قال رسول اللہ صلی اللہ علیہ واالہ : إنّما سمّي رمضان، لأنّه يحرق الذنوب ؛ اس مہینہ کا نام رمضان اس لئے رکھا گیا کہ یہ مہینہ گناہوں کو جلا دیتا ہے ۔ (شرح فروع الکافی ،ج/۴)

بعض انواع معروف و منكر از نظر دين اسلام

تعاليم اسلامى اگر چه تمام داراى يك روح است و به دور يك هسته و نقطه مركزى كه توحيد خالص و بى شايبه و ايمان به خداى يگانه است دور مى زند، متوجه سه جهت است: اصلاح عقايد، اصلاح اخلاق و معنويات، اصلاح اعمال و كردار.

در موضوع اصلاح عقايد، نظر اسلام اين است كه واقعاً بشر، موحّد و معتقد به خدا گردد و از شرك و پرستش غير خدا هر چيز و هر كس باشد نجات يافته عقايدى پيدا كند كه همان عقايد، مؤثر در وجود و متصرّف در امور او باشد و بفهمد كه همه بنده يك خدا هستند، همه را يك خدا آفريده و همه را همان خدا، روزى مى دهد و همان خدا مى ميراند و پس از مرگ در هنگام معين زنده مى كند و مالك همه و صاحب اختيار همه و برپادارنده و خالق همه اوست. خدا مى بخشد و خدا مى ستاند و خدا گناهان را مى آمرزد و به هر كارى توانا و به هر چيز و هر مطلب آگاه و داناست و از باطن و نيت هر كس با خبر است:

«يَعْلَمُ خائِنَةَ الاْعْيُنَ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ»(1)

علم و قدرت و همه صفات كماليه او نامحدود و بى انتهاست. تمام كاينات در قبضه قدرت او هستند و هيچيك از خود مالك نفع و ضررى نيستند. خدا هميشه بوده و هميشه خواهد بود:

«هُوَ الأوّلُ وَالاخِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَىء عَليمٌ»(2)

بايد چنين خدايى را پرستش كنند و از اعمال و كارهاى خود رضا و خشنودى او را بخواهند، جز به درگاه او به درگاه ديگرى اظهار عبوديت و بندگى و پرستش روا نيست. حكومت و پادشاهى مختص اوست و مخلوقات از شاه و گدا و سفيد و سياه به او محتاج هستند. او از همه بى نياز و غنى بالذّات است. هر كس تقوايش بيشتر و عملش صالحتر باشد به درگاه او مقرّبتر است:

«قُلْ يا اَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا اِلى كَلِمَة سَواء بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ اَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلايَتَّخِذَ بَعْضُنا أرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ».(3)

يعنى: «بگو اى اهل كتاب بياييد از آن كلمه حقّ كه ميان ما و شما يكسان است پيروى كنيم كه به جز خداى يكتا هيچكس را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و برخى، برخى را بجاى خدا تعظيم نكنيم».

«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صالِحاً وَلا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ اَحَداً».(4)

يعنى: «و هر كس به لقاى او اميدوار است بايد نيكوكار شود و هرگز در پرستش خدا احدى را به او شريك نگرداند».

«اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللهِ اَتْقيكُمْ»(5)

يعنى: «بزرگوارترين شما نزد خدا، با تقواترين مردمند».

و همچنين اسلام مى خواهد به بشر بفهماند كه مسئول سعادت و شقاوت او، خود اوست و هر كس در گرو عملى است كه انجام مى دهد و ميوه درختى را كه بكارد مى چيند و آثار كارها و اعمالش را مى بيند و همه اعمالش مضبوط و محفوظ است كه:

«وَعِنْدَنا كِتابٌ حَفيظُ».(6)

زندگى انسان منحصر به اين زندگى محدود و پر از ملالت، محنت و رنج و غم دنيا نيست، بلكه يك جهان ديگر و يك زندگى عاليتر و جاودان در پيش دارد كه سعادت و شقاوت او در آن جهان با اعمال و رفتارش در اين جهان پيوستگى و ارتباط دارد و هر كس در آن عالم كه عالم آخرت نام دارد و خداوند خلق اولين و آخرين را در آن محشور مى سازد به پاداش يا كيفر كارهايش مى رسد.

