قال رسول اللہ صلی اللہ علیہ واالہ : إنّما سمّي رمضان، لأنّه يحرق الذنوب ؛ اس مہینہ کا نام رمضان اس لئے رکھا گیا کہ یہ مہینہ گناہوں کو جلا دیتا ہے ۔ (شرح فروع الکافی ،ج/۴)

مقدمه

اَلْحَمْدُللهِِ رَبِّ الْعالَمين وَالصّلوةُ وَالسّلامُ عَلى سَيِّدِ رُسُلِهِ وَخاتَمِ أنْبيائِهِ أَبِى الْقاسِمِ مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّيّبينَ الطّاهِرينَ الْمَعْصُومينَ وَاللَّعْنُ عَلى أعْدائِهِمْ أجْمعين

قال الله تعالى:

«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّةٌ يَدْعُونَ اِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْروفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاُولئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ».(1)

يعنى: «و بايد از شما مسلمانان برخى، خلق را به خير و صلاح دعوت كنند و مردم را به نيكوكارى امر كرده، از بدكارى نهى كنند و آنانند رستگاران».

وقال الله تعالى:

«اَلَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِىَّ الاُْمّىَّ الَّذى يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِى التَّوراةِ وَالاْنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْروفِ وَيَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَالاْغْلالَ الَّتى كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذى اُنْزِلَ مَعَهُ اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».(2)

يعنى: «آنان كه پيروى كنند از رسول و پيغمبر امّى كه در تورات و انجيلى كه در دست آنهاست نگاشته مى يابند، آنها را امر به نيكويى و نهى از زشتى خواهد كرد و بر آنان هر طعام پاكيزه را حلال و هر پليد و منفور را حرام مى گرداند و احكام پر رنج و مشقتى را كه چون زنجير بر گردن خود نهاده اند بر مى دارد. پس آنان كه به او گرويدند و از او حرمت و عزّت نگاه داشتند و ياريش كردند و نورى كه بر او نازل شد پيرو شدند آن گروه به حقيقت رستگاران عالمند».

هر مسلمانى اهميت امر به معروف و نهى از منكر را مى داند و اگر به آيات كريمه قرآن مجيد و اخبار و أحاديث مرويه از پيغمبر اكرم و اوصياى بزرگوار آن حضرت ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ رجوع نمايد، درجه ترغيب و تأكيد خداوند متعال و اولياى اسلام را درباره اين دو واجب بزرگ، مى فهمد.

ما، در اين مقدمه از بيان آثار و نتايج عظيمه اين وظيفه دينى و اخلاقى در هدايت جامعه به راه نيكبختى و حصول ثواب و عنايات الهيّه و اجراى قواعد و مقررات مفيده اسلامى و نگهدارى رسوم عدالت و مساوات و تهذيب اخلاق و بسط علم و فرهنگ و ايجاد يگانگى و اتحاد و تعظيم از تشخّصات و شعائر دينى و ملى و دفاع از حقوق همه افراد و حمايت از ضعفا و مظلومين و بينوايان و مبارزه با فحشا و منكرات و جلوگيرى از ستم ستمكاران و تعديات و حق كشيها و بالأخره انواع مصائب و آلامى كه امروز نوع بشر به آنها مبتلا و گرفتار است، بى نياز هستيم. فقط مى خواهيم خوانندگان اين اوراق را به مسئوليت بزرگى كه اولا: در پيشگاه عدل و حساب الهى، و ثانياً: در برابر وجدان پاك خود، ثالثاً: در مقابل تاريخ و جامعه انسانيت و نسل آينده دارند، متوجه نماييم تا با كمال دقت، اين رساله را مطالعه نموده ميان خود و خدا به حساب اين واجب بزرگ و معامله اى كه بسيارى از ما مسلمانان امروزه با آن مى نماييم، رسيدگى فرمايند.

مى خواهيم از آنهايى كه از خدا مى ترسند و نداى وجدان پاك انسانيت را مى شنوند بپرسيم كه مسئول اين گناهان و معصيتهايى كه متداول شده و زشتى و قبح پاره اى از آنها از ميان رفته، كيست و آن كسانى كه بطور كلى امر به معروف و نهى از منكر را ترك نموده اند، عذرشان چيست؟

اهل اطلاع و بصيرت مى دانند كه يكى از بزرگترين علل انحطاط و عقب ماندن ما مسلمانان امروزه از كاروان ترقى و تمدن و رواج بازار فساد و اخلاق سيئه و بيگانه پرستى ـ كه در ميان ملل اسلامى بى سابقه است ـ ترك امر به معروف و نهى از منكر و فقدان شجاعت اخلاقى و صراحت لهجه است.

