The holy Prophet(SAW):The world will not come to an end until a man from my family (ahl al-bayt), who will be called al-Mahdi, emerges to rule upon my community.(Bihar al-anwar,V51,P75)

فصل هشتم

قدرت خدا در نهج‎البلاغه

يكي از صفات ثبوتيّه الهي صفت قدرت است كه بسياري از صفات ثبوتيّه ديگر نيز به آن برگشت دارند، مثل قيّوم، خالق، رازق، منعم، مفضل، محسن، مكرم، رحمان، رحيم، قاهر، غالب، معطي، غفّار، عزيز، جبّار، متكلّم، و مصوِّر. ثبوت و اثبات صفت قدرت، ثبوت و اثبات تمام صفاتي است كه به آن بازگردانده مي‎شوند، لذا شايسته است بحث جداگانه‎اي درباره اين صفت (قدرت) صورت گيرد.

 

ادلّه‎اي كه بر اثبات وجود خدا اقامه مي‎شوند مثل برهان حدوث و نظم و عنايت، بر قدرت خدا نيز دلالت دارند، و خلقت آسمان و زمين و تمام مخلوقات از كوچك و بزرگ با نظامات دقيقي كه در آنها حكمفرماست، و با تناسبي كه دارند، همه و هر يك دليلي هستند بر قدرت بي‎پايان او.

در اين بحث سخن از تفصيلات قدرت الهي و وسعت نامتناهي آن براي توجّه به عظمت آفريدگار توانا و حصول صفت شريف خشيت1 هرچه بيشتر گفته شود، بجا و مناسب و بلكه لازم است و تفكّر در آثار قدرت حق در آسمان و زمين، و كوه و دشت، و دريا و صحرا، و انسان و حيوان، و جماد و نبات، و باد و باران، و حجم ستارگان و شموس و كهكشانها، و حركات و مدارات و ارتباطات آنها با يكديگر و با زمين، و پرورش و تربيت موجودات زميني، انسان را در برابر كردگار حكيم توانا خاضع، و از تكبّر و نخوت، و خودبيني و غرور خالص مي‎سازد.

خوشا حال متفكّران و خوشا زندگي انديشمندان!

در قرآن مجيد آياتي كه دلالت بر قدرت عظيم و بي‎نهايت خدا و بر افعال او و خلق و آفرينش خلايق و صفات ثبوتيّه او مثل مميت و محيي، و رازق و فاطر و خالق مي‎كنند فراوانند و همه توانايي او را تذكّر مي‎دهند به اينكه خداست كه آسمانها و زمين را از سقوط و زوال و خروج از مدارات در حال سريع‎ترين حركات مستمر و غيرمنقطع نگه مي‎دارد (إِنَّ اللّهَ يُمسِكُ السَّمواتِ وَ‎الأَرضَ أَن تَزولا)2.

آري، خداست كه اين زمين پهناور را با كوهها و درياها و اقيانوسهايش و با همه جنبندگاني كه در آن زندگي مي‎كنند، به دور خورشيد در مداري معيّن و با نظمي دقيق گردش مي‎دهد و آن را از افتادن و تصادم نگاه‎مي‎دارد، و خورشيدي را كه مي‎گويند يك ميليون و سيصد هزار برابر زمين است در فضا بدون ستون نگاه داشته است.

خداست كه از جمله هزارها و ميليونها و ميلياردها آثار قدرتش چند ستاره ريز معروف به «هفت برادران» است و اندازه يكي از آنها را كه به سختي رؤيت مي‎شود، علماي هيأت و كيهان‎شناسان دوهزار و پانصد برابر خورشيد معيّن كرده‎اند.3

