خدمت مرجع عالي مقام شيعه، آيت الله العظمي صافي (مدظله)
با عرض ادب و ارادت!
... براي رهايي از گرفتاري هاي روحي و سلب توفيقاتي كه قبلاً داشته ام، چه بايد كرد؟
بسم الله الرّحمن الرّحيم
نامه شكايت آميز شما از حالات روحي و تأسف بر سلب بعضي توفيقاتي كه داشته ايد، واصل شد.
اين روحيه گله از نفس و توجه به منابع روحاني يا توجّه به ابتلا به خسارتها و زيانهاي معنوي، دليل بيداري ضمير و حيات قلب و آگاهي و سلامتي روح است و ضد حالت غفلت و بي اعتنايي به گناه است و حالت معاتبه نفس است، كه در اصلاح باطن بسيار مؤثر است.
در احاديث شريفه، قريب به اين مضمون آمده است كه در امم گذشته، شخصي بود كه ساليان دراز عبادت مي كرد، سپس به رسم آن زمان ها قرباني كرد و مقبول درگاه الوهيت، عزّاسمه، نشد. او خود را و نفس خود را مخاطب قرار داد و گفت: «به من نرسيد آنچه رسيد مگر از تو و نيست گناه، مگر از تو». خطاب شد كه اين نكوهش و توبيخ نفس، از آن سالها عبادت، بهتر است.
بايد شما با ايماني كه داريد، همين حالت شايسته را داشته باشيد. از فوت ثواب و محروم شدن از كار نيك ناراحت شويد. بنابراين در مقام جبران گذشته برآييد و شكر و سپاس خداي متعال را بجا آوريد كه اين وجدان روشن را به شما عطا فرموده است. به شكرانه آن برنامه هايي را كه داشته ايد با شوق و نشاط از سر بگيريد. از خدا توفيق بخواهيد و كمك و ياري طلب كنيد. انشاءالله حال شما از گذشته هم بهتر خواهد شد و صفاي باطن و نورانيت قلب شما، بيشتر مي شود.
بايد بنده، همواره مراقب حالات نفساني و قلب خود باشد كه در حديث است: «دل نيز مانند آهن زنگ مي گيرد، و با تلاوت قرآن كريم و ياد مرگ، زنگ آن زدوده مي شود.»1
اگر بتوانيد نفس خود را جريمه كنيد و او را در راه اطاعت و رياضت، زحمت بيشتر بدهيد.
زايد بر برنامه، اگر مي توانيد از مال خود، انفاق نماييد، يا نماز بيشتر بخوانيد يا قرآن زيادتر تلاوت كنيد. چنانچه در احوال بعضي بزرگان گفته شده است كه: وقتي نماز مغرب را مختصري از اول وقت تأخير انداخت، به كفاره آن و تأديب خود، بنده اي را آزاد كرد.
اين فقرات دعاوي شريف ابي حمزه ثمالي2را با توجه بخوانيد و اگر عيبي در كارتان است، آن را اصلاح كنيد: «مالي كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَريرَتي وَ قَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي عَرَضَتْ لي بَلِيَّةٌ اَزالَتْ قَدَمي وَ حالَتْ بَيْني وَ بَيْنَ خِدْمَتِكَ سَيِّدي لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَني وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَاَقْصَيْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَني اَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَني في مَقامِ الْكاذِبينَ فَرَفَضْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني غَيْرَ شاكِر لِنَعْمائِكَ فَحَرَمْتَني اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَني مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلَتْني اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني فِي الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ ايَسْتَني اَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَني الِفَ مَجالِسِ الْبَطّالينَ فَبَيْني وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَني ...»3
اينها اشاره به يك سلسله از عوامل قلّت يا سلب توفيق است كه به هر حال توجه آموز، بيدارگر و عافيت بخش است.
من اميدوارم كه شما تحت تأثير هيچيك از عواملي كه در اين دعا ياد شده قرار نگرفته باشيد. به اميد خدا برنامه ها را، مانند گذشته، اجرا كنيد; جلو برويد; قدم برداريد كه سعادتهاي بزرگ و درجات عالي و مقامات بلند در انتظار شماست.
به حضرت بقية الله، مولانا المهدي، ارواح العالمين له الفداء، متوسل باشيد و براي فرج ايشان دعا كنيد.
به اين بنده ضيعفِ سرمايه از دست داده و در بندِ نفس گرفتار مانده، از راه مرحمت دعا كنيد.
ثَبَّتَكُمُ اللهُ وَ اِيّانا بِالْقَولِ الثّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الاخِرَةِ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرينَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينْ.
والسلام عليكم و رحمة الله
لطف الله صافي
1 . فيض كاشاني ، محسن ، المحجة البيضاء ، ج 2 ، ص 211 ; اِنَّ الْقُلُوبَ تَصْدَعُ كَما يَصْدَعُ الْحَديد; فَقيلَ يا رَسُول الله : وَ ما جَلاءُها ; فَقالَ : تَلاوَةُ الْقُرْآنِ وَ ذِكْرُ الْمَوْتِ.
2 . عوف بن اسلم ، معروف به ابي حمزه ثمالي ; از اصحاب حضرت امام زين العابدين ، عليه السّلام.
3 . قمي ، حاج شيخ عبّاس ; مفاتيح الجنان ; و ترجمه اين عبارات چنين است: خداي من! چه شد كه هر بار گفتم درون خويش را، اصلاح مي كنم و همنشين توبه كنندگان مي شوم، گرفتاريي پيش آمد كه ثبات قدم را از من گرفت و ميان من و خدمت به تو جدايي افكند. مولاي من! شايد كه مرا از درگاه خويش رانده اي و از خدمت ]بندگي، در بارگاه قدست[ محروم كرده اي يا آنكه ديدي من در حق تو كوتاهي كردم، پس تو نيز مرا از خويش دور كردي يا آنكه ديدي من از تو روي گردانم، پس بر من خشم گرفتي يا شايد مرا در زمره دروغگويان يافتي از اين روي، رهايم كردي يا شايد ديدي كه من سپاسگزار مواهب تو نيستم، پس تو نيز بي نصيبم گذاشتي يا شايد آنكه مرا همنشين عالمان نديدي و از همين روي خوارم نمودي يا آنكه مرا در ميان غفلت زدگان ديدي و چنين شد كه از رحمتت، نااميدم كردي يا آنكه مرا در ميان اهل باطل ديدي، پس مرا به آنان واگذاردي.
- Messages [1]