امروز هم اگر بخواهيم مانند اسلاف و گذشتگان خود به كمال مجد و شرف برسيم و طورى زندگى كنيم كه دست دشمنان از سر ما كوتاه و از اين بى نظميها و هرج و مرجها نجات يابيم، بايد با تمام خلوص نيت در مقام رفع موانع و معايب برآمده، امر به معروف و نهى از منكر نماييم.

معلوم است كه تعليمات اسلامى بهترين و كاملترين تعاليم آسمانى است و ممكن نيست كه جامعتر از آن به فكر هيچ مشرّع و قانونگذارى برسد، اما اين تعليمات وقتى سودمند خواهد بود كه توسط امر به معروف و نهى از منكر اجراى آن ضمانت گردد.

اسلام نه فقط به تمام افراد حق داده است كه در اجراى قواعد و تعاليم اسلامى نظارت كنند، بلكه آن را از وظايف حتمى هر فرد دانسته و پيروان خود را در ترك اين وظيفه مورد بازخواست و مؤاخذه قرار مى دهد و با حفظ اين اصل بزرگ، مى خواهد عاليترين مجتمع بشرى را تشكيل دهد.

اين كانونهاى بدبختى و اين مؤسسات قمار و ربا و اين گناهان كوچك و بزرگ در جوامع مسلمين ثمره مسامحه در اداى اين وظيفه است. اين ظلم و ستم و انواع تقلّبها و خيانتها و پشت هم اندازيها و جلو آمدن اشخاص نالايق و روى كار آمدن مردمان منفعت پرست و فاسد الأخلاق و تكثير جرائم و جنايات، معلول اجرا نشدن حدود اسلامى است. اگر دست دزد را مى بريدند، يا ميخوران و مرتكبين اعمال زشت ديگر را مطابق موازين اسلامى به كيفر مى رساندند، هرگز براى جلوگيرى از اين مفاسد محتاج به صرف اين مخارج هنگفت و اين تشكيلات عريض و طويل بى فايده نمى شدند.

البته توجه به اين موضوع و اِعمال نظارت و مواظبت در اجراى احكام و تكاليف و رعايت آداب حسنه، محتاج به حصول يك مرحله از رشد و فهم است و تا سطح معارف و معلومات جامعه به حدّ كافى ترقى نكند نبايد انتظار داشت كه همه و هر كس در امر به معروف و نهى از منكر ساعى و كوشا باشد، ولى نمى توان اين جهت را عذر مسموعى شمرد و خود را در كوتاهى و غفلتى كه نسبت به اداى اين وظيفه روا داشته ايم بى تقصير و معذور بدانيم.

در اينجا مقدمه را خاتمه داده و اين نكته را هم يادآور مى شويم كه غرض از نگارش اين رساله اين نيست كه بعض مردمان نادان بى اطلاع از آداب و اخلاق حسنه و مسايل امر به معروف و نهى از منكر به نام امر به معروف و نهى از منكر، هياهو و جار و جنجال برپا كرده براى يك موضوع كوچك، مفاسد بزرگ توليد كنند; زيرا علاوه بر آنكه امر به معروفى كه چنين اشخاصى بنمايند سودى نخواهد داشت، ممكن است بواسطه سوء اخلاق و بى نزاكتى و درشتى و خشونتهاى بى موردى كه از اينگونه افراد در بسيارى از موارد صادر مى شود، شريعت سمحه سهله اسلامى كه مبنى بر مهربانى و حسن ادب است و بهترين روش اخلاقى را به جامعه ياد مى دهد، به صورت ديگر معرفى گرديده و وضع آنها و نادانيهايى كه به اين اسم مرتكب مى شوند، موجبات تنفّر و انزجار مردم را فراهم كند. پس، از اين دسته تقاضا داريم كه با مطالعه كتابهايى كه راجع به امر به معروف نوشته شده قبلا اين نقاط ضعف و نواقص اخلاقى را مرتفع ساخته و آداب و احكام شرعيه آن را فرا گيرند و از كسانى كه ملتفت و آگاه هستند خواهشمنديم كه در اداى اين وظيفه بزرگ، مسامحه نكرده موجبات سربلندى و افتخار خود و جامعه مسلمين را فراهم فرمايند.

 


1-سوره آل عمران، آيه 104

2-سوره آل عمران، آيه 157