاتُ لِتَنالَ عِلمَ ذاتِه رَدَعَها وَهِيَ تَجوبُ مَهاوِيَ سُدَفِ الغُيوبِ، مُتَخَلِّصَةً إِلَيهِ سُبحانَهُ، فَرَجَعَت إِذ جُبِهَت مُعتَرِفَةً بِأَنـَّهُ لا يُنالُ بِجَورِ الاِعتِسافِ كُنهُ مَعرِفَتِه، وَلا تَخطُرُ بِبالِ أُولِي الرَّوِيّاتِ خاطِرَةٌ مِن تَقديرِ جَلالِ عِزَّتِه.
اوست توانايي كه هرگاه تمام وهمها به هم بپيوندند و با يكديگر همكاري كنند براي آنكه پايان قدرت او را درك نمايند، و انديشه پاك از خطرات وسوسهها بخواهد كه به غيبهاي عميق ملكوت او برسد، و دلها واله و شيفته شوند براي اينكه در چگونگي صفات او به جريان افتند، و عقلها بهگونهاي وصفناپذير براي دستيابي به عالم ذاتي او از راههايي بس باريك گام بردارند (يعني بسيار دقيق شوند)، به آن نميرسند و ردع ميكند و باز ميدارد آن عقلها و وهمها و فكرها را از آنچه در پي آنند از درك پايان قدرت و اسرار عميق سلطنت و چگونگي صفات و كُنه ذات او، و آنها (اوهام و عقول و افكار) در حالي كه طيميكنند درّههاي تاريك غيبها را براي تخلّص و بيرون شدن از آنها بهسوي خداوند سبحان، پس منعشده بازگردند (يعني به ناتواني خود از اين ادراك پيميبرند) در حالي كه معترفند سير در اين راه اشتباه است و كُنه معرفت او درك نميشود، و به دل صاحبان فكرها خاطرهاي از اندازه بزرگي عزّت او خطور نميكند.
در خطبه 108 ميفرمايد:
سُبحانَكَ. ما أَعظَمَ ما نَري مِن خَلقِكَ، وَما أَصغَرَ عِظَمَهُ في جَنبِ قُدرَتِكَ، وَما أَهوَلَ ما نَري مِن مَلَكوتِكَ، وَما أَحقَرَ ذلِكَ فيما غابَ عَنّا مِن سُلطانِكَ.
تو را تسبيح ميگويم. چه بزرگ است آنچه ميبينم از آفرينش تو، و چه كوچك است هر بزرگي در جنب قدرت تو، و چه هولناك است آنچه ميبينم از ملكوت و پادشاهي تو، و چه حقير است اين در جنب آنچه از ما پنهان است از سلطنتتو.
در خطبه 164 ميفرمايد:
فَأَقامَ مِن شَواهِدِ البَيِّناتِ عَلي لَطيفِ صَنعَتِه وَعَظيمِ قُدرَتِه مَاانقادَت لَهُ العُقولُ مُعتَرِفَةً بِه وَمُسَلِّمَةً لَهُ.
پس، از گواههاي آشكار بر لطف صنع و عظمت قدرت خود، برپا داشت آنچه را كه عقلها براي او فرمانبر گرديدهاند در حالي كه معترف به او و تسليم فرمان او هستند.
در خطبه 182 ميفرمايد:
خَلَقَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِه، وَاستَعبَدَ الأَربابَ بِعِزَّتِه.
به قدرتش خلايق را آفريد، و با عزّتش بزرگان و قدرتمندان را بنده خود قرارداد.
در خطبه 227 ميفرمايد:
مُستَشهِدٌ بِحُدوثِ الأَشياءِ عَلي أَزَلِيَّتِه، وَبِما وَسَمَها بِه مِنَ العَجزِ عَلي قُدرَتِه.
استشهاد ميكنم به حدوث و پيدايش اشياء بر ازليّت او ]و اينكه مسبوق به عدم نيست[، و به داغ و نشانه عجزي كه بر اشياء زده است به قدرت و توانايي او.
و در ادامه همين خطبه ميفرمايد:
وَ لَو فَكَّروا في عَظيمِ القُدرَةِ وَجَسيمِ النِّعمَةِ لَرَجَعوا إِلَي الطَّريقِ وَخافوا عَذابَ الحَريقِ.
اگر در عظمت توانايي و بزرگي نعمت خدا بينديشند، هرآينه بهراه بازگردند و از عذاب خدا بترسند.
از آنجا كه بيش از اين نياز به استشهاد نداريم، مشتاقان را به مطالعه خطبههاي طولاني امام(عليه السلام) در الهيّات كه بيشتر آنها راجع به صفت قدرت و عظمت آن، و افعال الهي از احداث و ايجاد و انشاء و ابداع و اعطا و احيا و اماته و خلق و رزق ميباشد، ارجاع ميدهيم.
1. از محقّق طوسى قدّس سرّه القدّوسى در تفسير آيه كريمه (إِنَّما يَخشَى اللّهَ مِن عِبادِهِ العُلَماء)(فاطر (35) آيه 28) نقل شده است كه: خشيت حالتى است كه براى علما و دانشمندان در هنگام درك عظمت و جلال الهى حاصل مىشود.
2. فاطر (35) آيه 41.
3. بنابراين، اين ستاره دو ميليارد و هفتصد و پنجاه ميليون برابر زمين است.