خلاصه، آثار قدرت خدا در تمام موجودات ظاهر است، و اين همه نيروهاي عجيب و غريب و قدرتهايي كه در كائنات نهفته‎اند، همه برهان قدرت او هستند و همه به زبان حال با قرآن همصدايند كه: «إِنَّ اللّهَ عَلي كُلِّ شيء قَديرٌ». به‎علاوه در وجود هر انسان ميلياردها دلايل قدرت خدا آشكار است. قدرت انسان و توانايي او از ادلّه محكم قدرت خالق است، زيرا بديهي است كه مخلوق و قادر است و خودش مالك خودش نيست و خودش به خودش قدرت نداده است، چنانكه خودش به خودش گوش و چشم و دست و پا و معده و قلب و مغز و كبد نداده است. پس اين قدرت به او داده شده است و اين توانايي را از كسي كه جز خالق و آفريننده او نيست گرفته و بخشش و اعطاي اوست. در اين صورت آيا ممكن است بخشنده قدرت و توانايي‎دهنده، خود قادر و توانا نباشد؟ هرگز چنين امر محالي اتّفاق نيفتاده است و نمي‎افتد.

در نهج‎البلاغه، هم در ضمن خطبه‎هايي كه اوصاف جلال و جمال و نعوت كماليّه در آن مذكور است، هم در خطبه‎ها و بياناتي كه از افعال الهي سخن فرموده است، و هم در مواردي كه نعمتهاي خدا را برشمرده و در ضمن مواعظ و نصايح و بيان عنايات الهي، قدرت خدا را ياد كرده و عظمت آن را تذكّر داده است، مصاديق و متعلّقات و مظاهر قدرت حق به‎طور مكرّر و به تفصيل بيان شده است. از جمله در اوّلين خطبه مي‎فرمايد:

فَطَرَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِه.

خلايق را به قدرت خود آفريد.

در خطبه 90 مي‎فرمايد:

هُوَ القادِرُ الَّذي إِذَا ارتَمَتِ الأَوهامُ لِتُدرِكَ مُنقَطَعَ قُدرَتِه، وَ‎حاوَلَ الفِكرُ المُبَرَّأُ مِن خَطَراتِ الوَساوِسِ أَن يَقَعَ عَلَيهِ في عَميقاتِ غُيوبِ مَلَكوتِه، وَ‎تَوَلَّهَتِ القُلوبُ إِلَيهِ لِتَجرِيَ في كَيفِيَّةِ صِفاتِه، وَ‎غَمَضَت مَداخِلُ العُقولِ في حَيثُ لا تَبلُغُهُ الصِّفاتُ لِتَنالَ عِلمَ ذاتِه رَدَعَها وَ‎هِيَ تَجوبُ مَهاوِيَ سُدَفِ الغُيوبِ، مُتَخَلِّصَةً إِلَيهِ سُبحانَهُ، فَرَجَعَت إِذ جُبِهَت مُعتَرِفَةً بِأَنـَّهُ لا يُنالُ بِجَورِ الاِعتِسافِ كُنهُ مَعرِفَتِه، وَ‎لا تَخطُرُ بِبالِ أُولِي الرَّوِيّاتِ خاطِرَةٌ مِن تَقديرِ جَلالِ عِزَّتِه.

اوست توانايي كه هرگاه تمام وهمها به هم بپيوندند و با يكديگر همكاري كنند براي آنكه پايان قدرت او را درك نمايند، و انديشه پاك از خطرات وسوسه‎ها بخواهد كه به غيبهاي عميق ملكوت او برسد، و دلها واله و شيفته شوند براي اينكه در چگونگي صفات او به جريان افتند، و عقلها به‎گونه‎اي وصف‎ناپذير براي دستيابي به عالم ذاتي او از راههايي بس باريك گام بردارند (يعني بسيار دقيق شوند)، به آن نمي‎رسند و ردع مي‎كند و باز مي‎دارد آن عقلها و وهمها و فكرها را از آنچه در پي آنند از درك پايان قدرت و اسرار عميق سلطنت و چگونگي صفات و كُنه ذات او، و آنها (اوهام و عقول و افكار) در حالي كه طي‎مي‎كنند درّه‎هاي تاريك غيبها را براي تخلّص و بيرون شدن از آنها به‎سوي خداوند سبحان، پس منع‎شده بازگردند (يعني به ناتواني خود از اين ادراك پي‎مي‎برند) در حالي كه معترفند سير در اين راه اشتباه است و كُنه معرفت او درك نمي‎شود، و به دل صاحبان فكرها خاطره‎اي از اندازه بزرگي عزّت او خطور نمي‎كند.