راجع به پيغمبران خدا ـ عليهم السّلام ـ، اسلام مى خواهد مردم را معتقد به حقانيت همه آنها از آدم تا حضرت خاتم الأنبياء ـ صلوات الله عليه وعلى جميع المرسلين ـ بنمايد. در قرآن مجيد مى فرمايد:

«قُلْ آمَنّا بِاللهِ وَما اُنْزِلَ اِلَيْنا وَما اُنْزِلَ عَلى اِبْراهيمَ واِسماعيلَ وَاِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالاْسْباطِ وَما اُوتِىَ مُوسى وَعيسى وَالنَّبيّونَ مِنْ رَبِّهِم لانُفَرِّقُ بَيْنَ اَحَد مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».(7)

يعنى: «بگو اى پيغمبر به خداى عالم و كتاب و شريعتى كه به خود ما نازل شده و آنچه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندانش نازل شد و آنچه به موسى و عيسى و پيامبران ديگر از جانب پروردگارشان آمد به همه ايمان آورده ايم فرقى ميان هيچيك از پيغمبران خدا نگذاريم; زيرا مطيع فرمان خدا هستيم».

و همچنين به آنچه از طرف خدا نازل شده مانند ولايت ائمّه اثنى عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ و ثواب و عقاب و بهشت و جهنّم و صراط و ميزان عقيده مند مى سازد.

امّا در قسمت اخلاق، مقصودش اين است كه انسان را از تحت تسلّط و نفوذ عادات زشت و اخلاق ذميمه كه بزرگترين مانع پيشرفت و سد راه ترقّى و كمال است، نجات دهد. و به اخلاقى نيكو كه مناسب مقام انسانيت است آراسته سازد و به آزادى روحى و حقيقى و حريت ضمير، راهبرى نمايد و حدّ وسطى را كه افراط و تفريط در آن نباشد به او بياموزد و به عدالت و ميانه روى دعوتش نمايد:

«اِنَّ اللهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسانِ»(8)

«اِعْدِلُوا هُوَ اَقْرَبُ لِلتّقْوى»(9)

و خلاصه بشر را به جميع مكارم اخلاق بطور واضح و روشن هدايت مى كند و بقدرى پيغمبر اكرم ـ صلّى الله عليه وآله ـ به شأن اخلاق اهميت داده است كه مى فرمايد:

«اِنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاْخلاق».(10)

يعنى: «همانا من براى به كمال رساندن فضائل اخلاقى برانگيخته شدم».

و امّا در قسمت اعمال و كردار، هدف اسلام اين است كه اعمال و كارهايى كه از انسان سر مى زند، ملايم با كمال و ترقى او باشد و اخلاق او را تحسين و تقويت نمايد و از كارهايى كه با كمال و ترقى واقعى او موافق نيست و باعث تقويت يا تكوين و پيدايش ملكات رذيله مى شود، دور بماند.

براى كسانى كه بخواهند از اين مطلب كاملا مطلع و آگاه گردند و بدانند كه اسلام مى خواهد افراد را چگونه تربيت كند و جامعه را چطور بسازد، بهترين راه، مراجعه به آيات قرآنيه و احاديث و اخبار و دستورات و مقرراتى است كه در دين حنيف اسلام راجع به همه كارها و امور زندگى داده شده است. و همچنين مطالعه تاريخ احوال پيغمبر اكرم و ائمّه طاهرين ـ صلوات الله عليهم ـ و رجال بزرگ اسلامى است.

تعداد كتابهايى كه علما و فقها و فلاسفه و ارباب علم اخلاق و روانشناسان و محدّثين و مورخين و اهل اطلاع راجع به تعاليم اسلامى نوشته و در دسترس مطالعه عموم و حكومت افكار گذارده اند بيش از آن است كه بتوان احصا نمود.

تغييرات و اختلافات ازمنه و امكنه و تبديلات مظاهر عالم ماده و عوض شدن سبك و روش زندگى بشر و پيشرفت او در تكميل وسايل معيشت و حل مشكلات و كشف اسرار عالم طبيعت، احتياج او را به اين تعليمات سلب نمى كند و اكنون كه هزار و سيصد و شصت و نه سال از هجرت حضرت خاتم الانبياء ـ صلوات الله عليه وآله ـ مى گذرد، تفاوتى در جنبه احتياج او به اين تعاليم عاليه حاصل نگشته و بلكه حاجت او از روز اول و آغاز ظهور اسلام به مراتب شديدتر و بيشتر شده است.

يك روز بود كه بشر مى توانست تنها زندگى كند و يا جامعه خاصى پديد آورد و با جمعيتهاى ديگر اصلا رابطه و آشنايى و تفاهم نداشته باشد، ولى امروز اين حرفها از ميان رفته است و همه مردم دنيا مانند يك جامعه و ساكنين يك شهرستان هستند و در نفع و ضرر با هم شريكند و منافع آنها در تماس و اصطكات است. يگانه تعاليمى كه مى شود با آن اين همه مردم را كه از نژادهاى مختلف تشكيل شده اند به هم نزديك و مربوط ساخت و مانند يك جامعه زنده قرار داد كه در ميان آنها آشنايى و تفاهم صحيح و منطق عادلانه برقرار گردد تا در نتيجه همه از هم كمك بگيرند و غمخوار هم و تابع يك هدف و يك نقطه شوند و انديشه و قدرت خود را صرف اذيت يكديگر و خراب كردن شهرها و بيچاره ساختن افراد نكنند، قواعد دين اسلام است.

مرور قرون و طول ازمنه و خضوع و تسليم بزرگان عالم و فلاسفه و علما و صاحبان عقول كبيره در برابر اين تعليمات آسمانى، اين حقيقت را روشن ساخته است كه جامعتر از اين احكام تصور نخواهد شد. چنانچه ظهور عجز رجال و دانشمندان و مردان و زمامداران بزرگ عصر حاضر در اصلاح امور جامعه و اداره عالم و برقرار كردن صلح و آشتى و محبت و صفا ميان بنى آدم و قصور آنها را از وضع قوانين و قواعدى كه براى تعيين مصالح و منافع ملل و امم و جلوگيرى از ستم و حقكشى وافى و كافى باشد، بهترين شاهد است كه بشر را با قوانين موضوعه و مقرراتى كه ساخته فكر خود اوست، اداره نمى توان كرد و كسى براى آن ارج و احترامى قايل نمى شود.

ما، در اين موضوعات نمى توانيم حق مطلب را در اين رساله كه به منظور ديگر نگاشته ايم ادا كنيم. مقصود اشاره و جلب توجه خوانندگان محترم به اين مطالب است و اينكه بدانيم راستى ما در برابر پيغمبر اكرم ـ صلّى الله عليه وآله ـ و اولياى اسلام و خدمتگزاران عالم ديانت و حضرت ولى عصر، امام زمان ـ ارواح العالمين له الفداء ـ بايد سرافكنده و خجل باشيم. و اعتراف كنيم كه بسيارى از ما با اعمال و اخلاق و كارهايى كه داريم به اسلام و جامعه بشريت خيانت مى كنيم.

ما اگر بى كم و زياد دستورات دينيه را به كار مى بستيم و سليقه ها و نظريات خود را در آن وارد نمى نموديم و جمال نورانى اسلام را به دنيا نشان مى داديم، علاوه بر آنكه جامعه خود را سربلند و نيكبخت مى نموديم باعث مى شديم كه ديگران هم از روش ما سرمشق گرفته به دين مبين اسلام بگروند. ما بايد التزامات دينى و اخلاقى خود را محكم و استوار سازيم و حقايق اسلامى و علوم و معارف قرآنى را در اين دنيايى كه وسيله تبليغ از هر زمان فراهم تر است به جهانيان بفهمانيم.

براى تكميل مطلب و روشن شدن ذهن بعضى از خوانندگان محترم و كسانى كه مواظب اداى فريضه امر به معروف و نهى از منكر هستند. بطور اجمال بعضى از اخلاق و كارهاى نيك و واجبات و مستحباتى را كه شرع مقدّس به آنها دستور داده و ترغيب و تحريص فرموده است، نام مى بريم و سپس به بعض از منكرات و اخلاق و كارهاى زشتى كه هر مسلمانى موظف است از آنها اجتناب و پرهيز نمايد، اشاره مى كنيم. و از خداوند توفيق علم و عمل به دستورات مذهبى و امر به معروف و نهى از منكر را براى عموم خواستاريم.

 


1ـ سوره غافر، آيه 19.

2ـ سوره حديد، آيه 3.

3ـ سوره آل عمران، آيه 66.

4ـ سوره كهف، آيه 110.

5ـ سوره حجرات، آيه 13.

6ـ سوره ق، آيه 4.

 7ـ سوره آل عمران، آيه 84.

8ـ سوره نحل، آيه 90.

9ـ سوره مائده، آيه 8.

10ـ بحارالانوار، ج16، ص210 و ج68، ص382.