در خطبه 108 مي‎فرمايد:

سُبحانَكَ. ما أَعظَمَ ما نَري مِن خَلقِكَ، وَ‎ما أَصغَرَ عِظَمَهُ في جَنبِ قُدرَتِكَ، وَ‎ما أَهوَلَ ما نَري مِن مَلَكوتِكَ، وَ‎ما أَحقَرَ ذلِكَ فيما غابَ عَنّا مِن سُلطانِكَ.

تو را تسبيح مي‎گويم. چه بزرگ است آنچه مي‎بينم از آفرينش تو، و چه كوچك است هر بزرگي در جنب قدرت تو، و چه هولناك است آنچه مي‎بينم از ملكوت و پادشاهي تو، و چه حقير است اين در جنب آنچه از ما پنهان است از سلطنت‎تو.

در خطبه 164 مي‎فرمايد:

فَأَقامَ مِن شَواهِدِ البَيِّناتِ عَلي لَطيفِ صَنعَتِه وَ‎عَظيمِ قُدرَتِه مَا‎انقادَت لَهُ العُقولُ مُعتَرِفَةً بِه وَ‎مُسَلِّمَةً لَهُ.

پس، از گواههاي آشكار بر لطف صنع و عظمت قدرت خود، برپا داشت آنچه را كه عقلها براي او فرمانبر گرديده‎اند در حالي كه معترف به او و تسليم فرمان او هستند.

در خطبه 182 مي‎فرمايد:

خَلَقَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِه، وَ‎استَعبَدَ الأَربابَ بِعِزَّتِه.

به قدرتش خلايق را آفريد، و با عزّتش بزرگان و قدرتمندان را بنده خود قرار‎داد.

در خطبه 227 مي‎فرمايد:

مُستَشهِدٌ بِحُدوثِ الأَشياءِ عَلي أَزَلِيَّتِه، وَ‎بِما وَسَمَها بِه مِنَ العَجزِ عَلي قُدرَتِه.

استشهاد مي‎كنم به حدوث و پيدايش اشياء بر ازليّت او ]و اينكه مسبوق به عدم نيست[، و به داغ و نشانه عجزي كه بر اشياء زده است به قدرت و توانايي او.

و در ادامه همين خطبه مي‎فرمايد:

وَ لَو فَكَّروا في عَظيمِ القُدرَةِ وَ‎جَسيمِ النِّعمَةِ لَرَجَعوا إِلَي الطَّريقِ وَ‎خافوا عَذابَ الحَريقِ.

اگر در عظمت توانايي و بزرگي نعمت خدا بينديشند، هرآينه به‎راه بازگردند و از عذاب خدا بترسند.

از آنجا كه بيش از اين نياز به استشهاد نداريم، مشتاقان را به مطالعه خطبه‎هاي طولاني امام(عليه السلام) در الهيّات كه بيشتر آنها راجع به صفت قدرت و عظمت آن، و افعال الهي از احداث و ايجاد و انشاء و ابداع و اعطا و احيا و اماته و خلق و رزق مي‎باشد، ارجاع مي‎دهيم.


1. از محقّق طوسى قدّس سرّه القدّوسى در تفسير آيه كريمه (إِنَّما يَخشَى اللّهَ مِن عِبادِهِ العُلَماء)(فاطر (35) آيه 28) نقل شده است كه: خشيت حالتى است كه براى علما و دانشمندان در هنگام درك عظمت و جلال الهى حاصل مى‎شود.

2. فاطر (35) آيه 41.

3. بنابراين، اين ستاره دو ميليارد و هفتصد و پنجاه ميليون برابر زمين است.